صفحه 1 از 1

فصلی دیگر از زندگی

پستارسال شده در: دوشنبه آبان ماه 1, 1390 12:33 am
توسط sadi
هوا در حالی که شاه سیارگان در قلب آسمان نیلی می درخشید  رنگ می باخت و خش خش برگهای هزار رنگ خبرآمدن پاییز را می داد.داشتیم بازی می کردیم که ناگهان ناله های متضرعانه مادر بزرگم ذهنم را از هیاهوی بازی دور کرد و ناخود آگاه غرق در دریای درد دلهایش شدم (مادر بزرگم ناراحت است حتما" از سرو صدای دوستانم  نه شاید از اینکه من ظهر غذا خوب نخوردم  و هزار فکر کودکانه دیگر که یکی یکی از ذهنم می گذشت ..............
او در حالی که دستان پینه بسته اش را رو به آسمان بلند کرده بود چند قطره اشک گونه های مهربانش را نوازش کرد عینک را از چشمان کم سویش برداشت و به آرامی دستی به صورت کشید و گفت:((خدای مهربان عمر آدمی عجب می گذرد ,بهار با طبیعت زیبایش,شکوفه ها,آلوچه سبزو آمدن پرستو ها به لانه آنقدر سریع و آرام گذشت .که شکوفه ها میوه شدن ,مدرسه ها تعطیل,فصل هندوانه و مسافرت هم یک دفعه گذشت . سوز سرما چون تازیانه ایی خبر آمدن ماه مهر و  یاقوت های سرخ و آبدار انار راآورد تا چشم باز کردیم غرق دز لذتها و غافل از ثانیه ها شدیم ,دانه های سفید برف روی شانه های سنگین از بار عصیانمان نشست .آدم برفی ها ,باقله و شلغم فروشهای کنار خیابان ,قل قل سماور ,هوای دم کرده اتاق خبر پایان فصلها و شروعی دیگر را به ما متذکر می شوند چه خوب می شد آدمها هم فصل جدیدی  به همه ی فصلها ایجاد کنند تا وجود حیات پس از مرگ همیشه در در یادها زنده بماند و تکانی به خود بزنیم و آستینی بالا بزنیم که چند صباح از عمر بی ارزشمان را توشه فصل پایانی حیات بعد از مرگ دنیوی کنیم ,ناگهان توپ دوستانم به کوزه ترشی مادرم خورد و گوشه حیاط پر از ترشی شد ,صدای شکستن کوزه مادر بزرگم را متوجه حضور من کرد و با تبسمی زیبا گفت:   ((دنیا مثل این کوزه است اگر فقط برای پر کردن کوزه تلاش کنیم و تکیه گاه و پشتوانه ایی برایش نسازیم هر چه بکاریم رشته می شود , همین که دیدی .....................
حالا عزیزم غصه نخور من همه را جمع می کنم برو به بازیت برس .
شیوا یوسفی کارشناس زبان و ادبیات فارسی

پستارسال شده در: دوشنبه آبان ماه 1, 1390 12:38 am
توسط Ramin
سلام، خوش اومدی ...    :arrow:

شروعت زیبا و جالب بود، ممنون ...

پستارسال شده در: دوشنبه آبان ماه 1, 1390 1:02 am
توسط mosabsalehii
سلام به جمع پینوسی های عزیزخوش آومدی انشاالله بتونیم از مطالبت سودببریم.

پستارسال شده در: دوشنبه آبان ماه 1, 1390 1:22 am
توسط ModireTalar
سلام به همه دوستان خصوصا به کاک سعدی و عمه عزیز و اهل پینوسم داد شیوا
داد شیوا مطالبت خیلی زیبا و ظریفه
ان شا الله از وجودت در سایت بهترین استفاده رو ببریم و با حضورت در پینوس بار ادبی سایت ارتقا یابد.

پستارسال شده در: دوشنبه آبان ماه 2, 1390 10:23 am
توسط omedravansare
السلام علیکم
با تشکر و خوش آمد گویی به شما خواهر محترم
امیدوارم مطالبتون برای تمامی دوستان مثمر ثمر واقع بشه

پستارسال شده در: سه شنبه آبان ماه 3, 1390 8:20 pm
توسط lenous
salam
Matne jalebi bod,
Omidwaram ke bazam az in matna bezarid
Ba tashakor

پستارسال شده در: سه شنبه اسفند ماه 2, 1390 5:14 am
توسط soham
شیوا خانم بهتون خوش امد میگم مطلبت زیبا بود :D

Re: فصلی دیگر از زندگی

پستارسال شده در: دوشنبه خرداد ماه 20, 1398 10:56 am
توسط charming

عضويت  / ورود
دات آی آر (Escaperoom.ir) نامی آشنا برای تمامی کسانی که در ایران به بازی

عضويت  / ورود
علاقمندند. اسکیپ روم دات آی آر به مدیریت آقای مسیح خدابخشیان فعالیت خود را در در بهار 1395 آغاز نمود، اولین

عضويت  / ورود
ی که این مجموعه راه اندازی گردید در عمارت دبیرالملک واقع در منطقه بازار شهر تهران افتتاح شد، قطعاً می توان

عضويت  / ورود
های مجموعه ی

عضويت  / ورود
دات آی آر را جزو بهترین

عضويت  / ورود
های حال حاضر دانست، در بین سناریوهای این مجموعه بازی هایی با ژانرهای کارآگاهی، ژانر وحشت و بازی های فرار محیطی مشاهده می شود.


ایده اولیه راه اندازی

عضويت  / ورود
توسط آقایان مسیح خدابخشیان و پیمان فاطمی صورت گرفت.

عضويت  / ورود
دات آی آر در شهرهای دیگر همچون اصفهان، کرج، اهواز، کرمان، چالوس و قزوین

عضويت  / ورود
هایی را تأسیس نمود که علی رغم اینکه در برخی از این بازی ها از یکدیگر الهام هایی گرفته شده است ولی تفاوت هایی در سناریو و سیر معماها مشاهده می شود.