شخصیت هر فرد منحصر به خودش می باشد

در این بخش مطالب متفرقه در زمینه فرهنگی و اجتماعی قرار داده می شود

مديران انجمن: tarannom, CafeWeb, Dabir, Noha, bahar, Modir-Farhangi

شخصیت هر فرد منحصر به خودش می باشد

پستتوسط saye » پنج شنبه دي ماه 8, 1390 8:40 pm

«شخصیت هر فرد منحصر به خودش می باشد»

این تیتریه که امام محمد غزالی برای یکی از فصلهای کتابش بنام تولدی دوباره، در نظر گرفته.
تو این فصل بسیار استادانه به بحث استقلال شخصیتی، وجوه اون، لزوم عدم تقلید صرف از بزرگان و احترام به نظرات مختلف و مخالف می پردازه.
در قسمت بعد که ان شاء الله بذارم بحث آیه ی 148 بقره و طبیعی بودن اختلاف نظر رو مطرح میکنه که بسیار ضروری و آموزنده س.
متن:
خیلی او را دوست داشتم، سخنانش مرا جادو می کرد و راهنمایی هایش مرا شاداب می نمود. دوست داشتم که مثل او در حسن تأثیر گذاری، موفق باشم ولی من نخواستم که خودم را شبیه او سازم و یا روش او را برگزینم. چون گمان می کردم اگر این کار را بکنم شکست خواهم خورد. چون طبیعت خودم بر من غلبه می کند. من براساس خصوصیات روحی خود حرکت می کنم، همچنان که قطار بر روی ریل خود حرکت می کند و هرگاه احساس کنم که از آن خارج شده ام، زود متوقف می شوم. بسیاری از دوستانم را می شناسم که از انسانی والا مقام تقلید می کنند و دوست دارند که به او نزدیک شوند و صورت عینی اعمال و حالات او باشند. استاد ما که حدود بیست سال در مرحله ابتدایی تدریس می کرد در طول این مدت کلمه ی «درسته» برایش تکیه کلام شده بود و همیشه این کلمه را به بچه ها می گفت و همچنین عادت کرده بود که شانه های بچه ها را نوازش کند و با این کار دوستی و مهربانی اش را به بچه ها ابراز می کرد. عجیب این بود که دانش آموزان ممتاز در تکیه کلام و حرکات استاد از او تقلید می کردند. همانطور که در حفظ سخنرانی ها و مقالاتش تلاش می کردند. من این کار را دوست نداشتم و احساس ناخوشایندی نسبت به استاد و مقلدین او داشتم چرا که صداقت و اخلاص و بازدهی و نصیحت کردن و حقیقت در چنین جوی مصنوعی و تقلیدی از بین می رفت، حال فرقی نمی کرد که این تقلید ناشیانه باشد یا ماهرانه.
چرا انسانها براساس فطرتی که خداوند آنها را بر آن خلق کرده، رشد نمی کنند؟ همانطور که انواع گیاهان در خاک کاشته شده اند، رشد می کنند و نه خرما تبدیل به انگور می شود و میوه هایشان نیز طعم و رنگ یکدیگر را نمی گیرند. آسان ترین چیز برای یک انسان مقلد این است که شخصیتش را در برابر کسانی که غرق در آنها شده، هیچ کند. هر نظری که آنها بدهند تایید می کند و آنگاه که از او مشورتی بخواهند، هر رایی را که به خواسته آنان نزدیک تر باشد، اظهار می کند. یک روز به عده ای از این افراد مقلد گفتم که اصحاب محمد(ص)اینچنین رفتار نمی کرد. در حالیکه پیامبر بهترین الگو برای تقلید بود و هنگامی که آن حضرت در مورد اسیران بدر مشورت خواست هر یک باتوجه به شخصیت و اعتقاد خود، رأیشان را ابراز نمودند. ابوبکر بردبار، گذشت را ترجیح می دهد و عمر سرسخت، با عقوبت موافق است. پیامبر نیز بعد از مشورت این دو، ابوبکر را به «ابراهیم» تشبیه کرد که به قوم خود گفت :«فمن تبعنی فانّه منّی و من عصانی فانّک غفور رحیم» ]ابراهیم:36[
«هرکس از من پیروی کند از من است و هرکس نافرمانی من کند، تو بخشنده و مهربانی!»
و عمر را به «نوح» تشبیه نمود که گفت: «ربَ لا تذر علی الارض من الکافرین دیاراً، فانّک ان تذرهم یضلّو عبادک ولا یلدوا الاّ فاجراً کفّاراً» ]نوح:26-27[
نوح گفت: «پروردگارا! هیچ یک از کافران را بر روی زمین باقی مگذار!(26) چرا که اگر آنها را باقی بگذاری، بندگانت را گمراه می کنند و جز نسلی فاجر و کافر بوجود نمی آورند!»
آشکار است که هردوی آنها براساس راهنمایی اندیشه مستقل و طبع خاص خود، در پی حقیقت بودند. این روش آزاد و به دور از هر تملق و تقلید، همان اسلام و فطرتی است که خداوند، طبیعت مردم را با آن سرشته و خلق کرده است. چنین نمونه هایی از رفتار پاک و خصلت های بزرگوارانه موجب شد که اصحاب رسول الله(ص) از پیامبر بخواهند مکان جنگ را عوض کند. و پیشنهادی بهتر بدهند و پیامبر هم مشورتشان را صحیح شمرد و آن را عملی کرد. کاش رؤسا، و رهبران ما این حقیقت را بدانند! چرا که آنها افرادی را برمی گزینند که کاملا تابع آنها باشند، هر چند که کم کفایت یا بی کفایت باشند و افرادی که طبیعتشان مستقل است را عقب نگه می دارند واین یک مصیبت است!رهبر روسی «استالین» یکی از کارمندان مهمش را از کار برکنار کرده بود. حدس می زنید به چه دلیل؟ به خاطر اینکه هر وقت استالین با او مشورت می کرده، رأیی را ابراز می نمود که بهتر بتواند استالین را راضی کند. از افرادی مثل این کارمند امید خیری نمی رود، زیرا این افراد شایستگی لازم را ندارند. رهبر روسی او را برکنار کرد و اگر آن مرد در شرق می بود تا پایان عمر مورد احترام بود.

تقلید و محو کردن شخصیت و شباهت جستن به بزرگان نوعی بیماری است که بدترین نمونه آن در عرصه دین دیده می شود. چرا که هیچ کس به درجه ی تقوا نمی رسد مگر اینکه اخلاقش خوب و خصلت هایش نیکو گردد. اگر انسان این خصلت ها را نداشت پس هرگونه تظاهری فقط موجب بیشتر مسخ شدن انسان می شود.

ادامه دارد...

دو صد گفته چون نیم کردار نیست...

برای نویسنده این مطلب saye تشکر کننده ها: 7
Akam (يکشنبه ارديبهشت ماه 7, 1392 2:51 am), CafeWeb (يکشنبه ارديبهشت ماه 7, 1392 2:51 am), ModireTalar (يکشنبه ارديبهشت ماه 7, 1392 2:51 am), Noha (يکشنبه ارديبهشت ماه 7, 1392 2:51 am), avin (يکشنبه ارديبهشت ماه 7, 1392 2:51 am), basireh (يکشنبه ارديبهشت ماه 7, 1392 2:51 am), mehr (يکشنبه ارديبهشت ماه 7, 1392 2:51 am)
رتبه: 50%
 
نماد کاربر
saye
کاربر ویژه
کاربر ویژه
 
پست ها : 258
تاريخ عضويت: شنبه آذر ماه 26, 1389 12:30 am
محل سکونت: پاوه
تشکر کرده: 520 بار
تشکر شده: 213 بار
امتياز: 990

پستتوسط mehr » جمعه دي ماه 9, 1390 4:18 pm

با سلام و تشکر از کاربر گرامی سایه

با اجازه منم این مطلب رو میذارم:

کسی را بر سهم خودم برتری نمی دهم!


پیامبر اکرم(ص) در مجلسی که بزرگان طوایف مختلف در آن بودند،حضور داشت و سمت راست ایشان عبدالله بن عباس که آن هنگام در سن نوجوانی بود،قرار داشت.پیامبر(ص) وظیفه ی توزیع آب را بر عهده گرفته و از سمت راست شروع کردند.پیامبر(ص) به ابن عباس فرمود:آیا اجازه می دهی آب را به آنان بدهم؟یعنی از دیگران شروع کنم.آن جوان رشید در جوابی بسیار شیوا و بلیغ گفتند:کسی را برای گرفتن سهم خودم از شما (که همان افتخار گرفتن آب از دستتان باشد)بر خود برتری نمی دهم.

ببینید که چگونه نهال عزت نفس در وجود شخص کاشته می شود؟!



تصور کنید در کشورهای ما مسلمانان یک کارشناس خارجی فقط به دلیل خارجی بودنش مورد احترام قرار می گیرد،اما یک کارشناس بومی بهایی ندارد.مردم به دیده ی حقارت به او می نگرند.راستی چرا اینگونه است؟!

پیامبر اکرم (ص) از ام المومنین عایشه _رضی الله عنها پرسید:آیا می دانی چرا درٍ کعبه را در بلندی قرار داده اند؟

گفت:خیر،ای رسول خدا؛پیامبر (ص) فرمود:به خاطر عزت و احترام،تا فقط کسانی را که می خواهند بدان راه دهند.

برادران،برای اینکه امت اسلامی دارای عزت باشد،باید افراد آن عزیز و محترم باشند؛
اما چگونه می توان به سرچشمه و منبع اصلی عزت و سرافرازی دست یافت؟

به راستی تنها مصدر و منبع عزت خداوند متعال است که می فرماید:

"من کان یرید العزة فلله العزة جمیعا"


"اللّهم انّا نسالک عیش السعداء و موت الشهداء و مرافقه الانبیاء و النصر علی الاعداء"

برای نویسنده این مطلب mehr تشکر کننده ها:
saye (يکشنبه ارديبهشت ماه 7, 1392 2:51 am)
رتبه: 7.14%
 
mehr
کاربر طلایی
کاربر طلایی
 
پست ها : 924
تاريخ عضويت: دوشنبه فروردين ماه 8, 1390 11:30 pm
تشکر کرده: 1274 بار
تشکر شده: 1137 بار
امتياز: 1630

پستتوسط saye » شنبه دي ماه 10, 1390 8:58 pm

با سلام به همه.

راستش احساس کردم تو دوره زمونه ماتعداد مقلدینی که تقلید رو کار خوبی میدونن خیلی زیاده و جای استقلال شخصیتی رو خیلی خالی دیدم واسه همین این مطلب رو انتخاب کردم.

امیدوارم جای استفاده باشه.
دو صد گفته چون نیم کردار نیست...
نماد کاربر
saye
کاربر ویژه
کاربر ویژه
 
پست ها : 258
تاريخ عضويت: شنبه آذر ماه 26, 1389 12:30 am
محل سکونت: پاوه
تشکر کرده: 520 بار
تشکر شده: 213 بار
امتياز: 990

فقه اختلاف

پستتوسط Akam » سه شنبه دي ماه 13, 1390 12:12 pm

با سلام
ممنونم کاک راشد از مطلب مفیدتون
به نظر منم این موضوع کاملا مورد نیاز افراد مسلمان عصر حاضر است.
دو تا نکته در این بحث بسیار مهم اند:
1- داشتن استقلال شخصیتی در چهار چوب قرآن و سنت
2-فرهنگ برخورد با آرا مختلف یعنی همان فرهنگ تعامل با هم با وجود آراء متفاوت
که بنده انصافا این دو تا مورد رو در افراد دیندار خیلی کم دیدم نیاز است که ما روی این مفاهیم خیلی بیشتر مطالعه و کار کنیم.
به امید خدا
کتاب تولدی دوباره از محمد غزالی مصری است، درسته؟ چون خودم که ابتدا متن رو خوندم ذهنم متوجه امام ابوحامد غزالی شد.
منتظر ادامه مطلبتون هستیم کاک راشد

برای نویسنده این مطلب Akam تشکر کننده ها:
saye (يکشنبه ارديبهشت ماه 7, 1392 2:51 am)
رتبه: 7.14%
 
نماد کاربر
Akam
کاربر کوشا
کاربر کوشا
 
پست ها : 15
تاريخ عضويت: چهارشنبه تير ماه 22, 1390 11:30 pm
تشکر کرده: 144 بار
تشکر شده: 30 بار
امتياز: 10

پستتوسط saye » چهارشنبه دي ماه 14, 1390 9:32 pm

سلام به همه.

وه ش بی کا ارشد.

بله؛ کتاب تولدی دوباره متعلق به امام محمد غزالی مصری است.

ان شاء الله در مطلب بعدی بحث جدی ترم میشه.

لازمه که هرکدوم از ما این نوشته رو بصورت جدی مطالعه و با کمال ریز بینی اونو با تمام اعمالمون مقایسه کنیم. تا واقعا بدونیم آیا ما یک مقلد صرف هستیم یا نه!!!

آیا ما برای هر موضوع که موافق نظر ماس (و یا از طرف کسی که اونو قبول داریم) مطرح میشه ، اونقدر که برا نظر مخالف دقت می کنیم حساسیت به خرج میدیم!؟

آیا ما بدنبال واقعیت امر هستیم یا بدنبال تقویت نظریه ی خود؟

آیا ما حاضر به کنکاش در مورد اصول و پایه نظریه های خود هستیم و اونو زیر تیغ سوالهای مخالفان میبریم؟

اینا سوالایی هستن که هر کسی که بدنبال حقیقته باید هر دم از خودش بپرسه.
دو صد گفته چون نیم کردار نیست...
نماد کاربر
saye
کاربر ویژه
کاربر ویژه
 
پست ها : 258
تاريخ عضويت: شنبه آذر ماه 26, 1389 12:30 am
محل سکونت: پاوه
تشکر کرده: 520 بار
تشکر شده: 213 بار
امتياز: 990

پستتوسط Noha » شنبه بهمن ماه 1, 1390 10:09 pm

هوالمستعان

سلام الله علیکم


   ضمن تشکر از شما ؛مطلب خیلی به جایی بود،خیلی وقته منتظر ادامه اش هستیم!!

رستگار باشید
الـلـهم ء ات أنــفـسنا تقـــواهــا و زکیـــها إنــک أنــت خــیر من زکــیها


برای نویسنده این مطلب Noha تشکر کننده ها:
saye (يکشنبه ارديبهشت ماه 7, 1392 2:51 am)
رتبه: 7.14%
 
نماد کاربر
Noha
معاون و ناظر سایت
معاون و ناظر سایت
 
پست ها : 1424
تاريخ عضويت: پنج شنبه اسفند ماه 25, 1389 12:30 am
محل سکونت: pavah
تشکر کرده: 2031 بار
تشکر شده: 1557 بار
امتياز: 4930

پستتوسط kazari » يکشنبه بهمن ماه 1, 1390 1:25 am

سلامل وه نه کا راشد.
ده س وه ش!
منتظر ادامه هستیم
خدایا ما را به راه راست هدایت فرما

برای نویسنده این مطلب kazari تشکر کننده ها:
saye (يکشنبه ارديبهشت ماه 7, 1392 2:51 am)
رتبه: 7.14%
 
نماد کاربر
kazari
کاربر ویژه
کاربر ویژه
 
پست ها : 106
تاريخ عضويت: جمعه خرداد ماه 13, 1390 11:30 pm
محل سکونت: نوسود، تهران
تشکر کرده: 98 بار
تشکر شده: 140 بار
امتياز: 560


بازگشت به متفرقه

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: Bing [Bot] و 2 مهمان