ما که دلمون پاکه . . .

در این بخش مقالات در زمینه دینی قرار داده می شود

مديران انجمن: CafeWeb, Dabir, Noha, bahar

ما که دلمون پاکه . . .

پستتوسط bahar » شنبه آبان ماه 20, 1391 4:09 pm

بنام خداوند بی همتا

بعضی را دیدین که گناه میکنند و وقتی بهشون می گی چرا گناه می کنید؟ میگن ما دلمون پاکه؛
ولی یه سوال از این عزیزان  از کجا بفهمیم دلتون پاکه؟ ما که علم غیب نداریم و مجبورم به ظاهر نگاه کنیم و قضاوت کنیم.
مگه این نیست که هر چیز غیر قابل دیدی را بخواهی تشخیص بدهی باید از روی نشانه ها و آثارش فهمید؟
پس این که میگن من دلم پاکه ولی مثلا حجاب نداره در واقع یکی از آثار پاکی دل را به همراه خودش نیاورده و ما از کجا بفهمیم دلش پاک است؟

اصلا بزارید سوال را این جور مطرح کنیم :
او که در مقابل خدای خودش این گونه است و خداوند را بدین شکل اطاعت می کند و آیه حجاب را به این شکل نشنیده می گیرد آیا نسبت به
ما می تواند دل پاکی داشته باشد؟ البته  کسی که حجاب دارددلیل نمیشه که  حتما دلش پاک است؛ ولی برای من انسان که چاره ای جز
قضاوت بر طبق ظاهر افراد را نداریم حجاب او یک علامت است که او (فرد با حجاب) این علامت رو با خود به همراه دارد که آن گوش دادن به
یکی از حرف های  صاحب نعمتش می باشد که پروردگار است.

و این ها جدای از این است که اگر بخواهیم در همه کارهای روزمره مان، در همه اشتباهاتمان، بگوئیم ما دلمان پاک است، چه هرج و مرجی
پیش میاد. می تونیم بریم مردم آزاری کنیم و یا شخصی را کتک بزنیم؛ و اگر کسی هم چیزی گفت: بگوییم ما دلمون پاک بود. دروغ بگیم، و
بگیم ما دلمون پاک بود؛ رشوه بگیریم، بگیم ما دلمان پاک بود؛ آیا روی این مبنا می توان هیچ قانونی بریزیم و آیا هیچ مجرمی را می توان محاکمه کنیم .

دوستان عزیز عمل انسان ناشی از عقیده ای است که در دل دارد و نمی شود کسی دلش پاک باشد و عملش نا پاک.
و چه زیبا گفته شده است: ایمان عبارت است از شناخت و معرفت قلبی، اقرار با زبان و عمل با اعضاء و جوارح



برای نویسنده این مطلب bahar تشکر کننده ها: 4
hoda (چهارشنبه اسفند ماه 7, 1392 3:04 pm), nahmadi69 (يکشنبه ارديبهشت ماه 7, 1392 2:51 am), pejmanava (يکشنبه ارديبهشت ماه 7, 1392 2:51 am), salar67 (يکشنبه ارديبهشت ماه 7, 1392 2:51 am)
رتبه: 28.57%
 
نماد کاربر
bahar
مدیر انجمن
مدیر انجمن
 
پست ها : 3506
تاريخ عضويت: چهارشنبه آذر ماه 15, 1390 12:30 am
تشکر کرده: 5837 بار
تشکر شده: 5121 بار
امتياز: 33890

پستتوسط pejmanava » شنبه آبان ماه 20, 1391 4:51 pm

بعضی را دیدین که گناه میکنند و وقتی بهشون می گی چرا گناه می کنید؟ میگن ما دلمون پاکه؛

و آیه حجاب را به این شکل نشنیده می گیرد؛


البته کسی که حجاب دارددلیل نمیشه که حتما دلش پاک است؛

گوش دادن به یکی از حرف های صاحب نعمتش می باشد که پروردگار است.

و اگر کسی هم چیزی گفت: بگوییم ما دلمون پاک بود. دروغ بگیم، وبگیم ما دلمون پاک بود؛

ایمان عبارت است از شناخت و معرفت قلبی، اقرار با زبان و عمل با اعضاء و جوارح

        اجرکم عندالله
---------------------------------------------------------------------------------
وتوفیق من الله العزیز



برای نویسنده این مطلب pejmanava تشکر کننده ها: 2
bahar (يکشنبه ارديبهشت ماه 7, 1392 2:51 am), hoda (چهارشنبه اسفند ماه 7, 1392 3:03 pm)
رتبه: 14.29%
 
نماد کاربر
pejmanava
کاربر حرفه ای سایت
کاربر حرفه ای سایت
 
پست ها : 2997
تاريخ عضويت: جمعه آبان ماه 4, 1391 12:30 am
محل سکونت: Mahabad
تشکر کرده: 2893 بار
تشکر شده: 3332 بار
امتياز: 25740

Re: ما که دلمون پاکه . . .

پستتوسط yasina » يکشنبه تير ماه 2, 1392 2:16 pm

   بهش گفتم: خداوند رو دوست داری؟
    گفت: آره! خیلی دوسش دارم
    گفتم: خداوند حجاب رو دوست داره یا نه؟
    گفت: آره!
    گفتم : پس چرا کاری که خداوند دوست داره انجام نمیدی؟
    گفت: خب چیزه!…. ولی دوست داشتن خداوند به ظاهر نیست ،
به دله
   گفتم: از این حرف که میگن به ظاهر نیست ، به دله بدم میاد
     گفت: چرا؟

     براش یه مثال زدم:
     گفتم: فرض کن یه نفر بهت خبر بده که شوهرت با یه دختر خانوم دوست شده و
  الان توی یه رستوران داره باهاش شام می خوره.
     تو هم سراسیمه میری و می بینی بله!!!! آقا نشسته و داره به دختره دل میده و قلوه می گیره.
  عصبانی میشی و بهش میگی:     ای نامرد! بهم خیانت کردی؟ بعد شوهرت بلند میشه و بهت میگه:
  عزیزم! من فقط تو رو دوست دارم. بعد تو بهش میگی:
     اگه منو دوست داری این دختره کیه؟ چرا باهاش دوست شدی؟ چرا آوردیش رستوران؟ اونم بر می گرده میگه:
    عزیزم ظاهر رو نبین! مهم دلمه! دوست داشتن
به دله…

     دیدم حالتش عوض شده
    بهش گفتم: تو این لحظه به شوهرت نمیگی: مرده شور دلت رو ببرن؟
    تو نشستی با یه دختره عشقبازی می کنی بعد میگی من تو دلم تو رو دوست دارم؟ حرف شوهرت رو باور می کنی؟
    گفت: معلومه که نه! دارم می بینم که خیانت می کنه، چطور باور کنم؟ معلومه که دروغ میگه
    گفتم: پس حجابت….

    اشک تو چشاش جمع شده بودروسری اش رو کشید جلوبا صدای لرزونش گفت:
    من جونم رو فدای خداوند می کنم، حجاب که قابلش رو نداره
    از فردا دیدم با چادر اومده
    گفتم: با یه مانتو مناسب هم میشد حجاب رو رعایت کرد!
    خندید و گفت: می دونم! ولی خداوندچــــــادر رو بیشتر دوست داره

    می گفت: احساس می کنم خداوند داره بهم لبخنــــــــــد می زنه )) "




برای نویسنده این مطلب yasina تشکر کننده ها:
hoda (چهارشنبه اسفند ماه 7, 1392 3:02 pm)
رتبه: 7.14%
 
نماد کاربر
yasina
کاربر ویژه
کاربر ویژه
 
پست ها : 203
تاريخ عضويت: جمعه اسفند ماه 10, 1391 12:30 am
تشکر کرده: 97 بار
تشکر شده: 252 بار
امتياز: 2440

Re: ما که دلمون پاکه . . .

پستتوسط bahar » دوشنبه اسفند ماه 5, 1392 4:53 pm




شخصی قصه کرد:
از خواهرمسلمان خود سوال کردم، حجابت کجاست وچرا بیرون ازخانه آرایش کردای؟

درجوابم گفت دل پاک باشد و بستگی به نیت انسان دارد .
۰
من خاموش ماندم !!!
۰
۰دخترک رفت و من در فکر جواب او گام هایم را آهسته تر کردم و میرفتم .
جلوتر دیدم پسری با ظاهر سوسول کنار دخترک راه میرود و قصد دارد چیزی به او بگوید ولی دخترک به او اعتنایی ندارد
تا جایی که دیگر دختر عصبانی شد و با عصبانیت به پسر گفت که "
مزاحم نشو من از آن دخترها که فکر میکنی نیستم "
با جواب دختر جرقه ای در ذهنم زد " پسرک بد اخلاق چطور باید بفهمد که دخترک بد اخلاق نیست و نیت و دلش پاک است ؟
خود را به دخترک رساندم و گفتم " آن پسر مزاحم بود ؟
" گفت بله ، فکر کرده همه مثل خودش هرزه هستند فکر کرده من از دختران هرزه هستم.
با خونسردی به او گفتم " از کجا باید میفهمید تو نیت و دل پاک داری و برای او خود را نیاراستی ؟
" دخترک نگاهی کرد و به فکر رفت و آرام آرام از او دور شدم و او گام هایش را آهسته تر کرد و به اندیشه فرو رفت .
دخترک ، همان طور که به آرامی راه میرفت ، با خود در دل زمزمه میکرد که چرا من تا به امروز به این فکر نکرده بودم ؟!
من برای چه وبرای که خود را می آرایم ؟! با وجود اینکه میدانم در هر یک قدم ، یک گرگ در کمین است !!!!
این حرف یعنی
( از کجا باید میفهمید تو نیت و دل پاک داری و برای او خود را نیاراستی ؟ )
فکر اورا سخت به خود مشغول کرده بود و او همچنان، با فکری که دیگر پریشان شده بود ، به راه خود ادامه میداد ....
همچنان در راه میرفت با خود فکر میکرد که چه کند و حرف که را باید گوش کند و در میان دو راه گیر کرده بود،
همینطور با خود مشغول فکر کردن بود که در راه یک زن با حجاب را دید که آزاد قدم میزد
بدون هیچ ترس و بیمی و با خاطر کامل به هر جای میگشت،باز هم دخترک بیشتر به فکر فرو رفت.........








برای نویسنده این مطلب bahar تشکر کننده ها: 2
hoda (چهارشنبه اسفند ماه 7, 1392 3:02 pm), pejmanava (دوشنبه اسفند ماه 5, 1392 11:28 pm)
رتبه: 14.29%
 
نماد کاربر
bahar
مدیر انجمن
مدیر انجمن
 
پست ها : 3506
تاريخ عضويت: چهارشنبه آذر ماه 15, 1390 12:30 am
تشکر کرده: 5837 بار
تشکر شده: 5121 بار
امتياز: 33890


بازگشت به مقالات متنوع دینی

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 1 مهمان