طالبان فرزند صالح بخوانند. . .

در این بخش مقالات در زمینه دینی قرار داده می شود

مديران انجمن: CafeWeb, Dabir, Noha, bahar

طالبان فرزند صالح بخوانند. . .

پستتوسط bahar » دوشنبه آبان ماه 26, 1393 11:59 am

فرزند صالح؛ بزرگترین نعمت الهی



آرزوی فرزند، آرزوی هر انسان

هر موجودی، خواسته و ناخواسته بر آن است تا نوع خود را حفظ کند. این بقای نوع، هر چند که در بسیاری از موجودات به عنوان یک قانون و سنت الهی صورت می گیرد و به شکل غریزی در نهاد همگان قرار داده شده اما در نوع انسانی، به سبب وجود اراده و اختیار، معنا و مفهوم دیگری می یابد. همه موجودات بطور طبیعی و غریزی به فرزندداری گرایش داشته و اقدام به آن می کنند.

در نهاد همه موجودات علاقه به فرزند به هر شکل آن قرار داده شده است. در انسان نیز این علاقه و محبت وجود دارد و تولید نسل یکی از دغدغه ها و علاقه مندی های انسانی است تا این گونه بقای نسلی تضمین گردد.از گزارش خداوند در آیه 189 سوره اعراف درباره آدم و حوا (علیهما السلام) این معنا به دست می آید که ایشان آرزوی داشتن فرزندی صالح را داشتند؛ زیرا مراد از نفس واحده همان حضرت آدم(علیه السلام) و منظور از زوجها همان همسرش حضرت حوا(علیه السلام) است  آن دو بزرگوار هنگامی که دریافتند که حوا آبستن است، از خداوند خواستند تا رزندی صالح و سالم به ایشان ارزانی کند. به این معنا که از نظر اعضا کامل و بدون بیماری و نقص باشد و از نظر روحی و اعتقادی نیز در مسیر کمال گام بردارد. (اعراف، آیه 189 و 190)

از این آیات همچنین به دست می آید که هر انسانی این گونه است و آرزوی داشتن فرزندی سالم و صالح را دارد و از خداوند می خواهد که فرزندی سالم و صالح به ایشان عنایت کند تا این گونه سپاسگزار نعمت های الهی باشند؛ ولی با این همه، بسیاری از همسران پس از برخورداری از فرزندی اینچنین، راه ناشکری را در پیش می گیرند و گمان می کنند که در تولید فرزند کسی غیر از خداوند نقش داشته است، در حالی که اینچنین نیست و تنها خداوند است که این نعمت فرزندداری و فرزند سالم را به ایشان بخشیده است.

علاقه به فرزند اختصاص به عامه مردم ندارد، بلکه حتی پیامبران اولوالعزم چون حضرت ابراهیم(علیه السلام) به فرزند علاقه مند بود و از آن جایی که تا زمان پیری فرزندی نداشت، همواره دغدغه بی فرزندی او را می آزرد. از این رو با بشارت فرزندداری از سوی فرشتگان، ضمن شگفتی و تعجب، شادان می شود و همسرش این شادی را به صورت صوت و هیجانات صدایی ابراز می کند. (حجر، آیات 51 تا 54؛ و هود، آیات 69 تا 72) همچنین حضرت زکریا(علیه السلام) نیز با بشارت فرزندی به نام یحیی(علیه السلام) خوشحال می شود و با روزه سکوت، این نعمت را شکر می گذارد. (آل عمران، آیات 38 و 39؛ و نیز مریم، آیات 2 تا 7)





برای نویسنده این مطلب bahar تشکر کننده ها: 2
pejmanava (دوشنبه آبان ماه 26, 1393 8:25 pm), yosra69 (دوشنبه آبان ماه 26, 1393 9:20 pm)
رتبه: 14.29%
 
نماد کاربر
bahar
مدیر انجمن
مدیر انجمن
 
پست ها : 3506
تاريخ عضويت: چهارشنبه آذر ماه 15, 1390 12:30 am
تشکر کرده: 5837 بار
تشکر شده: 5121 بار
امتياز: 33890

Re: فرزند صالح؛ بزرگترین نعمت الهی

پستتوسط pejmanava » دوشنبه آبان ماه 26, 1393 8:26 pm



ربی هب لی ذریة صالحا .


جزاک الله خیرا

برای نویسنده این مطلب pejmanava تشکر کننده ها: 2
bahar (سه شنبه آبان ماه 27, 1393 2:48 pm), yosra69 (دوشنبه آبان ماه 26, 1393 9:20 pm)
رتبه: 14.29%
 
نماد کاربر
pejmanava
کاربر حرفه ای سایت
کاربر حرفه ای سایت
 
پست ها : 2996
تاريخ عضويت: جمعه آبان ماه 4, 1391 12:30 am
محل سکونت: Mahabad
تشکر کرده: 2893 بار
تشکر شده: 3332 بار
امتياز: 25740

Re: فرزند صالح؛ بزرگترین نعمت الهی

پستتوسط bahar » سه شنبه آبان ماه 27, 1393 2:57 pm


آمین یا رب االعالمین
ممنون کاک پژمان



فرزند، آزمون بزرگ الهی

خداوند در آیه 14 سوره آل عمران، بیان می کند که در ذات انسان ها علاقه به فرزند قرار داده شده و همین عامل خود عامل گمراهی بشر نیز می شود، زیرا در دام این زینت دنیایی می افتد و مسیر تعالی را گم می کند و یا از آن دور می شود؛ زیرا محبت ویژه به فرزند همانند محبت به زن و مال و متاع دنیای فریبنده، اجازه نمی دهد تا در مسیر آخرت و کمال گام های درست و استوار را بردارد.

فرزندداری ارتباط تنگاتنگی با عواطف و احساسات بشری دارد و به بخش بزرگی از نیازهای عاطفی و احساسی بشر از این طریق پاسخ داده می شود. عشق و علاقه به فرزند همان اندازه که پاسخگوی عواطف و احساسات آدمی است همان اندازه مایه آزمون های بزرگی برای اوست. انسان ها به اشکال گوناگون در دام این آزمون گرفتار می شوند و به سادگی نمی توانند سربلند از آن بیرون آیند.خداوند گزارش می کند که برخی از مردم به فرزند تفاخر می ورزند (کهف، آیات 34 تا 39) و فرزند بیشتر را مایه تفاخر و بزرگی خود برمی شمارند و بدان بر دیگران تکبر می ورزند و خودنمایی می کنند (مریم، آیه77؛ و نیز سبا، آیات 34 و 35) همین تفاخر و تکاثرطلبی، آنان را از خود و خدا جدا می کند و موجبات شرک، کفر و انکار قیامت و معاد ایشان را فراهم می آورد. (کهف، آیات 34 و 36 و 37 و 42)

البته برخی از فرزندان به طریق دیگر مایه گمراهی بشر می شوند و در دام خسران و زیان ابدی می افتند. (نوح، آیه 21) از این افراد می توان به کودکی اشاره کرد که حضرت خضر(علیه السلام) وی را می کشد چون زمینه کفر و گمراهی والدین خود را فراهم می آورد.

خداوند در آیه 14 سوره تغابن از دشمنی برخی از فرزندان با پدران مۆمن خود در امر دین خبر می دهد در همین آیه خداوند به مۆمنان توصیه می کند تا هوشیاری خود را حفظ کنند و از تأثیرات سوء فرزندان خود در امر دین بر حذر باشند؛ چنان که از ایشان خواسته است تا با عفو و گذشت و چشم پوشی همراه با هوشیاری زمینه بازگشت آنان به دین را فراهم آورده و اجازه ندهند تا ایشان به سبب تسلط عاطفی خود بر والدین آنان را گمراه کنند. در حقیقت مدارا با فرزندان باید به شکلی باشد که ایشان به دین بازگردند نه اینکه موجبات تزلزل دینی والدین را فراهم آورند و آنها را به راهی که می روند ببرند و در دام گمراهی افکنند.

اصولا یکی از روش های آزمون الهی، آزمون با نعمت است که از این جمله می توان به آزمون انسان ها با فرزندان اشاره کرد. از این رو خداوند در آیاتی از جمله 28 سوره انفال و 14 و 15 سوره تغابن نسبت به آزمایش مۆمنان از طریق فرزندان هشدار می دهد تا آمادگی روحی و روانی برای این آزمون سخت و خطرناک داشته باشند. این آزمون، اشکال گوناگونی دارد که از جمله آنها مرگ فرزندان است . (بقره، آیه 155)

از نظر بسیاری از مردم ارزش فرزند گاه حتی از دین و ایمان و آخرت نیز فراتر می رود و این گونه است که بسیاری از مردم دین و ایمان خویش را فدای فرزند می کنند.از این رو خداوند به مۆمنان هشدار می دهد تا در مقایسه و ارزیابی خود به درستی حرکت کنند و فرزند را فراتر از ارزش های اعتقادی و اموری چون خدا و جهاد و آخرت قرار ندهند. بنابراین لازم است تا انسان های مۆمن با پایین قراردادن ارزش فرزند درمقایسه با ارزش های الهی، پیامبر(صلی الله علیه وآله)، جهاد و آخرت، درمسیر تعالی و کمال به درستی گام بردارند. (توبه، آیه 24)

البته از نظر قرآن، فرزند خود یک ارزش است به شرط آنکه درمسیر تعالی وکمال مورد ارزیابی قرار گیرد و عامل بازدارنده نباشد.با این همه حتی اگر فرزند به عنوان یک ارزش و نعمت الهی با دیگر امور چون احسان و انفاق و محبت به خدا و اولیای الهی سنجیده شود، فرزند درمقایسه با آن باقیات صالحات، دارای ارزش محدود و ناچیزی است. (کهف، آیه46)به سخن دیگر، امیدبستن به فرزند، درمقایسه با امیدواربودن به پاداش الهی امری کم ارزش و ناچیز است؛ بنابراین باید توجه بیشتری به دیگر باقیات صالحات داشت و برای ذخیره آخرت و دست یابی به کمالات از آن بهره برد.






برای نویسنده این مطلب bahar تشکر کننده ها:
asmaa (چهارشنبه آذر ماه 5, 1393 10:12 am)
رتبه: 7.14%
 
نماد کاربر
bahar
مدیر انجمن
مدیر انجمن
 
پست ها : 3506
تاريخ عضويت: چهارشنبه آذر ماه 15, 1390 12:30 am
تشکر کرده: 5837 بار
تشکر شده: 5121 بار
امتياز: 33890

Re: فرزند، آزمون بزرگ الهی

پستتوسط bahar » پنج شنبه آبان ماه 29, 1393 3:54 pm

طالبان فرزند صالح بخوانند


بی تردید یکى از عوامل مؤثر در روح و جسم انسان تغذیه است ،تا آنجا که خداوند نیز سفارش به تغذیه حلال کرده است آنجا که می فرماید« فَلْیَنظُرِ الاِْنسَـنُ إِلَى طَعَامِهِ»(عبس/24) یعنى انسان هنگامى که مى خواهد غذایى را بخورد، ابتدا دقیقاً باید در آن بنگرد که چه چیزى را مى خواهد بخورد؟ آیا براى روح و جانش مفید است یا مضرّ ؟ حلال است یا حرام ...در جاى دیگر نیز مى فرماید:«.. .کُلُوا مِنَ الطَّیِّبَـتِ وَ اعْمَلُوا صَــلِحًا... »(مؤمنون/51) از غذاهاى پاکیزه بخورید و عمل صالح انجام دهید».

برخى از مفسران معتقدند ذکر این دو (خوردن غذاى پاک و انجام عمل صالح ) پشت سر یکدیگر دلیل بر وجود یک نوع ارتباط بین آن دو است و اشاره به این است که غذاهاى مختلف آثار اخلاقى متفاوتى دارد ، غذاى حلال و پاک ، روح را پاک مى کند و سرچشمه عمل صالح مى شود ، و غذاى حرام و ناپاک روح و جان را تیره و زمینه اعمال ناصالح را فراهم مى گرداندکسب حلال به نوعی از فعالیت اقتصادی گفته می شود که در چهار چوب قوانین اسلامی و شرعی انجام می شود و مهمترین خصوصیت آن نفع خود انسان چه از لحاظ مادی و چه از لحاظ معنوی و از طرفی رعایت کردن حق الناس می باشد

چون غذای حرام به شکم وارد شد مصداق آیه: « وَالَّذِی خَبُثَ لاَ یَخْرُجُ إِلاَّ نَكِدًا » از خبیثت چیزی جز خبیث خارج نشود و مصداق آن در ضرب المثلها این بیت است که: از کوزه همان تراود که در اوست ... و قوت یافتن و بسته شدن نطفه ای که با لقمه حرام بسته و رشد یافته چیزی جز خباثت نمی باشد و چگونه می توان به چشم او امیدوار بود که به نامحرم نگاه نکند و یا با زبان غیبت نکند و این چنین است حال سایر اعضاء به نسبت معاصی که صادر شده از شخص

تذکر این نکته نیز لازم به نظر می رسد که وجود انسان دو بعد دارد یکی بعد جسم او که تحت تأثیر ظاهری و مادی غذا است و معمولاً ما در مورد ظاهر غذایی که می خوریم دقت کافی را به کار می بریم و به بعد معنوی که حلال و حرام بودن آن است کمتر توجه می کنیم بعد دیگر انسان روح اوست که غذا به شدت بر آن تأثیر گذار است تا جائی که در حالات بعضی از اولیاء الله و بزرگان نوشته اند که با خوردن یک لقمه شبهه ناک آنهم به صورت اتفاقی تا مدت ها از توفیق نماز شب محروم می شده اند.

از آنچه گفته شدبنابه اصل علیت غذای حرام بر روح و روان انسان بسیار تأثیر گذار است و این تأثیر بر روان فرزند به هیچ وجه قابل انکار نیست مال حرام، نه تنها خود انسان را به سقوط می‌کشاند، بلکه فرزندان او را نیز بدبخت می کند. وضعیت تأسف‌آور فرهنگی و فساد اخلاقی رایج در جامعه کنونی در اثر مال حرام است که پدر و مادرها به خورد فرزندان می‌دهند. وضعیت بعضی دختران و پسران جوان خیلی بد است تا جایی که می‌توان گفت: عفت عمومی و غیرت عمومی نداریم و فساد اخلاقی، با کمال شهامت در جامعه ما حکم‌فرماست. عفت از زن‌ها و غیرت از مردها رفته و کار به جایی رسیده که بی  عفتی و بی غیرتی تبدیل به ارزش شده است.چرا چنین شده است؟به خاطر غذای حرام.در اداره های ما، بی‌کاری، کم کاری و رشوه خواری وجود دارد. معلوم است کسی که رشوه بخورد یا در اداره، کم کاری و بدکاری داشته باشد، درآمد او حرام است و دختر و پسر او در اثر لقمه حرام، دچار بی‌عفّتی می شوند و بدتر اینکه، بی‌عفّتی نزد آنان، تبدیل به ارزش می شود؛ با مسجد و معنویات سر و کار ندارند و  شبانه روز مشغول تلفن همراه خود هستند که برای برخی جوانان، خانه شیطان شده است.









برای نویسنده این مطلب bahar تشکر کننده ها:
asmaa (چهارشنبه آذر ماه 5, 1393 10:12 am)
رتبه: 7.14%
 
نماد کاربر
bahar
مدیر انجمن
مدیر انجمن
 
پست ها : 3506
تاريخ عضويت: چهارشنبه آذر ماه 15, 1390 12:30 am
تشکر کرده: 5837 بار
تشکر شده: 5121 بار
امتياز: 33890

Re: طالبان فرزند صالح بخوانند. . .

پستتوسط bahar » سه شنبه آذر ماه 4, 1393 2:42 pm



فرزند را در پناه خداوند قرار دادن



از آنجا که فرزند هر انسانی در معرض خطر و وسوسه شیطان قرار دارد بر پدر و مادر لازم است که فرزند خویش را در پناه خداوند قرار دهند از اینرو همسر عمران وقتی که خداوند مریم (علیه السلام) را به او عنایت کردگفت من فرزندم مریم و نسل و ذریه او را در پناه خداوند قرار می دهم تا از شر شیطان محفوظ بمانند. (وِإِنِّی أُعِیذُهَا بِكَ وَذُرِّیَّتَهَا مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ) (آل عمران 36)و هر آينه‌ من، او و نسل‌ وي ‌را از شر شيطان‌ ملعون‌ در پناه‌ تو مي‌كنم» تا شيطان‌ بر اغوا نمودن‌ او و فرزندانش‌ قادر نباشد. و خداوند جلّ جلاله اين‌ دعايش‌ را مستجاب‌ گردانيد زيرا در حديث‌ شريف‌آمده‌ است‌: «هيچ‌ نوزادي‌ نيست‌ مگر اين‌ كه‌ شيطان‌ او را در هنگام‌ ولادتش ‌مساس‌ مي‌كند، جز مريم‌ و پسرش».

دعا برای فرزند

در قرآن کریم بیش از بیست نوع دعا از حضرت ابراهیم نقل شده است از جمله:
دعا برای فرزندش در سه بخش اعتقادی و عملی و اخلاقی بیان گردیده است:

1- اعتقادی
(الف) توحید: (وَاجْنُبْنِی وَبَنِیَّ أَن نَّعْبُدَ الأَصْنَامَ ) (ابراهیم 35)
یعنی خدایا من و فرزندانم را از پرستش بتها دور بدار.


(ب) نبوت: (رَبَّنَا وَابْعَثْ فِیهِمْ رَسُولاً مِّنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِكَ
وَیُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَیُزَكِّیهِمْ إِنَّكَ أَنتَ العَزِیزُ الحَكِیمُ) (بقره 129)
پروردگارا فرزندان مارا شایسته آن گردان که برانگیزی ازمیان آنان رسولی که بر مردم
تلاوت آیات تو کند و آنان را علم کتاب و حکمت بیاموزد و روانشان را از هر نا پاکی پاک سازد.


(ج) امامت: (وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِیمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ
إِنِّی جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِن ذُرِّیَّتِی قَالَ لاَ یَنَالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ ) (بقره 124)
خداوند به ابراهیم فرمود من تو را به پیشوایی خلق برگزیدم وعرض کرد پیشوایی را
به فرزندانم نیز عطا فرما خداوند فرمود عهد من هرگز به افراد ستمگر نمی رسد.


2- عملی (اقامه نماز):
(رَبِّ اجْعَلْنِی مُقِیمَ الصَّلاَةِ وَمِن ذُرِّیَّتِی) (ابراهیم 40)
خدایا مرا و ذریه و فرزندانم را برپا کننده نماز قرار ده.


3- اخلاقی (تسلیم):
(ربَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَیْنِ لَكَ وَمِن ذُرِّیَّتِنَا أُمَّةً مُّسْلِمَةً لَّكَ ...) (بقره 128)
پروردگارا ما را تسلیم فرمان خویش قرار ده و فرزندان ما را نیز تسلیم فرمان خود قرار ده.

فرزند مایه روشنایی چشم

بعضی از فرزندان و همسران بال انسان هستند و مایه روشنایی چشم:
(رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّیَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْیُنٍ) (74/ فرقان)
پروردگارا! به‌ ما از همسران‌ و فرزندانمان‌ آن‌ ده‌ كه‌ مايه‌ روشني‌ چشمان‌ ما باشد» يعني: آنان‌ را ـ با توفيق‌ بخشيدن ‌ما و آنان‌ به‌ طاعت‌ خويش‌ ـ براي‌ ما شادي‌بخش‌ و مسرت‌آفرين‌ قرار ده‌. «قره‌العين‌» يعني: خنكي‌ اشك‌ چشم‌ زيرا خنكي‌ اشك‌ چشم‌ دليل‌ شادماني‌ و مسرت‌ است‌ چنان‌كه‌ گرمي‌ اشك‌ دليل‌ بر غم‌ و اندوه‌ مي‌باشد.در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌اكرم‌ صلّی الله علیه و سلّم فرمودند: «چون‌ انسان‌ بميرد، عمل‌ وي‌ جز از سه‌ چيز قطع‌ مي‌شود: صدقه‌ جاري‌، عملي‌ سودبخش‌، يا فرزند صالحي‌ كه‌ در حق‌ وي‌ دعا كند». «و ما را پيشواي‌ پرهيزگاران‌ قرار ده‌» يعني: ما را الگويي‌ قرار ده‌ كه‌ پرهيزگاران‌ به‌ ما در كار خير اقتدا كنند.














برای نویسنده این مطلب bahar تشکر کننده ها:
asmaa (چهارشنبه آذر ماه 5, 1393 10:12 am)
رتبه: 7.14%
 
نماد کاربر
bahar
مدیر انجمن
مدیر انجمن
 
پست ها : 3506
تاريخ عضويت: چهارشنبه آذر ماه 15, 1390 12:30 am
تشکر کرده: 5837 بار
تشکر شده: 5121 بار
امتياز: 33890

Re: طالبان فرزند صالح بخوانند. . .

پستتوسط asmaa » چهارشنبه آذر ماه 5, 1393 10:14 am

سلام علیکم بهار عزیز جزاک الله خیرا
خیلی خوب بود


برای نویسنده این مطلب asmaa تشکر کننده ها:
bahar (پنج شنبه آذر ماه 5, 1393 12:26 am)
رتبه: 7.14%
 
asmaa
کاربر نیمه فعال
کاربر نیمه فعال
 
پست ها : 35
تاريخ عضويت: پنج شنبه مرداد ماه 16, 1393 7:47 pm
تشکر کرده: 117 بار
تشکر شده: 69 بار
امتياز: 690

Re: طالبان فرزند صالح بخوانند. . .

پستتوسط bahar » پنج شنبه آذر ماه 5, 1393 12:29 am


وعلیکم السلام ورحمه الله وبرکاته
خواهر عزیزم اسما جان ممنونم


نماد کاربر
bahar
مدیر انجمن
مدیر انجمن
 
پست ها : 3506
تاريخ عضويت: چهارشنبه آذر ماه 15, 1390 12:30 am
تشکر کرده: 5837 بار
تشکر شده: 5121 بار
امتياز: 33890

Re: طالبان فرزند صالح بخوانند. . .

پستتوسط bahar » شنبه آذر ماه 15, 1393 4:09 pm


اسباب ودلایل انحرافات جنسی
و راه‌های علاج آن ازقرآن وسنت :قسمت اول



دلیل اول: آموزش ندادن آداب استئذان (اجازه‌ی ورود خواستن) به کودکانی که به سن بلوغ نرسیده اند، آنچنان که در سوره‌ی مبارکه‌ی نور آمده است.دلیل دوم: جدا نکردن بسترِ خواب کودکان از همدیگر؛ طبق فرمایش رسول الله صلی الله علیه وسلم دلیل سوم: خوابیدن یکی از فرزندان در اطاق خواب والدین بعد از سن 2 و 3 سالگی.

اگر از این دلایل سه‌گانه چشم‌پوشی کنیم، و از آن غافل شویم؛ جوانان (در آینده) در منجلاب انحرافات جنسی خواهند افتاد، و این مسأله از مهم‌ترین مسائلی است که دشمنان اسلام و دشمنان بشری از راه‌ها و با استفاده از وسایل گوناگون توانسته اند، جوانان ما را به سوی این جریان فاسد سوق دهند و این کار را با تمام توان با ویران‌کردن آداب و اخلاق و دوری از دین؛ و با هر وسلیه یا اسلحه‌ی گمراه‌سازی که ویرانگر اخلاق و آداب و دین باشد؛انجام داده اند.و آیاتی که پیش روی ماست به ما می‌آموزند که چگونه خانواده‌ای با آرامش اعصاب و روان و دارای احساس پاک و نیت خالص، قلب سلیم و صاحب افکار ناب و پاکیزه تربیت کنیم.این آیات دست ما را بر روی راه حل نهایی برای این مسأله‌ی دشوار و جدی می‌گذارد، بیایید باهم اولین راه حل را برای این مسأله از خلال کلام خداوند عزّوجل بخوانیم:

1- راه حل برای دلیل اول: که عبارت بود از این که کودکانی که به سن بلوغ نرسیده اند، آداب استئذان (اجازه خواستن) را آنچنان که در سوره‌ی نور ذکر شده نیاموخته اند، خداوند متعال می‌فرماید:يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِيَسْتَأْذِنكُمُ الَّذِينَ مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ وَالَّذِينَ لَمْ يَبْلُغُوا الْحُلُمَ مِنكُمْ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ مِّن قَبْلِ صَلَاةِ الْفَجْرِ وَحِينَ تَضَعُونَ ثِيَابَكُم مِّنَ الظَّهِيرَةِ وَمِن بَعْدِ صَلَاةِ الْعِشَاءِ ثَلَاثُ عَوْرَاتٍ لَّكُمْ لَيْسَ عَلَيْكُمْ وَلَا عَلَيْهِمْ جُنَاحٌ بَعْدَهُنَّ طَوَّافُونَ عَلَيْكُم بَعْضُكُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ(سوره‌ی نور، آیه‌ی 58).

ترجمه: «ای کسانی که ایمان آورده اید، باید بردگان شما و همچنین کودکان‌تان که به حد بلوغ نرسیده اند (ولی مسائل جنسی و عورت غیر آن را تمییز و تشخیص می‌دهند، به هنگام ورود به اطاق‌های خواب مردان و همسران) در سه وقت اجازه بگیرند، پیش از نماز صبح، و در نیم روز هنگامی که لباس‌های (معمولی) خود را درمی‌آورید و بعد از نماز عشاء (این اوقات) سه وقت (ویژه‌ی خلوت و آشکارشدن) عورت شماست، بعد از این سه وقت بر شما و آنان گناهی نیست، بدون اجازه وارد شوند (آنان خدمتکاران و کوچکان شما هستند و مشکل است هربار در سایر اوقات اجازه بگیرند) ایشان دور و بر شما در رفت و آمدند و شما نیز دور و برایشان در رفت و آمدید (و با صفا و صمیمیت خانوادگی به یکدیگر خدمت می‌نمایید) اینگونه (صریح و روشن) خداوند آیات را برای شما توضیح و تبیین می‌کند (تا خویشتن را در پرتو احکام قرآنی متأدب به اخلاق اسلامی کنید)».

این آیه از آیات سوره‌ی مبارکه‌ی نور می‌باشد. سوره‌ای که طی آن خداوند بر ما واجب نموده (این آداب را) بیاموزیم و بیاموزانیم. بطوری که در ابتدای سوره می‌فرماید:

سُورَةٌ أَنزَلْنَاهَا وَفَرَضْنَاهَا وَأَنزَلْنَا فِيهَا آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ لَّعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ
ترجمه: «(این) سوره‌ی مهمی است که ما آن را وحی کرده ایم (و احکام) آن را واجب نموده ایم، و آیه‌های واضحی و (دلایل روشنی که دالّ بر قدرت و یگانگی یزدان و آسمانی‌بودن قرآنند) در آن فرو فرستاده ایم تا این که پند بگیرند».

(راستی) چرا خداوندِ متعال به مؤمنان دستور می‌دهد که آن را یاد بدهند و (یاد گیرند)؟چون این سوره بسیاری از مسائل اخلاقی و آدابی که اکثر مردم از آن دور گشته اند، را حل می‌کند «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا ...» ای کسانی ایمان دارید که خداوند پروردگار است و اسلام دین شماست، و محمد پیامبر و رسول می‌باشد، به خدمتکاران و فرزندان‌تان تا زمانی که به سن بلوغ نرسیده اند این آداب گرانقیمت و ارزشمند را بیاموزید. یعنی این آداب و دستورات مخصوص خدمتکاران و فرزندانی است که به سن بلوغ نرسیده اند.

بنابراین، سن بلوغ کدام است؟

آیات قرآنکریم به این مهم اشاره کرده اند. آنجا که می‌فرماید:وَإِذَا بَلَغَ الْأَطْفَالُ مِنكُمُ الْحُلُمَ فَلْيَسْتَأْذِنُوا كَمَا اسْتَأْذَنَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ﴾. (سوره‌ی نور، آیه‌ 59).

و هنگامی که اطفال شما به سنّ بلوغ رسند باید اجازه بگیرند، همان گونه که اشخاصی که پیش از آنان بودند اجازه می‌گرفتند؛ اینچنین خداوند آیاتش را برای شما بیان می‌کند، و خدا دانا و حکیم است!

یعنی: کودک به مجرد احتلام (دفع ناگهانی شهوت در حال خواب یا بیداری) به سن بلوغ می‌رسد و مکلف می‌شود، فقها همگی بر این مطلب اتفاق نظر دارند که هرگاه کودک احتلام شد، بالغ شده و دیگر کودک نیست و نیز کنیز و دختر (آزاد) هرگاه احتلام شدند و (خون حیض از آنان جاری گشت) یا توانایی حاملگی را کسب کردند، بالغ شده و به سن تکلیف رسیده اند و این مطلب مورد اتفاق همگی فقها بوده و در آن هیچکس اختلاف ندارد، اما فقها بر مقدار سنی که در آن انسان به سن تکلیف می‌رسد، اختلاف نظر دارند. و در این خصوص دو نظریه وجود دارد:1- فقهای حنفی‌مذهب معتقدند که کودک تا زمانی که 18 سال را تمام نکرده باشد، به سن تکلیف نمی‌رسد.2- ولی فقهای شافعی و حنبلی‌ها بر این باورند که پسر یا دختر وقتی که به سن 15 سالگی رسید، دیگر بالغ شده و به سن تکلیف رسیده است.و هرکدام برای نظریه‌ی خود دلایلی دارند. به هرحال سن بلوغ چه 18 سال یا 15 سال باشد و چه یکی از نشانه‌های بلوغ مانند: رویش مو و ریش و سبیل برای پسران و برجستگی پستان‌ها یا حیض برای دختران باشد، عامل اساسی همان احتلام است، همچنانکه خداوند سبحان در این ایه به واژه‌ی «الحلم» اشاره می‌فرماید.پس بر اولیای امر لازم است که فرزندان را قبل از رسیدن به سن بلوغ، آداب اجازه‌گرفتن بیاموزند و این آداب در سه وقت است.

الف: وقت اول ﴿ مِّن قَبْلِ صَلَاةِ الْفَجْرِ ﴾ قبل از نماز صبح.چون در این هنگام مردم در لباس خواب به سر می‌برند و چه بسا پدر یا مادر در این موقع در ظاهری غیر معمول می‌باشند، یا لباسی غیر از لباس خواب به تن دارند.
و (ممکن است) بعضی از اعضای بدن نمایان باشد و یا در حالتی غیر معمول همچون هم آغوشی (با همسر) و غیره بسر برند، برای روشن‌ترشدن مطلب به این نمونه توجه کنید: «شخصی میگفت روزی با یکی از دوستان صحبت می‌کردم، او نیز از یکی از دوستانش برای من نقل کرد که در هنگام همبستری با همسرش ناگهان در اطاق باز شده و پسرش بالای سرشان ظاهر شده است».این مسأله واقعاً مشکل و آزاردهنده است، باید دید که چرا چنین حالت مشکلی پیش آمده است؟ اگر چنین حالتی برای شما پیش آید و شما به جای این پدر باشید، چه احساسی خواهید داشت، و چه خواهید کرد؟ پس مقصر (اصلی) پسر نیست، بلکه پدر است که آداب اجازه‌گرفتن را قبل از ورود، در این اوقات به او نیاموخته است، آموزش این آداب مانع ظهور و پیدایش آثار زشتی که در ذهن این پسر یا دختر بوجود می‌آید، می‌شود و این آثار هنگامی که به سن بلوغ رسید به صورت ترس و افسردگی شکننده ظاهر شده و در اعماق ذهنش نفوذ می‌کند (و فکر و ذکرش) را به خود مشغول می‌کند و به آن میل جنسی می‌گویند.


ادامه دارد........











نماد کاربر
bahar
مدیر انجمن
مدیر انجمن
 
پست ها : 3506
تاريخ عضويت: چهارشنبه آذر ماه 15, 1390 12:30 am
تشکر کرده: 5837 بار
تشکر شده: 5121 بار
امتياز: 33890

Re: طالبان فرزند صالح بخوانند. . .

پستتوسط bahar » دوشنبه آذر ماه 17, 1393 2:41 pm


اسباب و دلایل انحرافات جنسی
و راه‌های علاج آن ازقرآن وسنت :قسمت دوم


ب: وقت دوم :
﴿ وَحِينَ تَضَعُونَ ثِيَابَكُم مِّنَ الظَّهِيرَة ﴾ و هنگام ظهر که لباس‌های (معمولی) از تن بیرون می‌آورید.و این هنگام وقت خواب نیم‌روز است. هنگامی که پدر و مادر در حال خواب (و استراحت) نیمروز به سر می‌برند و (احتمالاً) بدلیل استراحت و گرمای هوا لباس‌های (معمولی) را از تن بیرون می‌آورند و یا اصلاً لباس به تن ندارند.


ج: وقت سوم :
﴿ وَمِن بَعْدِ صَلَاةِ الْعِشَاء) بعد از نماز عشاء.و آن هنگامی است که پدر و مادر لباس‌ها را از تن بیرون آورده و خود را برای خوابیدن و استراحت مهیا می‌نمایند، پس این لباس‌ها (لباس‌های خواب) یا نازک هستند، یا قابلیت پوشاندن اعضای بدن را ندارند، در نتیجه قسمتی با چیزی از عضای بدن والدین ظاهر و نمایان شده و یا طوری است که جایز نیست کسی آنان را در چنین حالتی ببیند.

لازم است که فرزندان‌مان را که هنوز به سن بلوغ نرسیده اند، آموزش دهیم تا در این اوقات سه‌گانه (در شبانه روز) قبل از ورود بر ما اجازه بگیرند، چون این اوقات، اوقاتِ عورت نامیده می‌شوند. چنانکه خداوند سبحان می‌فرماید:( ثَلَاثُ عَوْرَاتٍ لَّكُم)این سه وقت (ویژه‌ی خلوت و آشکارشدن) عورت شماست.پس لازم است که فرزندان پدر و مادر خود را در نیکوترین شکل از اشکال عفت و پاکدامنی مشاهده نمایند، به گونه‌ای که ذره‌ای به حیا و ادب خدشه وارد نشود، و نباید هیچگاه عورت پدر یا مادر جلو فرزندان آشکار شوند.و این دستور والای اسلامی که بسیاری از پدران و مادران از آن غافل و بی‌خبرند، تأکید می‌کند که غلامان و خدمتکاران و کنیزان نباید چشم به عورت خانم خانه بدوزند، و همچنین کودکان خردسال نیز نباید اقدام به چنین مشاهداتی بنمایند.

سبحان الله! بعد از گذشت چهارده قرن از نزول این آیات، دانشمندان علم روانشناسی اقرار می‌کنند، به این که مناظری که کودکان در کودکی به آن چشم می‌دوزند (در آینده) بر زندگی‌شان تأثیرگذار بوده و موجب تغییرات شخصیتی در آنها می‌شود و در شکل‌گیری شخصیت آنها مؤثر خواهد بود.همچنین دانشمندان علم روانشناسی تأکید می‌کنند که چنین مناظری که کودکان در کودکی به آنها می‌نگرند موجب ناراحتی‌های روحی و عصبی می‌گردد که رهایی از آنها مشکل است، پس با این وصف کدام یک می‌خواهد فرزندش به چنین ناراحتی‌ها و امراضی مبتلا گردد؟بنابراین، بر ما لازم است که به راه حل و چاره بیندیشیم و به آنها بیاموزیم که در این اوقات سه‌گانه قبل از ورود بر ما اجازه بگیرند.اگر از این دستورات مهم اسلامی غفلت ورزیم، اولین سبب انحراف جنسی جوانان بعد از سن بلوغ را موجب شده ایم، و اینچنین است که مظاهر این انحرافات در روزگار ما در بسیاری از خانواده‌ها به دلیل غفلت پدر و مادرها از این دستورات گرانبها که خداوند به ما امر کرده به چشم می‌خورد.

ادامه دارد . . .







نماد کاربر
bahar
مدیر انجمن
مدیر انجمن
 
پست ها : 3506
تاريخ عضويت: چهارشنبه آذر ماه 15, 1390 12:30 am
تشکر کرده: 5837 بار
تشکر شده: 5121 بار
امتياز: 33890

Re: طالبان فرزند صالح بخوانند. . .

پستتوسط bahar » سه شنبه آذر ماه 18, 1393 2:46 pm


اسباب و دلایل انحرافات جنسی
و راه‌های علاج آن ازقرآن وسنت :قسمت سوم


دلیل دوم: خوابیدن کودکان باهم در یک بستر:
اگر بخواهیم از این موضوع چیزی بدانیم و از اهمیت آن شناخت پیدا کنیم، لازم است که به سنت نبوی  مراجعه نماییم، آنجا که پیامبر(ص)می‌فرمایند: «مُرُوا أَوْلاَدَكُمْ بِالصَّلاَةِ وَهُمْ أَبْنَاءُ سَبْعِ وَاضْرِبُوهُمْ وَهُمْ أَبْنَاءُ عَشْرِ وَفَرِّقُوا بَيْنَهُمْ فِى الْمَضَاجِعِ» «فرزندان‌تان را در سن هفت سالگی به نمازخواندن امر کنید، اگر به سن ده سالگی رسیدند از انجام نماز سر باز زدند آنان را به خاطر این سرپیچی بزنید (تنبیه کنید) و بسترهایشان را از همدیگر جدا سازید».

پیامبر گرامی (ص)که خود اولین معلم این امت است به ما امر می‌فرماید که فرزندان‌مان را از سن هفت سالگی به نمازخواندن عادت دهیم، تا بر اثر تکرار و تمرین بصورت ملکه و عادت درآید، و چون به سن ده سالگی رسیدند باید آنان را با احکام نماز آشنا سازیم، اگر در سن ده سالگی از انجام نماز سرباز زدند (فقط به خاطر ترک نماز) باید آنان را زد.بنابراین، کودک که در سن هفت سالگی است بدون اکراه و از سر مهربانی دستور پدر و مادر را می‌پذیرد و توجیه و عادت دادنش به انجام دستورات عبادی از جمله نماز از طرف اولیاء بسیار آسان است و اگر به این کارها در کودکی عادت کند در سن ده‌سالگی و از آن به بعد نیز برایش سهل آسان است.اگر کودک در سن ده سالگی و بعد از آن نماز را ترک کند، بدون آن که اولیاء او را امر به انجام‌دادن آن نموده باشند، در این صورت نباید فرزند را سرزنش کرد، بلکه باید اولیاء را مورد طعن و سرزنش قرار داد که به وظیفه‌ی خود عمل ننموده اند.

پیامبر گرامی اسلام (ص)خطاب به ابی هریره رض فرمود: «يا أبا هريرة! مُرّ أهْلَكَ بالصلاة فإن اللهَ يأتيك بالرِّزق مِنْ حيثُ لَمْ يحتسب».«ای اباهریره! خانواده‌ات را به نماز امر کن (پس اگر چنین کردی) خداوند روزی تو را از (دری) می‌رساند که فکرش را نمی‌کنی».

و مؤید این فرموده‌ی پیامبر کلام خداوند متعال است که فرمود:( وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلَاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَيْهَا لَا نَسْأَلُكَ رِزْقًا نَّحْنُ نَرْزُقُكَ وَالْعَاقِبَةُ لِلتَّقْوَىٰ).(سوره‌ی طه، آیه‌ 132)«خانواده‌ی خود را به گزاردن نماز دستور بده (چرا که نماز مایه‌ی یاد خدا و پاکی و صفای دل و تقویت روح است) و خود نیز بر اقامه‌ی آن ثابت و ماندگار باش. ما از تو روزی نمی‌خواهیم، بلکه به تو روزی می‌دهیم. سرانجام (نیک و ستوده) از آن (اهل تقوی) و پرهیزگاری است».

هرگاه که امر کردن خانواده به نماز سبب گشایش رزق و روزی است، پس وای بر تو و خانواده‌ات؛ در دنیا و آخرت اگر آنان را امر نکنی.به فرمایش خداوند سبحان گوش جان بسپار که می‌فرماید: ﴿ فَخَلَفَ مِن بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضَاعُوا الصَّلَاةَ وَاتَّبَعُوا الشَّهَوَاتِ فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيًّا) (سوره‌ی مریم، آیه‌ی 59).ترجمه: «بعد از آنان فرزندان ناخلفی (روی کارآمدند و در زمین) جایگزین شدند که نماز را (ترک کردند و بهره‌مندی از آن را) هدر دادند و بدنبال (لذایذ و) شهوات راه افتادند و (مجازات) گمراهی خود را (در دنیا و آخرت) خواهند، نماز را ضایع کردند و به خانه‌های خدا (مساجد) نزدیک نشدند».

در حالی که مؤذن الله اکبر می‌گوید، آنان بدنبال خوشگذرانی و لهو و لعب و کارهای بیهوده و پیروی از هوای نفس می‌باشند، و آنگاه که بندگان ایماندار خدا و جوانان مسلمان و مطیع فرمان خداوند در خانه‌های خدا هستند آنان در اماکن و مراکز لهو و لعب و فساد مشغول چریدن و خوشگذرانی هستند، پس نماز را ضایع می‌گردانند و از هواهای نفسانی پیروی می‌کنند.پس ای پدر و ای مادر! (اگر سهل‌انگار باشی، و فرزندت را خوب تربیت نکنی) وای برتو که جایگاهت در جهنم محلی است به نام «غیّ» و این به تنهایی کافی نیست، بلکه خداوند می‌فرماید:

( وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنكًا وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَىٰ).(سوره‌ی طه، آیه‌ی 124) «و هرکه از یاد من روی بگرداند (و از احکام کتاب‌های آسمانی دوری گزیند) زندگی تنگ و (سخت و گرفته‌ای) خواهد داشت (چون نه به قسمت و نصیب خداداری قانع خواهد شد و نه تسلیم قضا و قدر الهی خواهد گشت) و روز رستاخیز او را نابینا (و عرصه‌ی قیامت گسیل و با دیگران در آنجا) گرد می‌آوریم».فقر و تنگ روزی در دنیا کوری نابینایی در آخرت. چون بالاتر و والاتر از نماز عبادتی نیست و اینچنین انسانی بالاترین و والاترین ذکر را ترک و ضایع کرده است. پس انسان با ترک نماز در دنیا در تنگ روزی دائم به سر خواهد برد و آیا از انحراف جنسی جوانان سیه‌روزی و تنگ‌روزی بزرگتر بازهم پیدا می‌شود؟

ادامه دارد . . .









نماد کاربر
bahar
مدیر انجمن
مدیر انجمن
 
پست ها : 3506
تاريخ عضويت: چهارشنبه آذر ماه 15, 1390 12:30 am
تشکر کرده: 5837 بار
تشکر شده: 5121 بار
امتياز: 33890

Re: طالبان فرزند صالح بخوانند. . .

پستتوسط bahar » سه شنبه آذر ماه 18, 1393 11:03 pm


اسباب و دلایل انحرافات جنسی
و راه‌های علاج آن ازقرآن وسنت قسمت سوم :


در نتیجه؛ دلیل دوم مطابق فرمایش پیامبر گرامی ص(و راه حلی که ارائه فرموده اند) این است: «وَفَرِّقُوا بَيْنَهُمْ فِى الْمَضَاجِعِ» و (کودکان‌تان) را در بسترها از هم جدا کنید.جدایی و به تنهایی خوابیدن کودک در بستر امری مهم و بسیار خطیر است، و با سهل‌انگاری و ساده‌انگاشتن این امر موجبات انحراف جنسی و اخلاقی در آینده پدیدار می‌گردد.پس جای خود دارد که در حکمت دوراندیشی پیامبر گرامی ص اندیشه کنیم که با چه دقت و درایتی دستور به جدایی فرزندان در بسترهای خواب داده است.بنابراین، لازم است که بستر خواب پسران از هم جدا باشد تا منجر به عمل زشتِ لوط (همجنس بازی) نگردد. و نیز بستر خواب دختران از هم جدا باشد تا مرتکب عملِ سحاق (مالیدن آلت تناسلی جنس مؤنث به هم) نشوند.و به طریق اولی باید بستر خواب دختر و پسر را از هم جدا کرد، تا این که خدای ناکرده مرتکب عمل زنا نگردند و موجباتی پیش نیاید که هیچکس از سزایش در امان نخواهد بود.

در کتاب «صارح طفلک عن الجنس» (کودکت را از مسایل جنسی آگاه کن) که برنامه‌ی درسی ویژه‌ی کودکان در آمریکا می‌باشد، آمده است: «لازم است که از خوابیدن کودکان در یک بستر واحد جلوگیری شود و نیز بهتر است که اطاق خواب آنها یکی نباشد، چون کودکانی در یک بستر واحد و در کنار هم می‌خوابند بر اثر تماس و مالش اعضای بدن آنها باهم تحریک شده و موجب انحراف آنها می‌گردد، چرا که مالش اعضای بدن باهم با وجود گرمای هوا در تابستان و یا سردی هوا در زمستان و نیز گرمای ایجاد شده در محیط موجب تحریک اعضای تناسلی شده و عواقبی به دنبال دارد که نه کسی آن را می‌پسندد و نه کسی جز خدا سرانجامش را می‌داند.امروزه دانشمندان به این نتیجه رسیده اند که کودکانی که در یک بستر واحد می‌خوابند، در اثر تماس جنسی آنها باهم و در اثر دمای هوا؛ بیشتراز وسایل گمراه‌کننده و تبلیغات رسانه‌های گوناگون همچون روزنامه‌ها و مجلات مختلف و اغواءکننده تحریک می‌شوند.

ستایش و تسبیح مخصوص خداوند است که چه زیبا فرمود و با چه بیان گویا و شیوایی حق مطلب را ادا کرد؛ طبیب طبیبان؛ معلمی که علومش را از آسمان دریافت می‌کرد، با آن که بیشتر از چهارده قرن از آن زمان می‌گذرد، آنجا که فرمود:«وَفَرِّقُوا بَيْنَهُمْ فِى الْمَضَاجِعِ» بسترهای خواب آنها را از هم جدا سازید.راست فرمودی! ای سرورم، و ای فرستاده‌ی خدا؛ و آنکسی که تو را آموزش داد نیز راست فرمود. و این از معجزات پیامبر خدا ص است.

ادامه دارد . . .







برای نویسنده این مطلب bahar تشکر کننده ها:
pejmanava (پنج شنبه آذر ماه 20, 1393 1:15 pm)
رتبه: 7.14%
 
نماد کاربر
bahar
مدیر انجمن
مدیر انجمن
 
پست ها : 3506
تاريخ عضويت: چهارشنبه آذر ماه 15, 1390 12:30 am
تشکر کرده: 5837 بار
تشکر شده: 5121 بار
امتياز: 33890

Re: طالبان فرزند صالح بخوانند. . .

پستتوسط bahar » يکشنبه آذر ماه 23, 1393 2:58 pm


اسباب و دلایل انحرافات جنسی
و راه‌های علاج آن ازقرآن وسنت قسمت چهارم :

و اما سومین دلیل از دلایل انحرافات جنسی در جوانان «خوابیدن فرزندان در اطاق خواب والدین بعد از سن 2 و 3 سالگی است».در کتاب «تحفه العروس» چنین آمده است: خوابیدن کودکان در اطاق خواب والدین به طور کلی کاری است دور از خرد. چون کودکان که همیشه در حال خواب بسر نمی‌برند و چه بسا گاهی اوقات خود را به خواب می‌زنند و وانمود می‌کنند که خوابیده اند؛ در حالی که بیدارند، و نسبت به حرکات و کلماتی که از والدین سر می‌زند کنجکاو شده و موجب تحریک جنسی آنان می‌گردد.

و بدبختی و سیه‌روزی اینجاست که هیچ چیز مانع از آن نمی‌شود، چرا که کودکان با صداهای کوچک یا تکان‌خوردن لحاف و یا کوچکترین لمس و تماس بدنی از خواب می‌پرند، و یا ممکن است در بسیاری از موارد در اثر سهل‌انگاری و عدم تعلیم آداب اجازه‌گرفتن برای ورود به اطاق خواب و استراحت پدر و مادر حالاتی از انحرافات جنسی در آنها ظاهر گردد؛ یعنی ممکن است اطاق خواب و استراحت پدر و مادر مجزا باشد، ولی به علت این که ممکن است هر لحظه فرزندان بدون اجازه وارد شوند؛ پدر و مادر را در وضعی غیر معمول مشاهده نموده و موجب پیدایش انحرافات جنسی در آنان می‌شود.

برادرم! به خاطر خدا هم که شده به داد خودت برس، و فرزند خودت را براساس آداب سه‌گانه‌ای که در سوره‌ی مبارکه‌ی نور تفصیل آن رفته تربیت کن.آنان را باهم در یک بستر مخوابان؛ همراه خودت در اطاق خواب خودت و همسرت آنان را جای مده؛ چون کودکان با صداهای کوچک و به محض شنیدن پچ پچ یا کوچکترین حرکتی از خواب بیدار می‌شوند. بنابراین، این دستورات باید به کودکانی که هنوز به سن بلوغ نرسیده اند، آموزش داده شود.اما اگر به سن بلوغ رسیدند؛ دستورات دیگری در قرآن و سنت وجود دارد که پدر و مادر باید به فرزندان‌شان یاد بدهند.

ادامه دارد. . .



نماد کاربر
bahar
مدیر انجمن
مدیر انجمن
 
پست ها : 3506
تاريخ عضويت: چهارشنبه آذر ماه 15, 1390 12:30 am
تشکر کرده: 5837 بار
تشکر شده: 5121 بار
امتياز: 33890

Re: طالبان فرزند صالح بخوانند. . .

پستتوسط bahar » يکشنبه آذر ماه 23, 1393 2:59 pm


اسباب و دلایل انحرافات جنسی
و راه‌های علاج آن ازقرآن وسنت قسمت پنچم :

و اما سومین دلیل از دلایل انحرافات جنسی در جوانان «خوابیدن فرزندان در اطاق خواب والدین بعد از سن 2 و 3 سالگی است».در کتاب «تحفه العروس» چنین آمده است: خوابیدن کودکان در اطاق خواب والدین به طور کلی کاری است دور از خرد. چون کودکان که همیشه در حال خواب بسر نمی‌برند و چه بسا گاهی اوقات خود را به خواب می‌زنند و وانمود می‌کنند که خوابیده اند؛ در حالی که بیدارند، و نسبت به حرکات و کلماتی که از والدین سر می‌زند کنجکاو شده و موجب تحریک جنسی آنان می‌گردد.

و بدبختی و سیه‌روزی اینجاست که هیچ چیز مانع از آن نمی‌شود، چرا که کودکان با صداهای کوچک یا تکان‌خوردن لحاف و یا کوچکترین لمس و تماس بدنی از خواب می‌پرند، و یا ممکن است در بسیاری از موارد در اثر سهل‌انگاری و عدم تعلیم آداب اجازه‌گرفتن برای ورود به اطاق خواب و استراحت پدر و مادر حالاتی از انحرافات جنسی در آنها ظاهر گردد؛ یعنی ممکن است اطاق خواب و استراحت پدر و مادر مجزا باشد، ولی به علت این که ممکن است هر لحظه فرزندان بدون اجازه وارد شوند؛ پدر و مادر را در وضعی غیر معمول مشاهده نموده و موجب پیدایش انحرافات جنسی در آنان می‌شود.

برادرم! به خاطر خدا هم که شده به داد خودت برس، و فرزند خودت را براساس آداب سه‌گانه‌ای که در سوره‌ی مبارکه‌ی نور تفصیل آن رفته تربیت کن.آنان را باهم در یک بستر مخوابان؛ همراه خودت در اطاق خواب خودت و همسرت آنان را جای مده؛ چون کودکان با صداهای کوچک و به محض شنیدن پچ پچ یا کوچکترین حرکتی از خواب بیدار می‌شوند. بنابراین، این دستورات باید به کودکانی که هنوز به سن بلوغ نرسیده اند، آموزش داده شود.اما اگر به سن بلوغ رسیدند؛ دستورات دیگری در قرآن و سنت وجود دارد که پدر و مادر باید به فرزندان‌شان یاد بدهند.

ادامه دارد. . .



نماد کاربر
bahar
مدیر انجمن
مدیر انجمن
 
پست ها : 3506
تاريخ عضويت: چهارشنبه آذر ماه 15, 1390 12:30 am
تشکر کرده: 5837 بار
تشکر شده: 5121 بار
امتياز: 33890

Re: طالبان فرزند صالح بخوانند. . .

پستتوسط bahar » يکشنبه آذر ماه 23, 1393 3:09 pm


اسباب و دلایل انحرافات جنسی
و راه‌های علاج آن ازقرآن وسنت قسمت ششم :


پس اجازه‌خواستن؛ رعایت حرمت منازل را محقق می‌سازد؛ منازلی که محل استراحت و آرامش انسان‌هاست. و در صورت عدم رعایت این دستور؛ اهل خانه دچار مشکل و ناراحتی شده و اذیت و آزار می‌شوند، چرا که موجب کشف عورات آنها شده است.عورات زیادند که بعضی از آنها در پی خواهد آمد:

1- عورت بدن: اگر صاحبخانه بر اثر سوختگی؛ یا مرض یا نقص عضو؛ عیبی در بدن داشته باشد و بخواهد آن را مخفی کند، چگونه بتواند، در حالی که هرکسی بتواند سرزده وارد منزلش شود.

2- عورت طعام: گاهی اوقات ممکن است فرد فقیر و تنگدست باشد و یا ثروتمند باشد و از انواع غذاها (کم یا زیاد؛ خوب یا بد...) بر سر سفره داشته باشد و به قدر مصرف خود و خانواده اش آماده نموده باشد، پس چگونه از کیفیت پایین غذایش و یا اندک‌بودن آن شرمنده نشود؛ در صورتی که هر وقتی بدون اجازه وارد منزلش بشوند و یا با این وضعیت؛ چگونه بتواند از طعام و خوراکی‌هایش لذت ببرد؟

3- عورت لباس: انسان ممکن است در انظار مردم لباس و عمامه و یا کفش‌های معمولی و عامه‌پسند بپوشند. ولی بنا به دلایلی قادر نباشد زیر پیراهن یا پیژامه‌ی نو تهیه کند و در نتیجه لباس های زیر کهنه یا پاره می‌باشد. (آدم عاقل) چگونه باید به خود اجازه دهد که سرزده و بدون اجازه وارد منزل دیگران شود و افراد منزل را در چنین وضعی مشاهده نماید، در حالی که آنان به این وضع راضی نیستند.

4- عورت وسایل و اثاث خانه: فرد ممکن است که در منزلش فقط یک فرش نو یا درد بخور داشته باشد و بقیه‌ی زیراندازها کهنه و قدیمی بوده و این یک تکه را فقط جهت پذیرایی از مهمان در منزل بگستراند. و در بقیه‌ی مواقع آن را جمع کند، یا اصلاً ممکن است زیراندازهای کهنه و فرسوده را در موقع مهمانی و پذیرایی از مهمانان به وسیله‌ی پارچه‌ای زیبا پوشاند و دیگران فکر کنند که این زیراندازها فاخر و زیبا هستند. در حالی که اصلاً چنین نیست. پس چگونه بدون اجازه وارد منزل دیگران می‌شوی، در حالی که او از این وضع ناراضی و ناراحت است؟

5- عورت ظاهرشدن در انظار عموم: گاهی اتفاق می‌افتد که فرد بین مردم آقا و سرور است و دارای شخصیت و احترام مخصوصی می‌باشد، اما در منزل و در میان خانواده اش برعکس این حالت است و در شستن ظروف یا کارهای منزل به همسرش کمک می‌کند؛ همچنان که حضرت رسول ص این کار را می‌کردند، از اسود روایت شده که گفت: از حضرت عایشه رض پرسیدم: رسول خدا ص هنگامی که در منزل هستند به چه چیزی مشغول اند؟ فرمود: به خانواده اش کمک و یاری می‌رساند و موقعی که وقت نماز فرا می‌رسد، برای ادای نماز از منزل خارج می‌شوند. چنین شخصیت محترمی این چنین در داخل منزلش رفتار می‌کند؛ چگونه به خودت اجازه می‌دهی بدون اجازه سرزده وارد منزلش شوی و او را در این وضع مشاهده کنی و (موجبات آزار و اذیتش را فراهم سازی).

6- عورت رفتار و اخلاق و خشمگین‌شدن:ممکن است فردی در میان مردم خوش اخلاق و خنده‌ رو باشد و اتفاق می‌افتد که او روزی در منزلش در حالت خشم یا اندوه باشد. و حالتش تغییر کرده و چه بسا زشت می‌شود. پس چگونه جایز است که کسی سرزده وارد منزل چنین فردی بشود و او را در چنین حالتی مشاهده کند، در حالی که اصلاً دوست ندارد.

7- عورت انجام‌دادن کاری که فرد نمی‌خواهد کسی از آن آگاه شود:انسان به طور کلی آکنده از اسرار است. گاهی لغزش‌هایی از او سر می‌زند. گاهی ممکن است در تنهایی و در منزلش کاری انجام دهد که خجالت می‌کشد، مردم از آن اطلاع پیدا کنند. یا ممکن است در حال ارتکاب گناهی باشد که خدا آن را برایش پوشیده است، پس چگونه اجازه می‌دهی که بدون اجازه او وارد شوی و از کارش آگاهی یابی؟

8- عورت کارکردن: گاه اتفاق می‌افتد که کسی در منزلش مشغول ساختن چیزی است؛ برای کمک هزینه اش و نمی‌خواهد کسی او را بشناسد. مثلاً چیزی می‌سازد و دور از چشم اهالی آن منطقه آن را به فروش می‌رساند. شما را به خدا! چگونه می‌خواهید که بر چنین افرادی وارد شوید و اصرار دارید که آنچه را مردم از شما پنهان می‌کنند؛ بدانید و بشناسید. خیر! هرگز چنین رفتاری جزو آداب اسلامی نیست.

آیا زشت نیست که بر عورت و اسرار افراد آگاهی یابید در حالی که آنان دوست ندارند؟ آنهم سرزده و بدون اجازه!

ادامه دارد. . .












برای نویسنده این مطلب bahar تشکر کننده ها:
pejmanava (چهارشنبه آذر ماه 25, 1393 12:09 am)
رتبه: 7.14%
 
نماد کاربر
bahar
مدیر انجمن
مدیر انجمن
 
پست ها : 3506
تاريخ عضويت: چهارشنبه آذر ماه 15, 1390 12:30 am
تشکر کرده: 5837 بار
تشکر شده: 5121 بار
امتياز: 33890

Re: طالبان فرزند صالح بخوانند. . .

پستتوسط bahar » چهارشنبه دي ماه 3, 1393 12:33 pm


اسباب و دلایل انحرافات جنسی
و راه‌های علاج آن ازقرآن وسنت قسمت هفتم


مساله‌ی روز: کسانی که دزدکی به منازل دیگران نگاه می‌کنند:امروزه بدلیل کم عرض‌بودن خیابان‌ها و نزدیکی ساختمان‌ها بهم و چسبیدگی منازل و روبروی هم قرارگرفتن پنجره‌ها و درهای ورودی (مخصوصاً در منازل آپارتمانی) احتمال کشف عورات بعضی از همسایه‌ها برای بعضی دیگر وجود دارد و در این میان بسیاری از انسان‌های ضعیف النفس چشم‌هایشان را نمی‌بندند و چه بسا عمداً و آگاهانه از پنجره‌ها و طبقات بالا به درون منازل در طبقات پایین می‌نگرند. و این عمل هتک حرمت و ریختن آبروی همسایه می‌باشد و وسیله‌ای است برای افتادن در دام حرام و موجب فتنه و فساد و تباهی زیادی خواهد شد.

مخصوصاً بعضی از انسان‌های گناهکار عمداً جلو پنجره ایستاده و یا از پشت پرده‌ها به پنجره‌ی ساختمان مقابل نگاه می‌کنند. بعضی نیز به همراه دوستان ناباب جلو در ورودی منازل ایستاده و از درون پنجره به درون ساختمان منازل همسایه‌ها می‌نگرند و حرمت آنان را لگدمال می‌نمایند و از خطرناک‌ترین نوع این تجسّس و دزدکی نگاه‌کردن در این روزگار؛ استفاده از عینک‌های بزرگنما است که بعضی از مردم این عینک‌ها را خریداری کرده و با استفاده از آن از طبقات بالا یا پایین از درون اطاق‌ها و از پشت پرده‌ها از دور مراقب همسایه‌هایشان هستند و آنان را می‌پایند.

و از خیانت‌های بزرگ که می‌توان از آن اسم برد؛ این است که کسی در غیاب همسایه اش در سفر یا کار؛ فرصت را غنیمت شمرده؛ وارد خانه‌ی همسایه اش شده و موجبات فساد و آلودگی خانواده اش را فراهم سازد. و خطرناک‌تر از این؛ عمل کسانی است که با کمال اطمینان به دختران‌شان اجازه می‌دهند که به تنهایی در یک اطاق مستقل به همراه معلم خصوصی بنشینند. حالا این کلاس چه در منزل باشد یا در خارج منزل؛ چون معلم جوان است محصل نیز جوان و در اندرون آنها احساس سرکش وجود دارد که از آن به میل جنسی تعبیر می‌شود و در این میان شیطان نیز حضور فعال دارد. با دقت می‌نگرد و می‌بیند که میان این دو جوان چه می‌گذرد. و این همان چیزی است که پیامبر خدا ص آن را تذکر داده و فرموده است:

«لاَ يَخْلُوَنَّ رَجُلٌ بِامْرَأَةٍ إِلاَّ كَانَ ثَالِثَهُمَا الشَّيْطَانُ».
«هیچگاه مردی با زنی (بیگانه) خلوت نمی‌کند، مگر این که سومین آنها شیطان خواهد بود».راست فرمودی ای رسول خدا ص به راستی شیطان از طریق ورود به جریان خون نیز در انسان نفوذ کرده بر او تأثیر می‌گذارد.و از رسوم و عادات ناروا این است که فرزندان مخصوصاً دختران به بهانه‌ی گفتگو با دختر همسایه یا یکی از دوستان از منزل خارج شده و یا در مراسم و مجالسی مثل جشن تولد حضور می‌یابند و ممکن است در آنجا مسائل ناروا و زشتی روی دهد که حداقل آن نشستن دختران جوان جهت تماشای برنامه‌های ویدیوئی و دیدن فیلم‌های مبتذل و نارواست.






نماد کاربر
bahar
مدیر انجمن
مدیر انجمن
 
پست ها : 3506
تاريخ عضويت: چهارشنبه آذر ماه 15, 1390 12:30 am
تشکر کرده: 5837 بار
تشکر شده: 5121 بار
امتياز: 33890

بعدي

بازگشت به مقالات متنوع دینی

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 4 مهمان