------> استیو جابز - بزرگمرد تاریخ فناوری - درگذشت <-----

در این قسمت جدیدترین نقل اخبار و گزارشها به همراه منبع قرار دارد

مديران انجمن: CafeWeb, Dabir, Noha, bahar

------> استیو جابز - بزرگمرد تاریخ فناوری - درگذشت <-----

پستتوسط CafeWeb » سه شنبه مهر ماه 18, 1390 12:49 am



درگذشت استیو جابز -- بنیانگذار و مدیرعامل اسبق کمپانی اپل -- بازتاب گسترده ای را در رسانه های جهان به دنبال داشت. همچنین  صدها شخصیت طراز اول سیاسی، علمی و هنری جهان تأثر خود را از فقدان یکی از بزرگترین و مبتکرترین مدیران فناوری ابراز نمودند. در جای جای جهان نیز بسیاری از دوستداران استیو جابز در سوگش نشستند و به یادش مراسمی برگزار کردند.

ریشه این همه هیاهو چیست؟ شاید عده ای چنین بازتاب گسترده ای را جنجال رسانه ای و یا تعصب کور طرفداران دو آتشه یک برند بنامند. اما واقعیت چیز دیگریست. به هیچ وجه نمی توان منکر آن شد که استیو جابز تأثیر انکار ناپذیری بر روی جهان کنونی داشته است و دنیای فناوری خود را متأثر از اندیشه ها و کارهای او می داند. شاید برخی از سیاست های استیو جابز از نگاه عده ای سیاست های نادرستی بوده اند اما جمع کثیر دیگری نیز خود را مدیون نوآوری ها و ابتکارات او دانسته و مستقیم یا غیر مستقیم از آنچه استیو جابز بستر به وجود آمدنش را فراهم آورد و در خلق آن نقش عمده ای را ایفا نمود استفاده نموده اند.



تصویر بالا: میزی در محوطه بیرونی مقر اصلی اپل در کاپرتینو کالیفرنیا. تصویر استیو جابز بر روی آی پد در کنار گل ها، سیب و آی پادی که مردم به یاد استیو جابز بر روی میز قرار داده اند

اکوسیستم بسته و بسیار قدرتمند محصولات اپل هر چند در نظر بسیاری از مخالفان این کمپانی مانعی بر سر راه نوآوری و نوعی انحصار طلبی به شمار می آید، اما می توان یقین داشت که در سایه چنین دژ محکمی رقابت در عرصه فناوری رنگ و بوی دیگری گرفت و بیش از پیش داغ شد. میلیاردها مشتری و کاربر گوشی های موبایل، تبلت ها، پخش کننده های موسیقی، رایانه های شخصی و لپ تاپ ها از چنین رقابتی منتفع شدند و توانستند تجربه های ارزنده ای را از ماحصل این رقابت به دست آورند.

در زیر نگاهی داریم به گوشه ای از واکنش نسبت به مرگ این اسطوره دنیای فناوری:

کمپانی اپل با اختصاص دادن تمامی فضای صفحه نخست خود به تصویری از استیو جابز کاربران را به صفحه خبر درگذشت او هدایت کرد:


در صفحه خبر درگذشت استیو جابز در سایت اپل آمده است:



«اپل یک نابغه رویایی و خلاق را و جهان یک انسان شگفت انگیز را از دست داده است. از میان ما آنهایی که اقبال کافی را برای شناخت و کار با استیو جابز داشته اند یک دوست عزیز و مربی الهام بخش را از دست داده اند. استیو شرکتی را از خود بر جای گذاشت که تنها او بود که می توانست آنرا خلق کند و روح او تا ابد شالوده اپل خواهد بود.»

اپل کاربران سایت خود را به ارسال ایمیل به آدرس rememberingsteve@apple.com برای به اشتراک گذاری نظرات و خاطرات خود در مورد استیو جابز و ابراز همدردی دعوت کرده است.

باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا: استیو یکی از بزرگترین نوآوران آمریکا بود - آنقدر شجاع که متفاوت فکر کند، آنقدر بزرگ که به این باور برسد که می تواند جهان را تغییر دهد و آنقدر با استعداد که این کار را به انجام رساند...»

بیل گیتس بنیانگذار مایکروسافت و مدیر عامل پیشین این کمپانی: «من واقعاً از شنیدن خبر درگذشت استیو جابز متأسف شدم. ملیندا و من صمیمانه با خانواده و دوستان و هر آنکس که استیو با او در ارتباط کاری بوده است همدردی می کنیم. استیو و من نزدیک به 30 سال پیش برای نخستین بار با یکدیگر ملاقات کردیم و در بیش از نیمی از عمرمان همکار، رقیب و رفیق یکدیگر بودیم. جهان به ندرت شاهد کسی با تأثیر گذاری مشابه استیو جابز بوده است، تأثیری که نتایج آن در بسیاری از نسل های آتی نیز احساس خواهد شد. از میان ما برای آنهایی که بخت کار کردن با او را داشتند این ارتباط یک افتخار بزرگ است. من بی انداره از فقدان او دلتنگم.»

لری پیج مدیر عامل و یکی از دو بنیانگذار اصلی گوگل: «من از شنیدن این خبر در مورد استیو بسیار بسیار متأسفم. او مردی بزرگ با دستاوردهایی باورنکردنی و استعدادی شگفت آور بود. همیشه به نظر می رسید او می تواند در چند کلمه آنچه را حقیقتاً باید به آن فکر کرده باشید پیش از آنکه به آن فکر کنید بگوید. تمرکز او بر روی تجربه کاربری بیش از هرچیز برای من الهام بخش بوده است. وقتی مدیر عامل گوگل شدم لطف او شامل حالم شد و با وجودی که حالش خوب نبود زمانی را به من اختصاص داد تا نصایح و اطلاعاتش را در اختیارم قرار دهد. من و گوگل با خانواده او و خانواده اپل همدردی می کنیم.»

سرگئی برین یکی از دو بنیانگذرار اصلی گوگل: «از نخستین روزهای تأسیس گوگل هرگاه لری و من به دنبال الهامی برای چشم انداز آینده و رهبری بودیم کافی بود که به کوپرتینو [مقر اپل] بنگریم. استیو، اشتیاق تو به عالی بودن توسط هرکسی که محصولی از اپل (منجمله مک بوکی که هم اکنون با آن در حال نوشتن هستم) را لمس کرده باشد حس شده است. من هم شخصاً در چند ملاقاتی که داشته ایم شاهد این اشتیاق بوده ام.
تمامی ما در گوگل و در گستره ای بزرگتر در تمامی دنیای فناوری دلتنگت هستیم. من با خانواده، دوستان و همکارانت در اپل همدردی می کنم.»

مارک زاکربرگ مدیر عامل فیس بوک: «استیو، از اینکه یک معلم و یک دوست بودی از تو ممنونم. ممنونم که نشان دادی آنچه می سازی می تواند جهان را تغییر دهد. دلتنگت خواهم بود.»


استیو جابز مدیر نوآور و خلاق اپل از دنیا رفت و ایرانیان نیز به رسم احترام، صفحه یادبودی را برای او ایجاد کرده اند : شما نیز می توانید چند جمله ای درباره تغییراتی که استیوجابز به زندگی شما آورد را در این صفحه بنویسید و خاطرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارید.

www.stevejobsmemorial.ir





آخرين ويرايش توسط CafeWeb on سه شنبه مهر ماه 19, 1390 8:52 pm, ويرايش شده در 3.

عضويت  / ورود


وب سایت پینوس
دینی ، علمی ، فرهنگی - اجتماعی
Www.Penous.Com , http://Www.Penous.ir  ,  http://Www.Penous.Net




واحد خبری پینوس
جدیدترین اخبار پاوه و اورامانات ، ایران و جهان
News.Penous.Com



برای نویسنده این مطلب CafeWeb تشکر کننده ها: 2
mehr (يکشنبه ارديبهشت ماه 7, 1392 2:51 am), samira (يکشنبه ارديبهشت ماه 7, 1392 2:51 am)
رتبه: 14.29%
 
نماد کاربر
CafeWeb
مدیر کل سایت
مدیر کل سایت
 
پست ها : 924
تاريخ عضويت: جمعه آذر ماه 25, 1389 12:30 am
محل سکونت: کرمانشاه / پاوه
تشکر کرده: 1073 بار
تشکر شده: 906 بار
امتياز: 101619

زندگینامه

پستتوسط CafeWeb » سه شنبه مهر ماه 18, 1390 1:02 am

زندگینامه :

استیو جابز در سال 1955 از پدری سوری و مسلمان به نام عبدالفتاح جندلی -- که بعدها استاد علوم سیاسی گردید -- و مادری آمریکایی به نام ژوانی سیمپسون -- که بعدها متخصص آسیب شناسی زبان گردید -- متولد شد.

استیو جابز در سال 1971 زمانی که 16 سال داشت با استیو وزنیاک که در آن زمان 21 سال داشت آشنا گردید و این دو 5 سال بعد در سال 1976 یعنی زمانی که جابز 21 سال داشت همراه با رونالد واین کمپانی اپل را پایه گذاری نمودند.

در سال 1985 به دنبال جنگ قدرت در کمپانی اپل هیأت مدیره این کمپانی تمامی مسئولیت های اجرایی  جابز را که در آن زمان رئیس بخش مکینتاش کمپانی اپل بود از وی گرفتند و جابز از مقام خود برکنار گردید. جابز در همان زمان کمپانی NeXT Computer را بنیان نهاد و در سال 1996 با خریده شدن NeXT توسط اپل دوباره به کمپانی اولیه خود بازگشت بازگشت.

جابز پس از بازگشت به اپل در سال 1997 به عنوان مدیرعامل موقت اپل برگزیده شد و در سال 1998 واژه موقت از سمت او برداشته شد و رسماً مدیرعامل دائم اپل گردید. او توانست اپل را از بحران خارج ساخته و این کمپانی را به اوج برساند. عرضه کامپیوترهای آی مک، پخش کننده موسیقی آی پاد، گوشی های موبایل آیفون، سیستم عامل iOS، تبلت آی پد، فروشگاه آی تیونز، سرویسApp Store و سرویس ابری iCloud از دستاوردهای اپل پس از بازگشت جابز به این کمپانی است. عرضه این محصولات دستاوردهای مالی بی نظیری را برای اپل بدنبال داشت به گونه ای که این کمپانی در سال 2010 با پشت سر گذاشتن مایکروسافت (از نظر مجموع ارزش سهام) به پرارزش ترین کمپانی فناوری جهان بدل شد.

جابز در روز 24 آگوست 2011 (2 شهریور 1390) از مدیر عاملی اپل کناره گیری نمود و تیم کوک به عنوان مدیر عامل جدید اپل مسئولیت جابز را بر عهده گرفت (). استیو جابز قرار است که به عنوان رئیس هیئت مدیره اپل باز هم در این کمپانی به ایفای نقش بپردازد. وی همچنین هنوز از اعضای هیئت مدیره کمپانی والت دیسنی است.

عضويت  / ورود


وب سایت پینوس
دینی ، علمی ، فرهنگی - اجتماعی
Www.Penous.Com , http://Www.Penous.ir  ,  http://Www.Penous.Net




واحد خبری پینوس
جدیدترین اخبار پاوه و اورامانات ، ایران و جهان
News.Penous.Com


نماد کاربر
CafeWeb
مدیر کل سایت
مدیر کل سایت
 
پست ها : 924
تاريخ عضويت: جمعه آذر ماه 25, 1389 12:30 am
محل سکونت: کرمانشاه / پاوه
تشکر کرده: 1073 بار
تشکر شده: 906 بار
امتياز: 101619

پستتوسط mehr » سه شنبه مهر ماه 19, 1390 11:41 am

استیو جابز، مردی از جنس امید، ایمان و دوست داشتن


استیو جابز در سال ۲۰۰۵ در مراسم فارغ التحصیلی دانشجویان دانشگاه استنفورد شرکت کرد و یک سخنرانی مشهور در آنجا انجام داد. شاید بسیاری از شما قبلا این سخنرانی را دیده باشید، اما در چنین روزی خواندن مجدد آن نکات زیادی را به ما یادآوری می کند و کسانی هم که تا به حال آن را ندیده اند می‌توانند از سخنان استیو جابز لذت ببرند.




من امروز خیلی خوشحالم كه در مراسم فارغ‌التحصیلی شما كه در یكی از بهترین دانشگاه‌ های دنیا درس می‌ خوانید هستم. من هیچ وقت از دانشگاه فارغ ‌التحصیل نشده ‌ام. امروز می ‌خواهم داستان زندگی ام را برایتان بگویم. خیلی طولانی نیست و سه تا داستان است.

اولین داستان مربوط به ارتباط اتفاقات به ظاهر بی ربط زندگی است:

من بعد از شش ماه از شروع دانشگاه در كالج رید، ترك تحصیل كردم ولی تا حدود یك سال و نیم بعد از ترك تحصیل به دانشگاه می ‌آمدم و می ‌رفتم و خب حالا می ‌خواهم برای شما بگویم كه من چرا ترك تحصیل كردم. زندگی و مبارزه ی من قبل از تولدم شروع شد. مادر بیولوژیكی من یك دانشجوی مجرد بود كه تصمیم گرفته بود مرا در لیست پرورشگاه قرار بدهد كه یك خانواده مرا به سرپرستی قبول كند. او شدیداً اعتقاد داشت كه مرا یك خانواده با تحصیلات دانشگاهی باید به فرزندی قبول كند و همه چیز را برای این كار آماده كرده بود.



یك وكیل و زنش قبول كرده بودند كه مرا بعد از تولدم از مادرم تحویل بگیرند و همه چیز آماده بود تا اینكه بعد از تولد من این خانواده گفتند كه پسر نمی خواهند و دوست دارند كه دختر داشته باشند. این جوری شد كه پدر و مادر فعلی من نصف شب یك تلفن دریافت كردند كه آیا حاضرند مرا به فرزندی قبول كنند یا نه و آنان گفتند كه حتماً. مادر بیولوژیكی من بعداً فهمید كه مادر من هیچ وقت از دانشگاه فارغ ‌التحصیل نشده و پدر من هیچ وقت دبیرستان را تمام نكرده است. مادر اصلی من حاضر نشد كه مدارك مربوط به فرزند خواندگی مرا امضا كند تا اینكه آن‌ها قول دادند كه مرا وقتی كه بزرگ شدم حتماً به دانشگاه بفرستند.

این گونه شد كه هفده سال بعد من وارد كالج شدم و به خاطر این كه در آن موقع اطلاعاتم كم بود دانشگاهی را انتخاب كردم كه شهریه ‌ی آن تقریباً معادل دانشگاه استنفورد بود و پس انداز عمر پدر و مادرم را به سرعت برای شهریه ‌ی دانشگاه خرج می ‌كردم بعد از شش ماه متوجه شدم كه دانشگاه فایده‌ ی چندانی برایم ندارد. هیچ ایده ‌ای كه می ‌خواهم با زندگی چه كار كنم و دانشگاه چگونه می‌ خواهد به من كمك كند نداشتم و به جای این كه پس انداز عمر پدر و مادرم را خرج كنم ترك تحصیل كردم ولی ایمان داشتم كه همه چیز درست می ‌شود.





اولش كمی وحشت داشتم ولی الآن كه نگاه می ‌كنم می ‌بینم كه یكی از بهترین تصمیم ‌های زندگی من بوده است. لحظه ‌ای كه من ترك تحصیل كردم به جای این كه كلاس‌ هایی را بروم كه به آن‌ها علاقه ‌ای نداشتم شروع به كارهایی كردم كه واقعاً دوست شان داشتم. زندگی در آن دوره خیلی برای من آسان نبود. من اتاقی نداشتم و كف اتاق یكی از دوستانم می‌ خوابیدم. قوطی ‌های خالی پپسی را به خاطر پنج سنت پس می ‌دادم كه با آن‌ها غذا بخرم.

بعضی وقت‌ها هفت مایل پیاده روی می ‌كردم كه یك غذای مجانی توی كلیسا بخورم. غذا‌هایشان را دوست داشتم. من به خاطر حس كنجكاوی و ابهام درونی ‌ام در راهی افتادم كه تبدیل به یك تجربه ‌ی گران بها شد. كالج رید، آن موقع یكی از بهترین تعلیم ‌های خطاطی را در كشور می‌ داد. تمام پوستر‌های دانشگاه با خط بسیار زیبا خطاطی می‌ شد و چون من از برنامه‌ ی عادی ترك تحصیل كرده بودم، كلاس ‌های خطاطی را برداشتم.

سبك آن‌ها خیلی جالب، زیبا، هنری و تاریخی بود و من خیلی از آن لذت می‌ بردم. امیدی نداشتم كه كلاس ‌های خطاطی نقشی در زندگی حرفه ‌ای آینده ‌ی من داشته باشد ولی ده سال بعد از آن كلاس‌ها موقعی كه ما داشتیم اولین كامپیوتر مكینتاش را طراحی می ‌كردیم تمام مهارت‌های خطاطی من دوباره تو ذهن من برگشت و من آن‌ها را در طراحی گرافیكی مكینتاش استفاده كردم. مك، اولین كامپیوتر با فونت‌ های كامپیوتری هنری و قشنگ بود.





اگر من آن كلاس‌های خطاطی را آن موقع برنداشته بودم مك هیچ وقت فونت‌های هنری الآن را نداشت. هم چنین چون كه ویندوز، طراحی مك را كپی كرد، احتمالاً هیچ كامپیوتری این فونت را نداشت. خب می ‌بینید آدم وقتی آینده را نگاه می ‌كند شاید تأثیر اتفاقات مشخص نباشد ولی وقتی گذشته را نگاه می ‌كند متوجه ارتباط این اتفاق‌ها می ‌شود. این یادتان نرود شما باید به یك چیز ایمان داشته باشید، به شجاعت تان، به سرنوشت تان، زندگی تان یا هر چیز دیگری. این چیزی است كه هیچ وقت مرا نا امید نكرده است و خیلی تغییرات در زندگی من ایجاد كرده است.





داستان دوم من در مورد دوست داشتن و شكست است:
من خرسند شدم كه چیزهایی را كه دوست شان داشتم خیلی زود پیدا كردم. من و همكارم «وز» شركت اپل را در گاراژ خانه‌ ی پدر و مادرم وقتی كه من فقط بیست سال داشتم شروع كردیم، ما خیلی سخت كار كردیم و در مدت ده سال اپل تبدیل شد به یك شركت دو بیلیون دلاری كه حدود چهارهزار نفر كارمند داشت.

ما جالب ترین مخلوق خودمان را به بازار عرضه كرده بودیم؛ مكینتاش. یك سال بعد از درآمدن مكینتاش، وقتی كه من فقط سی ساله بودم هیأت مدیره‌ ی اپل مرا از شركت اخراج كرد. چه جوری یك نفر می ‌تواند از شركتی كه خودش تأسیس می ‌كند اخراج شود؟ خیلی ساده. شركت رشد كرده بود و ما یك نفری را كه فكر می‌ كردیم توانایی خوبی برای اداره‌ ی شركت داشته باشد استخدام كرده بودیم. همه چیز خیلی خوب پیش می‌ رفت تا این كه بعد از یكی دو سال در مورد استراتژی آینده‌ ی شركت، من با او اختلاف پیدا كردم و هیأت مدیره از او حمایت كرد و من رسماً اخراج شدم.

احساس می‌ كردم كه كل دستاورد زندگی ‌ام را از دست داده ‌ام. حدود چند ماهی نمی ‌دانستم كه چه كار باید بكنم. من رسماً شكست خورده بودم و دیگر جایم در سیلیكان نبود، ولی یك احساسی در وجودم شروع به رشد كرد. احساسی كه من خیلی دوستش داشتم و اتفاقات اپل خیلی تغییرش نداده بودند. احساس شروع كردن از نو.

شاید من آن موقع متوجه نشدم اخراج از اپل یكی از بهترین اتفاقات زندگی من بود. سنگینی موفقیت با سبكی یك شروع تازه جایگزین شده بود و من كاملاً آزاد بودم. آن دوره از زندگی من پر از خلاقیت بود. در طول پنج سال بعد یك شركت به اسم نكست تأسیس كردم و یك شركت دیگر به اسم پیكسار و با یك زن خارق العاده آشنا شدم كه بعداً با او ازدواج كردم.

پیكسار اولین ابزار انیمیشن كامپیوتر دنیا را به اسم توی استوری به وجود آورد كه الآن موفق ترین استودیوی تولید انیمیشن در دنیاست. در یك سیر خارق العاده‌ ی اتفاقات، شركت اپل، نكست را خرید و این باعث شد من دوباره به اپل برگردم و تكنولوژی ابداع شده در نكست انقلابی در اپل ایجاد كرد. من با زنم لورن زندگی بسیار خوبی را شروع كردیم.

اگر من از اپل اخراج نمی ‌شدم شاید هیچ كدام از این اتفاقات نمی افتاد. این اتفاق مثل داروی تلخی بود كه به یك مریض می ‌دهند ولی مریض واقعاً به آن احتیاج دارد. بعضی وقت ‌ها زندگی مثل سنگ توی سر شما می ‌كوبد ولی شما ایمان تان را از دست ندهید. من مطمئن هستم تنها چیزی كه باعث شد من در زندگی ‌ام همیشه در حركت باشم این بود كه كاری را انجام می ‌دادم كه واقعاً دوستش داشتم.

داستان سوم من در مورد مرگ است:
هفده ساله بودم که در جایی خواندم اگر هر روز جوری زندگی كنید كه انگار آن روز آخرین روز زندگی تان باشد شاید یك روز این نظر به حقیقت تبدیل بشود. این جمله روی من تأثیر گذاشت و از آن موقع به مدت سی و سه سال هر روز وقتی كه توی آینه نگاه می‌ كنم از خودم می ‌پرسم اگر امروز آخرین روز زندگی من باشد آیا باز هم كارهایی را كه امروز باید انجام بدهم، انجام می ‌دهم یا نه.

هر موقع جواب این سؤال نه باشد من می ‌فهمم در زندگی ‌ام به یك سری تغییرات احتیاج دارم. به خاطر دانستن این كه بالآخره یك روزی خواهم مرد برای من به یك ابزار مهم تبدیل شده بود كه كمك كرد خیلی از تصمیم ‌های زندگی ‌ام را بگیرم چون تمام توقعات بزرگ از زندگی، تمام غرور، تمام شرمندگی از شكست، در مقابل مرگ رنگی ندارند.

حدود یك سال پیش دكترها تشخیص دادند كه من سرطان دارم. ساعت هفت و سی دقیقه ‌ی صبح بود كه مرا معاینه كردند و یك تومور توی لوزالمعده‌ ی من تشخیص دادند. من حتی نمی ‌دانستم كه لوزالمعده چی هست و كجای آدم قرار دارد ولی دكترها گفتند این نوع سرطان غیرقابل درمان است و من بیشتر از سه ماه زنده نمی مانم. دكتر به من توصیه كرد به خانه بروم و اوضاع را رو به راه كنم. منظورش این بود كه برای مردن آماده باشم و مثلاً چیزهایی كه در مورد ده سال بعد قرار بود به بچه‌هایم بگویم در مدت سه ماه به آن‌ها یادآوری بكنم.



این به این معنی بود كه برای خداحافظی حاضر باشم. من با آن تشخیص، تمام روز دست و پنجه نرم كردم و سر شب روی من آزمایش اپتیك انجام دادند. آن‌ها یك آندوسكوپ را توی حلقم فرو كردند كه از معده ‌ام می‌ گذشت و وارد لوزالمعده ‌ام می ‌شد. همسرم گفت كه وقتی دكتر نمونه را زیر میكروسكوپ گذاشت بی اختیار شروع به گریه كردن كرد.

چون كه او گفت كه آن یكی از كمیاب ترین نمونه‌های سرطان لوزالمعده است و قابل درمان است. مرگ، یك واقعیت مفید و هوشمند زندگی است. هیچ كس دوست ندارد كه بمیرد حتی آن‌هایی كه می ‌خواهند بمیرند و به بهشت وارد شوند. ولی با این وجود مرگ واقعیت مشترك در زندگی همه ‌ی ماست.

شاید مرگ بهترین اختراع زندگی باشد چون مأمور ایجاد تغییر و تحول است. مرگ كهنه‌ها را از میان بر می‌دارد و راه را برای تازه ‌ها باز می ‌كند. یادتان باشد كه زمان شما محدود است، پس زمانتان را با زندگی كردن به جای زندگی بقیه هدر ندهید.

هیچ وقت توی دام غم و غصه نیافتید و هیچ وقت نگذارید كه هیاهوی بقیه، صدای درونی شما را خاموش كند و از همه مهمتر این كه شجاعت این را داشته باشید كه از احساس قلبی تان و ایمان تان پیروی كنید.

موقعی كه من سن شما بودم یك مجله‌ ی خیلی خواندنی به نام كاتالوگ كامل زمین منتشر می ‌شد كه یكی از پرطرفدارترین مجله‌ های نسل ما بود این مجله مال دهه ‌ی شصت بود كه موقعی كه هیچ خبری از كامپیوترهای ارزان قیمت نبود تمام این مجله با دستگاه تایپ و قیچی و دوربین پولوراید درست می ‌شد. شاید یك چیزی شبیه گوگل الآن ولی سی و پنج سال قبل از این كه گوگل وجود داشته باشد.





در وسط دهه ‌ی هفتاد، آن‌ها آخرین شماره از كاتالوگ كامل زمین را منتشر كردند. آن موقع من سن الآن شما بودم و روی جلد آخرین شماره‌ شان یك عكس از صبح زود یك منطقه ‌ی روستایی كوهستانی بود. از آن نوعی كه شما ممكن است برای پیاده روی كوهستانی خیلی دوست داشته باشید. زیر آن عكس نوشته بود:
stay hungry stay foolish

این پیغام خداحافظی آن‌ها بود وقتی كه آخرین شماره را منتشر می‌كردند
stay hungry stay foolish

این آرزویی هست كه من همیشه در مورد خودم داشتم و الآن وقت فارغ ‌التحصیلی شما آرزویی هست كه برای شما می ‌كنم.



منبع:http://www.3neshaneh.com/news/view/741
"اللّهم انّا نسالک عیش السعداء و موت الشهداء و مرافقه الانبیاء و النصر علی الاعداء"

برای نویسنده این مطلب mehr تشکر کننده ها:
kazari (يکشنبه ارديبهشت ماه 7, 1392 2:51 am)
رتبه: 7.14%
 
mehr
کاربر طلایی
کاربر طلایی
 
پست ها : 924
تاريخ عضويت: دوشنبه فروردين ماه 8, 1390 11:30 pm
تشکر کرده: 1274 بار
تشکر شده: 1137 بار
امتياز: 1630

پستتوسط Ramin » پنج شنبه مهر ماه 21, 1390 6:34 pm

توزيع خرما در طبقه همكف دانشكده كامپيوتر دانشگاه شريف به مناسبت درگذشت استيو جابز ...




عکس از : فیس بوک
نماد کاربر
Ramin
کاربر طلایی
کاربر طلایی
 
پست ها : 999
تاريخ عضويت: شنبه مرداد ماه 22, 1390 11:30 pm
تشکر کرده: 945 بار
تشکر شده: 1633 بار
امتياز: 2940

پستتوسط samira » پنج شنبه مهر ماه 21, 1390 11:28 pm




دانشجوی رشته طراحی اهل هنگ‌کنگ روز گذشته به مناسبت درگذشت مدیرعامل شرکت اپل، تصویر استیو جابز را به صورت سایه درون لوگوی شرکت اپل طراحی کرد.

بر اساس گزارش تکناز به نقل از دیسکاوری، طراحی این دانشجوی 19 ساله بلافاصله در اینترنت منتشر شد. این دانشجو گفت: روزنامه‌هایی از آمریکا و آلمان برای خرید حق امتیاز این لوگو با او وارد مذاکره شده‌اند
نماد کاربر
samira
کاربر نیمه فعال
کاربر نیمه فعال
 
پست ها : 44
تاريخ عضويت: جمعه ارديبهشت ماه 23, 1390 11:30 pm
تشکر کرده: 17 بار
تشکر شده: 13 بار
امتياز: 0

پستتوسط Ramin » جمعه مهر ماه 22, 1390 10:08 am

عکس هایی از خداحافظی هواداران با استیوجابز

هواداران و دوستداران استیو جابز و محصولات اپل در مقابل خانه وی، شرکت اپل و فروشگاههای محصولات این شرکت در کالیفرنیا جمع شدند تا با این مرد فناوری وداع کنند.

به گزارش خبرگزاری مهر، دسته های گل، شمعهای روشن و یادگاریهایی که بر روی آسفالت خیابان مشرف به خانه رئیس اپل نوشته شده اند همگی نشانه ای از آخرین خداحافظی های دوستداران و شیفتگان استیو جابز با جادوگر اپل است.

خداحافظی با کسی که بسیاری از مردم به خاطر علاقه قلبی به وی، محصولات و نوآوریهایش را می خریدند. مردم از شهرهای مختلف کالیفرنیا به سیلیکون ولی در سن خوزه آمدند و در مقابل شرکت اپل، فروشگاههای Apple Store و حتی خانه جابز با احترام به حریم شخصی خانواده رئیس بزرگ، آخرین یادگاریهای خود را به جای گذاشتند...























وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ ...
نماد کاربر
Ramin
کاربر طلایی
کاربر طلایی
 
پست ها : 999
تاريخ عضويت: شنبه مرداد ماه 22, 1390 11:30 pm
تشکر کرده: 945 بار
تشکر شده: 1633 بار
امتياز: 2940


بازگشت به نقل اخبار و گزارشها به همراه منبع

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 2 مهمان