علما و بزرگان معاصر اهل سنت

در این بخش سیره ی بزرگان و خادمانِ دین قرار داده می شود

مديران انجمن: CafeWeb, Dabir, Noha, bahar

علما و بزرگان معاصر اهل سنت

پستتوسط parvaz69 » جمعه ارديبهشت ماه 13, 1392 8:35 pm

سلام دوستان عزیز

علمای اهل سنت معاصر  نقش بسیار مهمی در گسترش دین در سراسر مناطق ایران و گاه جهان داشته اند و بسیاری از این بزرگان جان و مال خود را در راه اسلام داده اند .

در این تاپیک خواستم با زندگی و تلاش های این عزیزان  اشنا شویم و به امید خدا ما هم بتوانیم قدمی هر چند کوچک در راه اسلام برداریم .

به امید همراهی شما عزیزان .
همیشه خدا هست

برای نویسنده این مطلب parvaz69 تشکر کننده ها: 2
Shaghayegh (پنج شنبه خرداد ماه 16, 1392 10:50 pm), pejmanava (جمعه ارديبهشت ماه 13, 1392 11:25 pm)
رتبه: 14.29%
 
نماد کاربر
parvaz69
کاربر ویژه
کاربر ویژه
 
پست ها : 140
تاريخ عضويت: چهارشنبه آذر ماه 21, 1391 12:30 am
تشکر کرده: 368 بار
تشکر شده: 197 بار
امتياز: 1100

Re: علما و بزرگان معاصر اهل سنت

پستتوسط parvaz69 » جمعه ارديبهشت ماه 13, 1392 8:42 pm

زندگینامه مولانا محمد عمر سربازی

فصل اول : دوران كودكي ( از دامان مادر تا محيط مدرسه )

در سال 1355 هجري قمري در يكي از شبهاي مبارك ذي الحجه در روستاي « انزاء» ( قريه اي مربوط به منطقه ي سرباز بلوچستان ) طفلي از پدر و مادري پاك از سلاله ي مقدس رسول الله (ص) چشم به جهان مي گشايد . اسم تاريخي اش به حساب ابجد « چراغ عليم » بر مي آيد و پدر بزرگ خانواده ، نامش را به« محمد عمر » تبديل مي كند و به بركات اسم ابر مرد تاريخ اسلام بر اين طفل نو ظهور ، اميد ها مي بندد . اين انتخاب مورد قبول همه ي اعضاي خانواده قرار مي گيرد . « محمد عمر » چون اولين پسر پدر و مادر است ، تولدش موجب مسرّت و شادي وصف نا پذير آنان مي شود و هر كدام در پهن دشت آرزوهايشان ، آينده اي زيبا و مبارك براي وي ترسيم مي كنند .

محمد عمر(رح ) از سنين كودكي امتيازات خدادادي اش را ظاهر مي سازد و اين امتيازات ، فرقي واضح ميان او و ساير اطفال ايجاد مي كند . مادرش به وي مي گفت : « در طول شبهاي دراز ، مثل اطفال ديگر پريشانم نمي كردي ، تا اينكه خودم رحمم مي آمد و بر مي خواستم به تو شير مي دادم » وقتي كمي بزرگتر مي شود ، صفات يك مرد كامل در وجود كوچكش آشيان مي كند . او ظاهراً كودك است و همانند هم سن و سالانش علاقه ي زيادي به بازي هاي كودكانه دارد و در اين كار شب و روز نمي شناسد . اما در عين دارا بودن طبع كودكانه ، مردي بزرگ و عاقل به نظر مي رسد . در همين سنين عشق مفرطي به نماز ، روزه ، ذكر و خواندن درود پيدا مي كند . به اشعار عارفانه و نعت آميز علاقه بسيار نشان مي دهد و اشعار زيادي را از « ديوان حافظ» از بر دارد . عشق نبوي خمير فطرت اوست و از همان زمان عادت به سحر خيزي پيدا نموده است . در شجاعت و زور و بازو از همسالان خود پيشي گرفته و ياور محرومان است . در شبهاي تار، يكه و تنها براي آبياري درختان به باغهاي دور دست مي رود . او احترام و ارزش زايد الوصفي به والدين قايل است و در جلب رضاي آنان از انجام هيچ كاري شانه خالي نمي كند . نسبت به سه گروه محبت وافر احساس مي كند : علما و صوفيه و اهل شجاعت كه بعد ها خصوصيات همه آنان را يكجا در خود جمع مي كند وقتي پا به سن نه سالگي مي گذارد ، پدرش او را به دبستان مي برد . تا دو سال به جديت تمام درس مي خواند اما سال سوم حالش دگرگون مي شود و به دنبال آن براي هميشه دبستان را ترك مي گويد اما در مقابل ،عاشق كتاب هاي ديني است. تاسن ده سالگي كتابهاي ابتداعي از قبيل « گلستان سعدي » مجموعه ي « پنج كتاب » « ميزان و منشعب » ، « منيه المصلي »، « مختصر قدوري » را فرا مي گيرد . در يازده سالگي به دست « غلام محمد نقشبندي» خليفه مجاز « شاه ولي الله خراساني – هراتي » در سلسله ي نقشبنديه ي مجدديّه ي ، بيعت ودر لطايفي كه به وي تلقين مي شود ، با كمال ذوق و شوق ذكر مي كند . او در اين مدت كتاب « نور الظلم » را نزد استاد طريقتش مي خواند . استاد در پيشانيش آثار نبوغ عالي مي بيند و گاه گاه او را به تحصيل علوم ديني تشويق مي كند . باري كودك يازده ساله با تعجب از او مي پرسد « مگر براي شما در باره تحصيل من كشفي رخ داده ؟! » استاد مي گويد : « چرا عزيزم ! بلكه براي ما واضح شده است »



فصل دوم : دوران تحصيل در( پاكستان- كراچي )



اين دوره از زندگي مولانا از سيزده سالگي وي شروع شده و به مدت پنج سال ادامه مي يابد . تشويقات استاد دلسوز ، فكر به ثمر رساندن زحمات والدين و تحقق بخشيدن به آرزو هايشان و در كنار اين دو ، ميل طبعي به فرا گيري علم قرآن و سنت ، همه و همه دست به دست هم داده و انگيزه اي قوي در وجود او براي جستجوي علم و دانش مي شوند . او در سال 1368 هجري قمري به مقصد « كراچي » شهر علم و عالم پرور پاكستان – از ايران خارج مي شود . در آن دوره زمان در « كراچي » انديشمندان و علماي برجسته اي وجود داشتند كه به علم و فرهنگ اسلامي رونق بسزا بخشيده بودند . در رأس همه آنها علمايي قرار داشتند كه در « دارالعلوم ديوبند » مركز بزرگ ديني كه با اهداف مذهبي – سياسي در هند فعاليت داشت ، پرورش يافته بودند

نوجوان مسافر، سال اول ورودش به پاكستان را در مدرسه « احرار الاسلام » مي گذراند و سال ديگر وارد مدرسه ي بزرگ و خوش نام آن ديار ، يعني مدرسه ي « مظهر العلوم كدّه » مي شود رياست اين مدرسه بر عهده ي حضرت مولانا« محمد صادق » (رح) قرار داشت . نامبرده فارغ التحصيل «دارالعلوم ديوبند » و از شاگردان خاص حضرت شيخ الهند « محمود الحسن » (رح) بودند . خوشبختانه به سبب سفارش هاي پدر بزرگ مولانا به اين مرد بزرگ كه با وي رفاقت و صميميّتي ديرينه داشت ، طلبه ي تازه وارد همان لحظات اوليه ي ورود به مدرسه ، خودش را در هاله اي از محبت هاي رئيس مدرسه و ساير كاركنان مي بيند . اولين جمله اي كه جناب مولانا « محمد صادق » (رح) در باره طالب ايراني مي گويد اينست : « اين فرزند منست . دستار او را همين حالا ببنديد كه ان شاءالله مولوي مي شود »

بدين ترتيب ، مسافر نوجوان از اوان ورود به مدرسه ي ديني كدّه مورد توجه مهتمم عاليقدر آنجا قرار مي گيرد و همچنان تا پايان تحصيلات ، زير سايه ي عنايات ايشان و ساير اساتذه بسر مي برد . اين شانس استثنايي يكي از بزرگترين عوامل موفقيت او در نيل به مقصد اصلي به حساب مي آيد . او علوم متعدد اسلامي را از علماي متبحر و صاحب نام حاصل مي كند : علم و ترجمه و تفسير قرآن و حديث را از عالم بزرگ ، حافظ كلام سرمدي و محدّث وقت ، حضرت مولانا « فضل احمد كراچوي » (رح) مي آموزد ؛ حلقه اي از زنجيره اي طلايي كه به حضرت « شاه ولي الله دهلوي »(رح) مي رسد و از آنجا با حلقات طلايي به امام اعظم « ابو حنيفه نعمان » (رح) و باز از آنجا با سلسله اي عالي به خاتم المرسلين (ص) ختم مي گردد . علم فقه ، نحو ، بلاغت ، تجويد و قرائت را از قاري معروف« حافظ قاري محمد رعايت الله ديوبندي » (رح) و علم ادب ، اصول ، منطق و صرف را از عالم فاضل ، مولانا « عبدالحليم افغاني » (رح) شاگرد ممتاز مولانا « انور شاه كشميري » فرا مي گيرد . افزون بر اينها ، در حضور اساتذه ي معروف ديگري نيز در زمينه هاي مختلف علمي شرف تلمّذ حاصل مي كند .

زندگي هفت ساله در پاكستان ، افقي جديد و وسيع در مقابل ديد مولانا مي گشايد و در ضمن درس خواندن او را از نزديك با علماء انديشه ها ، مكاتب مختلف مذهبي و فكري و سياسي و ... آشنا مي سازد . ارتباط مستقيم و مداوم با شخصيتهاي مشهور علمي و انقلابي و عرفاني از آنجمله : « شاه عطاءالله »، « احمد علي لاهوري »، « عبد الله درخواستي »، « محمد يوسف بنّوري » ، «مفتي محمد شفيع»،«مولوي عبدالغني جاجروي »، « مفتي محمد عثمان بلوچ » «مولوي جالندري » و بسياري ديگر از چهره هاي معروف آن زمان ، تأثيرات و تحولات عميقي در فكر و روح و ظاهر مولانا مي بخشد و اين برخورد ها و امتيازات رفته رفته شخصيت جديدش را شكل مي دهد و او را از طالب العلمي كم تجربه و گمنام به عالمي متبحر ، با عمل ، مناظر و صاحب آوازه و احترام تبديل مي كند .

او در آن ايام دوشادوش تحصيلات ، سخت مشغول تعليم ، تبليغ ، مناظره با مبتدعين و كجروها و فعاليت هاي ديگر است . حتي موفق مي شود دست به قلم برده و چند كتاب تحرير نمايد . او ديگر غريبه نيست و گمنام نيست . در فن ّ مناظره استعدادي شگرف و فوق العاده پيدا كرده و به سبب مناظرات غوغا برانگيزش اسمش در نزد عموم مردم و محافل علمي بر سر زبانها افتاده است :« محمد عمر ايراني »(رح)

اكثر علماي آن سامان يا او را از نزديك مي شناسند يا اسمش را شنيده اند ! اينها همه موهبتهاي و موفقيتهايي است كه كمتر طلبه اي در حين تحصيل به آنها نايل مي آيد .

از بزرگترين مناظره هاي مولانا كه براي او شهرت و محبوبيتي بي سابقه فراهم آورد ، مناظره او با « جود پوري » و « مفتي صاحبداد » و « عبد الحامد بدايوني » - سه تن از راهنمايان بزرگ مذهب « بريلويت » - بود كه ماجرايي جالب و شنيدني دارد . در اين مباحثه ي بزرگ و سرنوشت ساز ، مولانا تك وتنها موفق مي شود طرف مقابل را با شرم ساري به عقب نشيني وا داشته و مضحكه ي كوچك و بزرگ نمايد .

همكاري هاي او در « حزب احرار» موثر است ؛ آنچنانكه وظايف خطير را بر عهده مي گيرد و يك بار به دليل همين فعاليت ها با بعضي از رهبران حزب ديني به زندان مي رود .

بالاخره ، فصل دوم زندگي مولانا ، با اتمام تحصيلات در سال 1373 هجري قمري به پايان مي رسد و او به محض فراغت ، با كوله باري پر از اندوخته هاي علمي و تجربيات مهم و خاطره هاي شيرين ، رهسپار وطن مي گردد .



فصل سوم : دوران خدمت به اسلام و مسلمانان ( در درّه ها و ارتفاعات كوه ونّ )



آخرين فصل زندگاني مولانا ، هنگامي شروع مي شود كه ايشان از پاكستان به بلوچستان ايران مراجعه مي كند . او حالا عالمي به تمام معنا با اهداف والاست و اين در حاليست كه از زندگاني اش هنوز بيست بهار هم نگذشته است . با تكميل علوم ظاهري ، تشنگي حقيقت جوي در روانش بر طرف نمي گردد ، لذا براي بدست آوردن گوهر باطن و معرفت ، در سال 1375 هجري قمري راهي افغانستان مي گردد و در آنجا بدست شفاگر غوث دوران، حضرت « شاه غوث محمد هروي » (رح) تجديد بيعت مي نمايد و پس از وفات وي – مدتها بعد – نزد فرزندش ، حضرت علامه « شاه بهاء الدين شهيد » (رح) تجديد اسباق و تحت ارشاد وي ، سلوك عارفانه اش را تكميل مي كند .

مولانا با جدّيت تمام در منطقه ي خويش ، كار تبليغ را آغاز مي كند و در ردّ رسوم بي پايه و اعتقادات شرك آميز و بر افراشتن پرچم توحيد ، قدم هاي راسخ بر مي دارد . او هر جا كه مي رود ، با حرارت و سوز درون ، بر مغز هاي خشك و پوك اثر مي گذارد و با سخنان پر شور و مخلصانه اش مردم را با حقيقت آيين يكتا پرستي آشنا مي سازد و با اخذ بيعت صوفيانه از زن و مرد ، نور و معرفت را در قلوبشان مي تاباند . او در طول اين دوره دامنه ي سفرهاي تبليغي اش را در سرتا سر منطقه ي « سرباز » گسترانيده واز آنجا به جاهاي دور ودراز ، از جمله : افغانستان ، خاش، زاهدان ،ايرانشهر ،چانف ، نكهچ ،كاجه توكل بر خداوند متعال كارش را كما كان ادامه مي دهد .

در سال 1377 هجري . ق . به مساعدت جناب مولانا «تاج محمد نسكندي » مدرسه ي«عزيزيه» دپكور را كه به علت رفتن حضرت مولانا «عبدالعزيز »رحمه الله به زاهدان بي سر پرست مانده بود به مشوره خود ايشان به «انزاء» انتقال مي دهد وبدين تر تيب با همكاري مولانا اساس مدرسه ي ديني انزا را مي نهد و خود تا مدتي درآن به تدريس اشتغال مي ورزد تا اين كه در طي يكي از سفرهاي تبليغي گذرش به منطقه ي«كوه ون »مي افتد كه اغلب ساكنان آن معتقد به مذهب كفر آميز «ذكر» بودند .درآنجا احتياج شديد به اصلاح همه جانبه ي آنان احساس مي كند وبدين منظور در سال 1381 هجري.ق. به كمك همان مردم در روستاي «پاديگ»(خدا آباد )اساس مدرسه ي به نام «منبع العلوم»را مي گذارد كه بعدها در رديف معروف ترين مدارس ديني ايران براي خود جا باز مي كند. مولانا از آن پس ،كار دين را در همان مدرسه دنبال مي كند واز آن مدرسه به عنوان پايگاهي مطمئن براي اجراي اهداف ديني خويش واحياي تعاليم اسلامي والقاي آن به مردم در قالب تأليف ،تدريس ،موعظه و اخذ بيعت وتلقين ذكر استفاده مي كند.الحق مدرسه ي ديني «منبع العلوم»در بيدار سازي وبالا بردن سطح سواد وفرهنگ

اسلامي مردم منطقه نقشي مؤثر داشته ودارد .



بر گرفته از وبلاگ : http://ahlesonnat22.blogfa.com
در کل 1 بار ویرایش شده. اخرین ویرایش توسط parvaz69 در شنبه ارديبهشت ماه 14, 1392 5:57 pm .
همیشه خدا هست

برای نویسنده این مطلب parvaz69 تشکر کننده ها: 2
bahar (جمعه ارديبهشت ماه 13, 1392 10:57 pm), pejmanava (جمعه ارديبهشت ماه 13, 1392 11:25 pm)
رتبه: 14.29%
 
نماد کاربر
parvaz69
کاربر ویژه
کاربر ویژه
 
پست ها : 140
تاريخ عضويت: چهارشنبه آذر ماه 21, 1391 12:30 am
تشکر کرده: 368 بار
تشکر شده: 197 بار
امتياز: 1100

Re: علما و بزرگان معاصر اهل سنت

پستتوسط pejmanava » جمعه ارديبهشت ماه 13, 1392 11:37 pm

سلام خواهر گرامی


بابت تاپیک پر بارتون خیلی ممنونم ،اتفاقا بنده هم در نظر داشتم که همچین تاپیکی رو ارائه بدم و شما از بنده

پیشی گرفته و خود را در جایگاه
أُولَـٰئِكَ يُسَارِ‌عُونَ فِي الْخَيْرَ‌اتِوَهُمْ لَهَا سَابِقُونَ ﴿المؤمنون: ٦١﴾قرار دادید .


پیروز باشید .












برای نویسنده این مطلب pejmanava تشکر کننده ها:
parvaz69 (شنبه ارديبهشت ماه 14, 1392 8:15 am)
رتبه: 7.14%
 
نماد کاربر
pejmanava
کاربر حرفه ای سایت
کاربر حرفه ای سایت
 
پست ها : 2996
تاريخ عضويت: جمعه آبان ماه 4, 1391 12:30 am
محل سکونت: Mahabad
تشکر کرده: 2893 بار
تشکر شده: 3332 بار
امتياز: 25740

Re: علما و بزرگان معاصر اهل سنت

پستتوسط parvaz69 » پنج شنبه خرداد ماه 16, 1392 12:27 pm

زندگینامه شهید ، شیخ محمد ضیایی



ولادت، خانواده و تربیت اسلامی

شیخ محمد ضیایی فرزند محمد صالح فرزند اسماعیل فرزند شمس الدین روز چهارشنبه 13 تیر ماه 1318 (هـ.ش) مطابق با 17 جمادی الاول 1358 (هـ.ق) در خانواده ای مومن و متدین در روستای هود از توابع بخش اوز لارستان فارس متولد شد. پدرش حاج محمد صالح امام جماعت روستا بود و این منصب را از آبا و اجدادش که همگی تا پنج پشت امام جمتعت و قاضی هود بودند به ارث برده بود. مردم اختلافات، مسائل و مشکلات دینی و اجتماعی خود را نزد او حل می کردند و بدین سبب او را قاضی می نامیدند حاج محمد صالح علوم دینی را در مدرسه شیخ احمد فقهی در اوز فرا گرفته بود. بسیار مطالعه می کرد و به دلیل حافظه قویش از معلومات دینی، تاریخی و ادبی خوبی برخوردار بوده و از این نظر سرآمد بزرگان منطقه به حساب می آمد.

مسجد جامع روستا را خود اداره می کرد و خودش اذان می گفت: می گویند صدای بسیار رسایی داشت به گونه ای که صدای اذان او از فاصله 5 کیلومتری –در آن زمان بدون بلندگو- شنیده می شد. به تربیت فرزندانش بسیار اهمیت می دادو با وجودی که به کشاورزی و باغداری هم مشغول بود و لی اجازه نمی داد حتی یک وعده به نماز جماعت مسجد نرسد. مادر شهید نیز از خانواده ای متدین و اهل علم از شیوخ روستای هَرم بود. محمد در چنین محیطی و زیر نظر چنین پدر و مادری پرورش یافت.



در جستجوی علم و دانش

دوران کودکی را در روستای خود پشت سر گذاشت، مدت یک سال یا بیش در روستای بیدشهر در مکتبخانه مرحوم سید عقیل کاملی – دایی مادرش- به فراگیری قرآن مشغول بود. چهار سال از دوران دبستان را در روستای کوره سپری کرد. پس از آن به تشویق پدرش به مدت 4 سال در مدرسه دینی اوز – مدرسه شیخ احمد فقیهی – به تحصیلات دینی پرداخت. سپس به اصرار خودش و تشویق مادرش به قصد ادامه تحصیلات دینی راهی خارج کشور شد. در ابتدا پدرش مخالف خارج رفتن محمد بود و اصرار داشت که او تحصیل علوم دینی را در همان مدرسه اوز به پایان رساند و در غیر اینصورت به کشاورزی و باغداری مشغول شود. اما اصرار شهید برای تحصیل در مدینه منوره و پشتیبانی مادرش باعث شد تا پدرش در سال 35 یا 36 شمسی او را به قطر بفرستد. در آن زمان شیخ 17 یا 18 ساله بود. مدت 6 ماه در آنجا مشغول کار بود. تا اینکه حاج صدیق منصوری یکی از علمای منطقه مقیم خارج از کشور که پیش از او از روستای کوره به مدینه رفته بود ضمن نامه ای به شهید خبر می دهد که برای او در دانشگاه مدینه منوره ثبت نام کرده است و بهتر است هرچه زودتر راهی مدینه شود. شهید برای کار، قرارداد یکساله داشت اما پس از دریافت نامه در حالیکه شش ماه از قراردادش گذشته بودبدون گرفتن حقوق، کارش را رها کرده و همراه کاروان حج از قطر رهسپار مدینه منوره گردید.

سال 1336 هـ.ش در سن 18 سالگی وارد مدینه شد. تحصیلات خود را همراه با حاج صدیق منصوری بصورت غیر رسمی شوع می کند. در آن زمان هنوز دانشگاه مدینه افتتاح نشده بود ابتدا در مدرسه «دارالحدیث» درس می خواندند. بیشتر علوم دینی را در حلقه های درسی که علمای مدینه در حرم نبوی تشکیل می دادند فرا گرفتند. این حلقه های درس در روضه مسجد النبی برگزار می شد. در آن مکان شریف صحیح بخاری، صحیح مسلم، سیرت و تفسیر را نزد شیخ محمد مختار شنقیطی آموخت. «احیاء علوم الدین» امام محمد غزالی را نزد شیخ ابراهیم خُتًنی که اصلیتش ایرانی و فارسی زبان بود فرا گرفت. قرآن را هم در روضه حفظ کرد. در حلقه درس حدیث در هر جلسه حدیث جدید را با شرح و تفسیر و دلایل می خواندند و در جلسه بعد از اول شروع کرده تا به حدیث جدید می رسیدند. شیوه درس خواندنشان به گونه ای بود که شهید پیش از ورود به دانشگاه چندین برا صحیح بخاری و صحیح مسلم را دوره کرده بود. پیش از ورود به دانشگاه حافظ کل قرآن شد. 4سال بدین شکل بصورت غیر رسمی علوم دینی را کسب کرد یکی از همدوره رهای عرب شهید در دانشگاه مدینه پس از شهادتش در مورد وی گفته بود: دخل الجامعة و هو مجتهد.

وقتی در سال 1340 هـ.ش دانشگاه مدینه افتتاح شد، شهید جزء اولین گروه دانشجویان این دانشگاه بود. شهید ضیایی و حاج صدیق منصوری تنها ایرانیان دانشگاه مدینه بودند. به تشویق و تاکید شهید، برادرش شیخ عبدالوهاب نیز در همان سال به مدینه رفت و یک سال بعد به عنوان سومین ایرانی وارد دانشگاه مدینه شد. دانشگاه مدینه شامل چهار بخش مقدماتی، اعدادی، ثانوی و دانشگاه بود. شهید ضیایی از دوره ثانوی شروع به تحصیل کرد که معدل دوره دبیرستان اینجاست. تحصیلات دانشگاهی را در رشته شریعت گذراند. در طول تحصیلات همواره جزء دانشجویان ممتاز بود. به اندازه ای که به زبان عربی مسلط بود که خود می گفت: «در مدینه وقتی عربی صحبت می کردم کسی متوجه ایرانی بودنم نمی شد.»

پس از 8 سال با مدرک لیسانس در رشته شریعت با درجه جید جیدا از دانشگاه مدینه فارغ التحصیل شد. از جمله اساتید وی در دانشگاه: عبدالمحسن عباد، شیخ عیبدالعزیز بن باز (رئیس انشگاه) و شیخ محمد امین شنقیطی بودند، لازم به ذکر است که شهید در تمام مدت تحصیل و اقامت در مدینه منوره از حمایتهای مالی و غیر مالی و راهنمایی های مرحوم شیخ عبدالرحیم انصاری یکی از علمای ایرانی ساکن مدینه برخوردار بودند. شهید ضیایی در مجموع حدود 13 سال در مدینه منوره به سر بردند و در این مدت 13 بار به سفر حج مشرف شد.



بازگشت برای ترویج هدایت و روشنگری

شهید در سال 1347 هـ.ش به ایران بازگشت. یکسال در روستای خود – هود- ماند. در همین سال اولین نماز تراویح با ختم کل قرآن به امامت وی در روستای قلات برگزار شد. سپس به منظور استخدام در آموزش و پرورش راهی تهران شد. در آنجا سه شهر تهران، مشهد و بندرعباس را به منظور تدریس در دبیرستان به او پیشنهاد کردند. شهید به تشویق و راهنمایی فرد بزرگواری بنام عبدالرحمن فرامرزی، بندرعباس را انتخاب کرد. از سال 48 مقیم بندر عباس شده و به عنوان دبیر دبیرستانهای بندر عباس شروع به تدریس دروع عربی کردند. شهید دو شغل را بسیار دوست داشت، طبابت و تدریس. از همین سال تا 57 همراه با پیروزی انقلاب ایران، تقریبا هر سه سال به عنوان مدیر کاروان حج به سفر حج می رفتند. مجموعا در طور عمرشان بیش از 20 بار به سفر حج رفته اند که آخرین برا پس از انقلاب بوده است. پس از بازگشت به ایران، شهید تلاش خود را برای فرستادن جوانان و نوجوانان اهل سنت به منظور تحصیل به دانشگاه مدینه آغاز کرد و تا چند سال به این کار ادامه داد. تعداد کسانی که ایشان زمینه تحصیلشان را در مدینه فراهم نمود بسیارند. از جمله آنها علمای برجسته ای چون شیخ عبدالکریم محمدی، سید احمد یگانه، شیخ صالح انصاری، شیخ محمد صالح پردل و … را نام برد. از سال 48 تا 72 هر سال امامت نماز تراویح و قیام را در مسجد گله داری بندرعباس به عهده داشت. و تمام این سالها در رمضان، هر شب پس از نماز راویح سخنرانی می کردند که اکثرا بصورت پرسش و پاسخ بود، که مشتاقان زیادی داشت.



مبارزه با جهل، بی دینی و نفاق

وقتی شهید از سال 48 فعالیت مذهبی خود را شروع کرد با مردمی روبرو بود که از دین و مذهب چیز زیادی دانستند و زمینه بی دینی و گمراهی با توجه به وضعیت پیش از انقلاب، فراهم بود. از همان ابتدای فعالیت همواره با تهدیدات، تمسخرها و مخالفت های افراد بی دین و منافق روبرو بود. از جمله این افراد، کسرویها و بهایی ها بودند که مدتی بود در میان اهل سنت نفوذ کرده و پیروانی داشتند یکی دو سخنرانی تند شهید علیه آنها اناجم می داد، مانند مخالفت با شرکت چنین افرادی در تشییع جنازه ها، منجر به توطئه ای شد که در سال 53 علیه وی طرح ریزی کردند. در این حادثه شیخ ضیایی با خوردن شربتی مسموم در خانه یکی از این افراد دچار ناراحتی اعصاب شد. پس از مدتی تحمل بیماری، در شیراز تحت درمان قرار گرفت و بعد از سه – چهار ماه مشکلات روحی روانی بهبود یافت.



تاسیس مدرسه علوم اسلامی اهل سنت در بندرعباس

در سال 1360 هـ.ش مدرسه دینی بندر عباس را تاسیس کرد. اگر چه ابتدا با مخالفتهایی روبرو شد، اما با حمایت جناب آقای حقانی نماینده وقت بندر عباس در مجلس توانست اجازه تاسیس مدرسه را بگیرد. تنها گردانندگان مدرسه در بدو تاسیس شهید ضیایی و مولوی محمد حسن واحدی (افغانی) و تعداد طلبه های در این سال 40 نفر از مناطق مختلف جنوب بودند. دروسی که خود شهید تدریس می کرد، تفسیر، حدیث، سیرت، نحو و میراث بود. مدرسه بندر عباس اولین مدرسه اهل سنت در ایران بود که کلاس بندی شده و طلاب دروس دینی و دولتی را با هم می خوانند. در سایر مدارس در آن زمان هر چند سابقه بیشتری داشتند فقط دروس دینی را می خواندند. شهید اکثر اوقات خود را در مدرسه می گذراند فاصله منزلش تا مدرسه حدودا پنج کیلومتر بود اما با این وجود بیشتر نمازها را در مدرسه با طلاب می خواند. رابطه خوبی با طلبه ها داشت و مواقع لزوم برای آنها به منزله پدر بود. به گونه ای که شاگردانش مشکلات خانوادگی، مالی و … خود را نیز با وی در میان می گذاشتند. او معتقد بود که مدرسه را خدا اداره می کند و نه شخص خاصی. و وجود یا عدم وی هیچ مشکلی در روند اداره مدرسه ایجاد نخواهد کرد. همواره می گفت: «هر چه دارم از برکت مسجد رسول الله و مدینه منوره است، اگر خوبی می بینم از برکت آیات و احادیثی است که در روضه خوانده ام و اگر بدی می بینم از خودم است»، مدرسه بیش از هر چیزی برایش اهمیت داشت.

معتقد بود اداره مدرسه باید توسط شورای مدرسین باشد نه شخص واحد. از جمله طلبه های که در سال افتتاح مدرسه درس خوانده و هم اکنون مدرس هستند عبارتند از: شیخ نادر بیگدلی، شیخ محد هادی جلالی، شیخ عبدالعزیز افراز و شیخ محمود طارم.



سلوک اخلاقی و کمالات انسانی و ایمانی شیخ شهید

رابطه شهید با مردم بسیار خوب و به صله رحم بسیار اهمیت می داد. در حل و فصل مشکلات نیازمندان نهایت تلاش خود را می کرد. با افرادی که بنیه مالی ضعیفی داشتند به گونهای بر خورد می کرد که هرگز احساس حقارت نمی کردند. اما به یقین آنچا بیشترین تاثیر را بر مردم بخصوص جوانان می گذاشت سخنرانیهای جذاب و جامع ایشان بود. موضوعات سخنرانی ایشان همواره بر محور تبلیغ دین و بیان شیوا و درس آموز تاریخ اسلام قرار داشت. هرگز در هیچ سخنرانی و هیچ خطبه ای به هیچ مذهب و فرقه ی اسلامی توهین نمی کرد. شهید معتقد بود برای تبلیغ دین هیچ نیازی به کوبیدن و توهین نیست. در همه چیز میانه رو بود. با وجودی که اکثر خطبه های جمعه را خود ایراد می کرد، اما هر گز از این جایگاه برای توهین به سایرین استفاده نکرد و لیکن ظاهرا آنچه برای منافقین قابل تحمل نبود همان تبلیغ اسلام بود.

هنگام رفع مشکلات دیگران هیج توجهی به مذهب شخص محتاج نمی کرد. به نماز بسیار اهمیت می داد بویژه نماز صبح ا جماعت مسجد. فرزندانش را از هفت-هشت سالگی به مسجد می برد بخصوص برای نماز صبح.

هنگامی که راهی مسافرت می شد تنها توصیه اش این بود که: بی نماز نشوید. همواره دوست داشت که فرزندانش چه دختر و چه پسر تحصیلات عالیه داشته باشند. با بچه ها بسیار مهربان بود و مخالف تنبیه بدنیشان بود. برای سادات احترام خاصی قایل بود. و بطور کلی آنچه باعث محبوبیت و احترام وی نزد دیگران می شود. اخلاق ایشان و تواضع و فروتنیشان در برخورد با مردم چه شیعه چه سنی بود.



خونی که چراغ هدایت و بیداری را بر افروخت

شیخ محمد ضیایی پس از عمری دعوت. در سن 55 سالگی در روزی ما بین چهارشنبه 22 تیرماه 1373 تا چهار شنبه 29 تیرماه 1373 مطابق با 4 الی 11 صفر 1415 ه_.ق به جرم مبلغ اسلام بودن توسط افرادی کوردل. جنایت کار از خدا بی خبر و شقی القلب به درجه رفیع شهادت رسید. شهادت شیخ آخرین و بزرگترین افتخار در زندگی دنیوی او بود که به آن نایل آمد.

جالب اینجاست که دشمنان اسلام تصور می کردند کسی که مدرسه دینی و اهلسنت جنوب را رهبری می کند شهید ضیایی است. اما وقتی پس از شهادت او مدرسه ای که با اخلاص او اداره می شد. استوارتر از همیشه به کار خود ادامه داد و نوارهای سخنرانی او بین مردم دست به دست شد. بسیاری دیر پی به اشتباه خود بردند. مراسم تشییع جنازه ای که مردم برای او ترتیب دادند و نه خانواده وی, بی نظیر بود و شاید قاتلین شهید حتی تصور نمی کردند آن جنایت چنین پیامدی داشته باشد. نه تنها از طرفداران شهید کاسته نشد بلکه کسانی که تا آن روز نام ضیایی را هم نشنیده بودند, آن روز شنیدند و مشتاق شناختن او شدند. اغراق نیست اگر بگوییم شیخ ضیایی دائره المعارفی از تاریخ اسلام و احکام اسلامی بود که جامعه اهل سنت از دست داد. اما بدون شک شاگردانی از خود بجای گذاشت که توانستند جای خالی او را پر کنند.




بر گرفته از وبلاک : http://www.ziayi.blogfa.com/
همیشه خدا هست

برای نویسنده این مطلب parvaz69 تشکر کننده ها: 5
Aryrang (يکشنبه تير ماه 22, 1392 12:28 am), Shaghayegh (پنج شنبه خرداد ماه 16, 1392 10:50 pm), bahar (پنج شنبه خرداد ماه 16, 1392 2:01 pm), pejmanava (پنج شنبه خرداد ماه 16, 1392 1:48 pm), sondos (شنبه تير ماه 22, 1392 4:33 pm)
رتبه: 35.71%
 
نماد کاربر
parvaz69
کاربر ویژه
کاربر ویژه
 
پست ها : 140
تاريخ عضويت: چهارشنبه آذر ماه 21, 1391 12:30 am
تشکر کرده: 368 بار
تشکر شده: 197 بار
امتياز: 1100

Re: علما و بزرگان معاصر اهل سنت

پستتوسط bahar » پنج شنبه خرداد ماه 16, 1392 2:14 pm


باسلام وتشکر ازشما خواهر عزیزم

جزاک الله خیرا



شهید ضیایی :

«هر چه دارم از برکت مسجد رسول الله و مدینه منوره است،

اگر خوبی می بینم از برکت آیات و احادیثی است که

در روضه خوانده ام و اگر بدی می بینم از خودم است»

چه کلام زیبایی .

به نماز بسیار اهمیت می داد بویژه نماز صبح ا جماعت مسجد.

فرزندانش را از هفت-هشت سالگی به مسجد می برد بخصوص برای نماز صبح.

بله کاملا درسته من این جمله رو اززبان دخترشون شنیدم که می گفت :

همیشه اولین سوالی که پدر از ما می پرسید درباره نماز بود که آیا نمازشونوادا کردند یانه ؟

روحش شاد ویادش گرامی باد





برای نویسنده این مطلب bahar تشکر کننده ها: 4
Aryrang (يکشنبه تير ماه 22, 1392 12:29 am), Shaghayegh (پنج شنبه خرداد ماه 16, 1392 10:52 pm), parvaz69 (پنج شنبه خرداد ماه 16, 1392 5:18 pm), pejmanava (پنج شنبه خرداد ماه 16, 1392 2:42 pm)
رتبه: 28.57%
 
نماد کاربر
bahar
مدیر انجمن
مدیر انجمن
 
پست ها : 3506
تاريخ عضويت: چهارشنبه آذر ماه 15, 1390 12:30 am
تشکر کرده: 5837 بار
تشکر شده: 5121 بار
امتياز: 33890

Re: علما و بزرگان معاصر اهل سنت

پستتوسط pejmanava » پنج شنبه خرداد ماه 16, 1392 2:47 pm


برای نویسنده این مطلب pejmanava تشکر کننده ها: 4
Aryrang (يکشنبه تير ماه 22, 1392 12:25 am), Shaghayegh (پنج شنبه خرداد ماه 16, 1392 10:50 pm), bahar (پنج شنبه خرداد ماه 16, 1392 3:01 pm), parvaz69 (پنج شنبه خرداد ماه 16, 1392 5:18 pm)
رتبه: 28.57%
 
نماد کاربر
pejmanava
کاربر حرفه ای سایت
کاربر حرفه ای سایت
 
پست ها : 2996
تاريخ عضويت: جمعه آبان ماه 4, 1391 12:30 am
محل سکونت: Mahabad
تشکر کرده: 2893 بار
تشکر شده: 3332 بار
امتياز: 25740

پستتوسط pejmanava » جمعه تير ماه 21, 1392 7:29 pm

مختصری از زندگینامه مولانا ابوالحسن ندوی (رح)



امام ندوي ، در روز ششم ماه مرّم سال 1332 هجري قمري برابر با 1913ميلادي در دهکده تکيه ،

هفتاد کيلو متري لکهنو ي هندوستان در خانواده اي مذهبي و دانش دوست و شهيد پرور و اهل مطالعه و قلم ،

ديده به جهان گشود . پدرش علامه عبدالحيّ بن فغرالدين از دانشمندان بلند پايه واطباي حاذق و نويسندگان

چيره دست و صاحب کتاب << نزهه الخواطر >> در هشت جلد ، ومادرش خير النساء از زنان نويسنده و صاحب کتاب

<< الدعاء و القدر >>مي باشد.  امام ندوي ، تحصيلات ابتدايي را در زادگاهش لکهنو آغاز نمود و تا سنّ 21-13 سالگي

زبان عربي ، انگليسي و فارسي را به خوبي مي دانست ؛ ودر سال 1926م . در کنفرانس << ندوه العلماء >> که

با شرکت علماي بزرگ برگزار گرديد ، به زبان عربي سخنراني کرد.    پس از اتمام دوره ابتدايي و متوسطه در سال

1927 م وارد دانشگاه لکهنو شد و سپس در سال 1930م براي ادامه تحصيلات عالي عازم لاهور شد ، و زانوي تلمذ

را پيش دانشمند بزرگ ، مولانا احمد علي الهوري خم کرد ، و از آنجا گواهي نامه ي عالي علمي دريافت نمود .

او همچنين در دانشگاه ديوبند از محضر مولانا حسين احمد مدني کسب فيض نمود .  وي در سال 1934 در سن

20سالگي در دانشگاه ندوه العلماء لکهنو به تدريس پرداخت و به مدّت ده سال ، مسند درس را زينت بخشيد و

در اين مدبت با رهبران و مصلاحان عصر خود همچون مولانل محمّد زکريا ، مولانا محمد الياس و مولانا انور شاه کشميري

آشنا شد و از محضر آنان کسب فيض نمود .  وي از سال 1943 تا 1951 م در سازمان تبليغات اسلامي لکهنو به تدريس

قرآن و حديث پرداخت و در سال 1955م از سوي دانشگاه دمشق براي همکاري و تدريس فرا خوانده شد ؛ و به عنوان استاد

مهمان مسئوليبت را پذيرفت .   همچنين در سال 1962م از سوي شاه سعودي براي تدريس در دانشگاه اسلامي مدينه منوّره دعوت شد ؛

امّا تدريس هميشگي و قبول کرسي رسمي را نپذيرفت ، بنابراين در سال 1963م بنا به دعوت دانشگاه اسلامي مدينه

به عنوان استاد مهمان در آنجا مشغول تدريس گرديد .  استاد ندوي ، آثار و تاٌليفات بسياري نيز دارند که شمار آنها به

بيش از سيصد کتاب مي رسد . سرانجام سيدابوالحسن ندوي ، بنيان گذار و رئيس بسياري از دانشگاهها و اکادميهاي

علمي و ادبي در سطح جهان ، در مورخه 23 رمضان المبارک اخرين روز سال 1999 ميلادي قبل از نماز جمعه به هنگام

تلاوت سوره ي مبارک کهف ، دار فاني را وداع گفت .

روحش شاد و راهش پر رهرو باد .

برای نویسنده این مطلب pejmanava تشکر کننده ها:
sondos (شنبه تير ماه 22, 1392 4:33 pm)
رتبه: 7.14%
 
نماد کاربر
pejmanava
کاربر حرفه ای سایت
کاربر حرفه ای سایت
 
پست ها : 2996
تاريخ عضويت: جمعه آبان ماه 4, 1391 12:30 am
محل سکونت: Mahabad
تشکر کرده: 2893 بار
تشکر شده: 3332 بار
امتياز: 25740

Re: علما و بزرگان معاصر اهل سنت

پستتوسط pejmanava » يکشنبه فروردين ماه 3, 1393 10:57 am

خداوند متعال همواره به‌وسیله مردان راستین راه حق دین کامل‌اش را نصرت و یاری می‌فرماید. مشیت الهی چنین است که مردانی را برای خدمت دین حنیف‌اش تربیت و پرورش می‌دهد و سپس به عمر آنها برکت عطا می‌کند. یکی از این شهسواران کاروان اهل حق، دلسوز واقعی جامعه اهل‌سنت ایران و مدرس مشفق دارالعلوم زاهدان مولانا احمد نارویی -رحمه‌الله- بود که به حق می‌توان ایشان را در زمره زعماء و رهبران جامعه اهل‌سنت دانست. ایشان در عمر نه چندان طولانی اما بسیار پربرکت خویش خدماتی به جامعه اسلامی ارائه داد که انجام آنها در این مدت کوتاه فقط از عهده ایشان برمی‌آمد. در نوشتار پیش‌رو مختصری از شرح‌ حال و فعالیت‌های ایشان ارائه می‌گردد.


شرح حال
مولانا احمد نارویی- رحمه الله- فرزند عبدالکریم در سال 1342 هـ.ش در شهرستان زاهدان دیده به جهان گشود.
ایشان تحصیلات ابتدایی را در مسجد عزیزی (مسجد جامع قدیم زاهدان) و دارالعلوم زاهدان  فراگرفت و آن‌گونه که حضرت شیخ‌الاسلام روایت می‌کند، تقریبا به سال 1350 هـ.ش مادر مکرمه مولانا احمد، ایشان را برای فراگیری علوم دینی به دارالعلوم زاهدان آورد. ایشان از محضر اساتید بزرگواری همچون مولانا عبدالعزیز- رحمه الله-، بنیان‌گذار دارالعلوم، مفتی خدانظر – رحمه‌الله-، شیخ الاسلام مولانا عبدالحمید،‌ مولانا نذیراحمد سلامی و سایر اساتید آن ‌زمان دارالعلوم کسب فیض نمود.
تشویق و ترغیب اطرافیان مولانا احمد -رحمه الله-، ایشان را بر آن داشت تا برای رفع عطش علمی خویش راهی دیار غربت شده و از فضای علمی و معنوی مدارس به‌نام و برجسته پاکستان حظ وافر ببرد. مولانا احمد-رحمه الله- طی دوران تحصیل در پاکستان، فضای علمی و معنوی مدارس متعددی از جمله بدرالعلوم حمادیه رحیم‌یارخان و دارالعلوم فیصل‌آباد را تجربه کرده و سرانجام از جامعه فاروقیه کراچی فارغ‌التحصیل شد. به عبارت دیگر ایشان با سپری نمودن سال‌های تحصیلی خود در مدارس مختلف توانست علوم دینی را از محضر علمای بزرگ و متبحری همچون شیخ‌القرآن مولانا عبدالغنی جاجروی، مفتی نذیراحمد (شیخ‌الحدیث و مدیر فقید دارالعلوم فیصل‌آباد)، شهید دکتر مفتی نظام الدین شامزی، مولانا عنایت الله (رحمهم الله) و شیخ الحدیث مولانا سلیم الله خان- حفظه الله- حاصل نماید.

بازگشت به وطن
مولانا احمد -رحمه الله- پس از دانش‌آموختگی و استفاده از معنویات،‌ تفکرات، نگرش‌ها و دیدگاه‌های علمای مختلف پاکستان با کوله‌باری از علم و تجربه، به وطن و زادگاهش بازگشت. ایشان ابتدا در مدرسه دینی قاسم العلوم (جاده‌قدیم) زاهدان مشغول به تدریس شد و4 سال (66-1362) را در این مدرسه سپری نمود.
مولانا احمد در سال 1367 هـ.ش به پیشنهاد حضرت شیخ‌الاسلام مولانا عبدالحمید، مدیر دارالعلوم زاهدان، به این مرکز بزرگ علمی و دینی تشریف برده و تا واپسین لحظات عمر مبارکش در آنجا به تعلیم و تربیت طلاب علوم دینی، ارشاد و راهنمایی و اصلاح بین الناس مشغول شد.

برخی از خصوصیات و ویژگی‌های فردی ایشان
مولانا احمد نارویی-رحمه الله- از معدود اشخاصی بود که استعدادهای مختلف و سجایای اخلاقی بارزی را می‌شد در عملکرد و اخلاقش به وضوح مشاهده نمود. برجسته‌ترین آنها عبارتند از:
1ـ گشاده‌رویی: مولانا احمد انسانی خوش‌اخلاق، خوش‌برخورد و گشاده‌رو بود. در سخت‌ترین شرایط تبسم و لبخند از لبان ایشان دور نمی‌شد. مرحوم مولانا احمد این برخورد را از مخالفان خود هم دریغ نمی‌کرد. به گواهی اطرافیان مولانا، گشاده‌رویی مولانا احمد عمومی بود و از اعضای خانواده گرفته تا دشمنان و مخالفان همه از آن بی‌بهره نبودند.
2- استقبال از انتقاد: مولانا احمد – رحمه‌الله- نه تنها از انتقاد هراسی نداشت که بالعکس از آن استقبال هم می‌کرد. ایشان انتقاد اطرافیان‌اش را با نهایت آرامش می شنید و سپس آنچه را لازم می‌دانست با متانت بر زبان می‌آورد.
3- مهارت در تدریس: طلاب دارالعلوم زاهدان بیش از هرچیزی، مولانا احمد – رحمه‌الله- را به سبب مهارت تامه و حیرت‌انگیزش در تدریس کتب بزرگ و حل مسائل پیچیده می‌شناسند. ایشان با وجود آن‌که به علت کثرت مشاغل "ابوالمشاغل" نامیده شده بود، تا آخرین ایام زندگی پربرکت خویش به تدریس کتب مهم و بزرگ ادامه داد. فضای کلاس درس ایشان بسیار صمیمانه و مملو از محبت بود.
4- درک و بینش بالا: یکی از ویژگی‌های مولانا احمد – رحمه‌الله- بینش درست و جهان‌بینی عمیق ایشان بود. تحلیل ایشان از مسایل مختلف سیاسی و اجتماعی نشان از ژرف‌نگری و عمق بینش ایشان بود. طبق فرمایش حضرت شیخ‌الاسلام – حفظه‌الله و رعاه-، تحلیل ایشان از مسایل مهم مسئولان رده بالا در سطح رئیس‌جمهور را هم متاثر می‌کرد. همین نکته باعث شده بود بخش بزرگی از جامعه اهل‌سنت در کشور، به‌ویژه سیستان‌وبلوچستان، برای حل مشکلات سیاسی و مشورت گرفتن پیرامون امور مهم خدمت ایشان حاضر شوند.
5- خط مشی اعتدالی: ایشان در مسایل سیاسی همواره مواضع معتدلانه می‌گرفت و حقوق حقه همه اقوام و مذاهب را در نظر داشت. از آنجائی‌که ایشان به‌نوعی نقش معاونت سیاسی و اجتماعی حضرت شیخ‌الاسلام را ایفا می‌کرد، مردم و مسئولان بسیار به ایشان اعتماد و مراجعه می‌کردند. مولانا احمد – رحمه‌الله- در امور مهم هرگز بدون مشورت حضرت شیخ‌الاسلام و دیگر هم‌سنگران خویش تصمیم نمی‌گرفت.
6- مهارت در حل‌وفصل منازعات: مولانا احمد – رحمه‌الله- تخصص ویژه‌ای در حل‌وفصل نزاع‌های خانوادگی و فامیلی داشت. به‌طوریکه اختلافات دیرینه و چند ساله را در عرض چند ساعت حل می‌کرد. بسیاری از پرونده‌هایی که دادگستری و محاکم قضایی از حل آنها عاجز مانده بودند، توسط ایشان به‌راحتی حل‌وفصل شده‌اند.
7- خستگی ناپذیری: با وجود مشغله‌های فراوان، هیچ‌گاه نشانه و علامتی از خستگی و افسردگی در چهره‌اش مشاهده نمی‌شد، بلکه همواره در اوج نشاط و و توانایی قرار داشت و با تمام توان و انرژی مشغول کار و فعالیت بود. ایشان پس از پایان تدریس، بلافاصله به دفتر کاری خویش، که از ساعات ابتدایی روز مملو از مراجعین بود، می رفت و در آنجا نیز با نهایت گشاده‌رویی و متانت به سخنان افراد با مسایل و مشکلات متفاوت گوش فرا داده و برای هر کدام از آنها راهکار مناسب، ‌مفید و مؤثری ارائه می نمود.  

برخی از مسئولیت‌های مولانا احمد
مولانا احمد، که تمام زندگی خویش را در مسیر تعلیم و تعلم و خدمت به اسلام و مسلمین سپری نمود، دارای پرونده‌ای درخشان در خدمت‌گذاری می‌باشد؛ نگاهی گذرا به مسئولیت‌ها و فعالیت‌های ایشان دلیل واضحی بر این مطلب است. بخشی از آنها عبارتند از:
ـ استاد حدیث و فقه دارالعلوم زاهدان؛ ایشان سالیان متمادی مسئولیت تدریس "سنن ابوداود" را بر عهده داشت.
ـ معاونت اداری و مالی دارالعلوم زاهدان؛
ـ رئیس هیئت مدیره صندوق قرض الحسنه عزیزیه؛ این صندوق که با همت حوزه علمیه دارالعلوم زاهدان و در مسیر بانکداری اسلامی تاسیس شده است، تاکنون خدمات بسیار مفید و مؤثری در زمینه اعطای تسهیلات و وام‌های بدون ربا به افراد محتاج و نیازمند ارائه داده است.
ـ مسئول دارالتحکیم دارالعلوم زاهدان؛
ـ عضو مجمع فقه اسلامی اهل سنت ایران؛
ـ مسئول درمانگاه شبانه‌روزی خدیجة الکبری (زیر نظر دارالعلوم زاهدان)
ـ عضو هیئت مدیره موسسه خیریه محسنین (وابسته به دارالعلوم زاهدان)
ـ مدیرمسئول سابق پایگاه اطلاع‌رسانی سنی آنلاین.

لازم به ذکر است ایشان فعالیت‌های زیادی در جهت پیشرفت و ترقی هرچه بهتر و بیشتر بخش‌های مختلف دارالعلوم، از جمله "سنی آنلاین"،‌ و نیز به خاطر حفظ استقلال دارالعلوم زاهدان، انجام داده و در این مسیر سختی‌ها و مشکلات زیادی را به جان خرید؛ بازداشت نزدیک به 6 ماه ایشان در سال 1387 هـ.ش نمونه بارزی از تحمل این سختی‌هاست. مولانا احمد- رحمه الله- همچنین در سال 1372 هـ.ش مدت 5 ماه و اندی از زندگی خویش را در زندان وکیل‌آباد مشهد سپری نمود.


وفات:
مولانا احمد-رحمه الله- بالاخره پس از سال‌ها خدمت به اسلام و مسلمین، و تدریس علوم دینی و ایجاد صلح و آشتی در تاریخ 26 اسفند 1392 هـ.ش در سن 50 سالگی بر اثر سانحه رانندگی جان به جان‌آفرین تسلیم کرد. جنازه ایشان در آرامستان بهشت محمد زاهدان (قبرستان جاده میرجاوه) دفن گردید.

(إنا لله و إنا إلیه راجعون. رحمه الله رحمة واسعة وأسکنه فسیح جناته.)

منبع : سنی آنلاین









برای نویسنده این مطلب pejmanava تشکر کننده ها: 2
bahar (سه شنبه فروردين ماه 5, 1393 2:28 pm), ghazal66 (دوشنبه فروردين ماه 4, 1393 11:54 am)
رتبه: 14.29%
 
نماد کاربر
pejmanava
کاربر حرفه ای سایت
کاربر حرفه ای سایت
 
پست ها : 2996
تاريخ عضويت: جمعه آبان ماه 4, 1391 12:30 am
محل سکونت: Mahabad
تشکر کرده: 2893 بار
تشکر شده: 3332 بار
امتياز: 25740

Re: علما و بزرگان معاصر اهل سنت

پستتوسط ghazal66 » دوشنبه فروردين ماه 4, 1393 11:54 am

سلام علیکم.
تشکر ویژه از کاک پژمان برای مطلب عالیشون. جزاکم الله خیر جزا
واقعا وفات چنین انسان های بزرگواری قلب آدم رو به درد میاره. الله متعال روحشون رو به بهشت برین شاد کنه و نمونه این عالمان بزرگوار رو در جامعمون زیادتر.
ربنا  لا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَ هَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ  رَحْمَةً إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ


برای نویسنده این مطلب ghazal66 تشکر کننده ها: 2
bahar (سه شنبه فروردين ماه 5, 1393 2:28 pm), pejmanava (دوشنبه فروردين ماه 4, 1393 8:10 pm)
رتبه: 14.29%
 
نماد کاربر
ghazal66
کاربر ویژه
کاربر ویژه
 
پست ها : 306
تاريخ عضويت: يکشنبه ارديبهشت ماه 24, 1391 11:30 pm
محل سکونت: دیواندره
تشکر کرده: 958 بار
تشکر شده: 732 بار
امتياز: 360

Re: علما و بزرگان معاصر اهل سنت

پستتوسط bahar » سه شنبه فروردين ماه 5, 1393 2:34 pm


روحش شادو بهشت برین جایگاهش باشد
خداوند همه ما را رهرو ایشان بمیراند.



برای نویسنده این مطلب bahar تشکر کننده ها:
pejmanava (سه شنبه فروردين ماه 5, 1393 9:41 pm)
رتبه: 7.14%
 
نماد کاربر
bahar
مدیر انجمن
مدیر انجمن
 
پست ها : 3506
تاريخ عضويت: چهارشنبه آذر ماه 15, 1390 12:30 am
تشکر کرده: 5837 بار
تشکر شده: 5121 بار
امتياز: 33890

Re: علما و بزرگان معاصر اهل سنت

پستتوسط Golnar » سه شنبه فروردين ماه 5, 1393 8:34 pm


انا لله و انا الیه راجعون
خداوند قرین رحمتش فرماید


برای نویسنده این مطلب Golnar تشکر کننده ها:
pejmanava (سه شنبه فروردين ماه 5, 1393 9:42 pm)
رتبه: 7.14%
 
Golnar
کاربر سایت
کاربر سایت
 
پست ها : 5
تاريخ عضويت: پنج شنبه اسفند ماه 29, 1392 1:38 pm
تشکر کرده: 3 بار
تشکر شده: 5 بار
امتياز: 50


بازگشت به سیره ی بزرگان و خادمانِ دین

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 1 مهمان