گفتگو...

در این بخش مطالب متفرقه در زمینه فرهنگی و اجتماعی قرار داده می شود

مديران انجمن: tarannom, CafeWeb, Dabir, Noha, bahar, Modir-Farhangi

گفتگو...

پستتوسط Noha » سه شنبه مهر ماه 12, 1390 2:14 pm

هوالمستعان

سلام الله علیکم

........

.....با تعجب به او، نگاه می‌کردم و او می‌گفت: پروردگارا! مرا از سجده بر آدم معاف کن، در عوض آنچنان تو را پرستش و عبادت می‌کنم

که هیچ فرشته و پیامبری مثل آن‌را به‌جا نیاورده باشد.

خداوند در پاسخ‌اش فرمود:: من نیازمند نیایش و عبادت تو نیستم بلکه می‌خواستم با اطاعت از امر من، خودت را از مواهب روحانی

بهره‌مند کنی ولی تو سر باز زدی و خشمم را خریدی، اکنون از این‌جا بیرون برو که تو رانده شده از درگاه من هستی و دیگر این‌جا،

جایی نداری؛ لعنت من، تا روز قیامت بر تو باد.


شیطان با ناراحتی، نگاه پر خشمش را به من دوخت. سپس رو برگرداند و گفت: خداوندا! تو عادلی و ستم نمی‌کنی،

پس پاداش آن همه عبادت و اطاعت و عمل چندین ساله‌ام چه می‌شود؟

خداوند فرمود: برای پاداش کارهای نیک‌ات، هر چه در دنیا می‌خواهی، درخواست کن!

ـ پروردگارا! می‌خواهم تا روز قیامت زنده بمانم و بر سر راه راستت بنشینم تا آدمیان را گمراه کنم.

خداوند خواسته او را تا روز موعود پذیرفت، و او با نیشخندش، نگاهی به من انداخت و سپس ادامه داد:

تسلط بر آدم مثل گردش خون در رگ‌هایش باشد…

و خدا دوباره پذیرفت و او باز هم ادامه داد:

ـ خدایا! در مقابل هر فرزندی که به آدم می‌دهی، دو فرزند هم به من بده، به گونه‌ای که من فرزندان آدم را ببینم،

ولی آنها من و فرزندانم را نبینند، تا در

چهره‌های رنگارنگی بر آن‌ها جلوه و تظاهر کنیم.

خداوند فرمود: سینه آنها را جایگاه جولان وسوسه‌های تو قرار دادم!

شیطان با شنیدن این حرف، با خوشحالی گفت: همین مقدار برای من کافی است،

و با بغض و کینه نگاهی به من کرد و با صدایی که نفرت از آن می‌بارید

رو به خدا گفت:

خداوندا! به عزت و جلالت سوگند که همه فرزندان آدم را گمراه می‌کنم، مگر بندگان خاص تو را.

آن‌چنان فریبشان می‌دهم که در گناه و فساد غرق شده،

کافر و بی‌دین از دنیا بروند. «فبعزتک لأغوینهم أجمعین، الا عبادک منهم المخلصین»

با شنیدن حرف‌های شیطان که بر گمراهی و نابودی من و فرزندانم، قسم یاد می‌کرد

اضطراب و نگرانی تمام وجودم را فرا گرفته بود، به شکوه گفتم:

«پروردگارا! شیطان را بر فرزندان من مسلط کردی و او را همانند خون، در رگ‌های بدن آنها قرار دادی.

هر چه خواست، دادی. هر چه گفت، پذیرفتی! پس

من و فرزندانم چه؟ به ما در برابر خواسته‌های او چه می‌دهی؟»

خدا گفت: «در برابر هر معصیت و سرپیچی فرزندانت یک کیفر است، اما در مقابل هر کار نیک و پسندیده‌شان ده برابر پاداش می‌گیرند.

ـ گفتم‌: «خدایا بیش‌تر بده!»ـ فرمود:«توبه و بازگشت آنها را تا رسیدن روح به گلو و خارج شدن جان از بدن پذیرفتم».

ـ خدایا باز هم بیش‌تر!

- هر کس را بخواهم می‌آمرزم و مورد عفو و بخشش خودم قرار می‌دهم، و از هیچ چیزی در این‌باره باکی ندارم. با خوشحالی گفتم:

«خدایا! همین مقدار برای من و فرزندانم کافی است».

رستگار باشید

الـلـهم ء ات أنــفـسنا تقـــواهــا و زکیـــها إنــک أنــت خــیر من زکــیها


برای نویسنده این مطلب Noha تشکر کننده ها: 2
Ramin (يکشنبه ارديبهشت ماه 7, 1392 2:51 am), bahar (يکشنبه ارديبهشت ماه 7, 1392 2:51 am)
رتبه: 14.29%
 
نماد کاربر
Noha
معاون و ناظر سایت
معاون و ناظر سایت
 
پست ها : 1424
تاريخ عضويت: پنج شنبه اسفند ماه 25, 1389 12:30 am
محل سکونت: pavah
تشکر کرده: 2031 بار
تشکر شده: 1557 بار
امتياز: 4930

پستتوسط basireh » سه شنبه مهر ماه 12, 1390 4:23 pm

سلام

تشکر نها جان

تا نشوی مست خدا
غم نشود از تو جدا
تا صفت گرگ دری
یوسف کنعان نبری
خیره میا ،خیره مرو
جانب بازار جهان
زآن که درین  بیع و شری
این ندهی آن نبری
خاک که خاکی نهلد
سوسن و نسرین نشود
تا نکنی دلق کهن
خلعت سلطان نبری
هیچ مگو ای لب من
تا لب من باز شود
زآن که تا سنگ دلی
لعل بدخشان نبری
گر همچو من افتاده ی این دام شوی / ای بس که خراب فرقه و جام شوی  
ما عاشق و رند و مست و عالم سوزیم/ با ما منشین و گرنه بد نام شوی
نماد کاربر
basireh
کاربر ویژه
کاربر ویژه
 
پست ها : 277
تاريخ عضويت: چهارشنبه اسفند ماه 24, 1389 12:30 am
تشکر کرده: 317 بار
تشکر شده: 236 بار
امتياز: 10

پستتوسط ModireTalar » سه شنبه مهر ماه 12, 1390 5:11 pm

سلام
خیلی جالب بود.
راستی این مطلب نوشته خودتونه یا از جای دیگری اون رو گرفته اید؟
نماد کاربر
ModireTalar
کاربر ویژه
کاربر ویژه
 
پست ها : 395
تاريخ عضويت: جمعه اسفند ماه 26, 1389 12:30 am
تشکر کرده: 633 بار
تشکر شده: 275 بار
امتياز: 2640

پستتوسط Noha » سه شنبه مهر ماه 12, 1390 8:47 pm

هوالمستعان

سلام الله علیکم

خیر نوشته ی من نیست،این مطلب رو در میان مطالب جالبی که جمع آوری و نگه داری می کنم انتخاب کردم که منبع هم نداشت  !اینم همینطور 8O

امروز ظهر شیطان را دیدم

نشسته بر بساط صبحانه و آرم لقمه بر میداشت گفتم ظهر شده هنوز بساط کار خود را پهن نکردهای؟

بنی آدم نصف روز خود را بدون تو گذرانده اند....

شیطان گفت: خود را باز نشسته کرده ام پیش از موعد گفتم به راه عدل و انصاف باز گشته ای؟ یا سنگ بندگیبه سینه میزنی؟

گفت: دیدم انسانها آنچه را من شبانه به ده ها وسوسه پنهانی انجام می دادم، روزانه به صدها دسیسه آشکارا انجام می دهند

اینان را به شیطان چه نیاز است؟؟

شیطان در حالی که بساط خود را برمی چید تا در کناری آرم بخوابد زیر لب گفت آن روز که خداوند فرمود:

به آدم و نسل او سجده کن نمی دانستم که نسل او بر زشتی و دورغ و خیانت تا کجا می تواند فرا رود و گرنه

در برابر آدم به سجده می رفتم و می گفتم همانا تو......

روزگاری است شیطان فریاد می زند آدم پیدا کنید سجده خواهم کرد!!!


*اللهم إنا نعوذ بک من همزات الشیاطین*

رستگار باشید

الـلـهم ء ات أنــفـسنا تقـــواهــا و زکیـــها إنــک أنــت خــیر من زکــیها

نماد کاربر
Noha
معاون و ناظر سایت
معاون و ناظر سایت
 
پست ها : 1424
تاريخ عضويت: پنج شنبه اسفند ماه 25, 1389 12:30 am
محل سکونت: pavah
تشکر کرده: 2031 بار
تشکر شده: 1557 بار
امتياز: 4930


بازگشت به متفرقه

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: Bing [Bot] و 3 مهمان