نجوای عاشقی

در این بخش مقالات در زمینه دینی قرار داده می شود

مديران انجمن: CafeWeb, Dabir, Noha, bahar

نجوای عاشقی

پستتوسط bahar » چهارشنبه اسفند ماه 5, 1394 12:47 pm



روی دیوار دل خود بنویسید
خدا هست.

نه یک بار و نه ده بار که صد بار
به ایمان و تواضع بنویسید
خدا هست...خدا هست.

سر آن سفره خالی که پر از اشک یتیم است...
خدا هست.

پشت دیوار گلی پیرزنی گفت
خدا هست.

آن جوان با همه خستگی و در به دریها
سر تعظیم فرو برد و چنین گفت
خدا هست.

کودکی رفت کنار تخته...

گوشه تیره این تخته نوشت
:در دل کوچک من درد زیاد است ولی
یاد خدا هست.

مادری گفت:دلم میلرزد!
کودکانم چه بپوشند؟!
چه بگویم که بدانند نداری درد است!
پدر از شرم سرش پایین بود....
زیر لب زمزمه میکرد:
خدا هست.


نماد کاربر
bahar
مدیر انجمن
مدیر انجمن
 
پست ها : 3506
تاريخ عضويت: چهارشنبه آذر ماه 15, 1390 12:30 am
تشکر کرده: 5837 بار
تشکر شده: 5121 بار
امتياز: 33890

Re: ღ نجوای عاشقی ღ

پستتوسط bahar » شنبه فروردين ماه 28, 1395 11:21 pm



آیا ندیدى،
آن چه در آسمان ها و زمین است
خدا را تسبیح می گویند
و مرغان گشاده بال نیز تسبیح می گویند
و هر کدام به دعا و تنزیه خود آشناست

"سوره نور آیه 41"


نماد کاربر
bahar
مدیر انجمن
مدیر انجمن
 
پست ها : 3506
تاريخ عضويت: چهارشنبه آذر ماه 15, 1390 12:30 am
تشکر کرده: 5837 بار
تشکر شده: 5121 بار
امتياز: 33890

Re: ღ نجوای عاشقی ღ

پستتوسط bahar » شنبه فروردين ماه 28, 1395 11:29 pm


وقتی که تنهای تنها می شوی
وقـــتی که دوســــتانت،درست در
حسـاس ترین لحظه رهایت میکنند
وقتی که طوفان امتحان،
خاشاک دوستی های سطحی رامی رباید
و لجن متعفن خودخواهی و
منفعت طلبی را نمایان می سازد
وقتــــی که هیچ
تکیه گاهـــــــــی برایت نمــــــی ماند
و هیچ دستی خالصانه به سویت
دراز نمی گردد
یک پناهــــگاه می ماند که هیچ حادثه ای
نمیتواند آن را از تو بگیرد
او حتــــــی در مـقـابـل بـدی هـای تـو
خوبـــــــــــــــی مـی آورد
و روی زشتــــــــی های تو
پـرده ی اغماض مـــی افکند
اگر بدانی که محبت و اشتیاق
خدا به تو چقدر است
بنـد بنـد تـنــت از هــــم مـــــی گســــــلد
حتــماً دانســــته ای او کیســـــت!؟
پس چرا در انتها به او برسی
  از او آغـــاز کن


نماد کاربر
bahar
مدیر انجمن
مدیر انجمن
 
پست ها : 3506
تاريخ عضويت: چهارشنبه آذر ماه 15, 1390 12:30 am
تشکر کرده: 5837 بار
تشکر شده: 5121 بار
امتياز: 33890

Re: ღ نجوای عاشقی ღ

پستتوسط bahar » شنبه فروردين ماه 28, 1395 11:34 pm


خدایا دلم می خواهد
شبیه بی کس ترین آدم های روی زمین باشم
شبیه آدم هایی که جز تو یاوری ندارند
از عظمت مهربانی ات درحیرتم
چگونه به من کمک می کنی در حالی که
در سرزمین وجودم
فصل سرد شیطانی حاکم است
خدایا...! سجده می کنم در پیشگاهت
که اینقدر در برابر من و گناهانم صبوری
کمک کن تا این مهربانی ها را درک کنم...


نماد کاربر
bahar
مدیر انجمن
مدیر انجمن
 
پست ها : 3506
تاريخ عضويت: چهارشنبه آذر ماه 15, 1390 12:30 am
تشکر کرده: 5837 بار
تشکر شده: 5121 بار
امتياز: 33890

Re: ღ نجوای عاشقی ღ

پستتوسط bahar » شنبه فروردين ماه 28, 1395 11:37 pm


با هر چه عشق نام تو را میتوان نوشت،
با هرچه رود نام تو را میتوان سرود،

بیم از حصار نیست که هر قفل کهنه را،
با دستهای روشن  تو میتوان گشود


نماد کاربر
bahar
مدیر انجمن
مدیر انجمن
 
پست ها : 3506
تاريخ عضويت: چهارشنبه آذر ماه 15, 1390 12:30 am
تشکر کرده: 5837 بار
تشکر شده: 5121 بار
امتياز: 33890

Re: ღ نجوای عاشقی ღ

پستتوسط bahar » شنبه فروردين ماه 28, 1395 11:38 pm


ای پیامبر
اگر بندگان من از دوری و نزدیکی من بپرسند
بگو من نزدیکم
************************
ﺗﺎ ﺧﺪﺍ ﻫﺴﺖ ﮐﺴﯽ ﺗﻨﻬﺎ ﻧﯿﺴﺖ
ﻣﻦ ﺍﮔﺮ ﮔﻢ ﺷﺪﻩ ﺍﻡ،
ﺗﻮ ﺍﮔﺮ ﺧﺴﺘﻪ ﺷﺪﯼ
ما اگر مانده ز راه،
در پس و پیشِ قدم
پشت پرچین بلندِ غمِ تو
ﺩﺭ پسِ ﭘﺮﺩﻩ‌ ی ﺍشکِ ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ
مأﻣﻦ ﮔﺮﻡ ﺧﺪﺍﺳﺖ؛
ﺍﻭ ﻫﻤﯿﻦ ﺟﺎﺳﺖ ﮐﻨﺎﺭ ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ
در پسِ هر نفسی که فرو می رود و می‌آید
در پسِ ضربه‌ ی نبضی ست که در گردن ماست
ما اگرتنهاییم من و تو گمشده ایم
او همینجاست کنار من و تو
ﺳﺎﻟﻬﺎﻣﻨﺘﻈﺮ ﺍﺳﺖ ﺗﺎ ﺑﺴﻮﯾﺶ ﺑﺮﻭﯾﻢ
ﺍﺯ ﺳﺮ ﺷﻮﻕ ﺗﺎ ﺻﺪﺍﯾﺶ ﺑﺰﻧﯿﻢ
ﺍﺯ ﺳﺮ ﻋﺠﺰ ﻭ ﺑﻔﻬﻤﯿﻢ ﮐﻪ ﺍﻭ
ﻣﻮنسِ ﻭﺍقعیِ خلوت ماست...


نماد کاربر
bahar
مدیر انجمن
مدیر انجمن
 
پست ها : 3506
تاريخ عضويت: چهارشنبه آذر ماه 15, 1390 12:30 am
تشکر کرده: 5837 بار
تشکر شده: 5121 بار
امتياز: 33890

Re: ღ نجوای عاشقی ღ

پستتوسط bahar » شنبه فروردين ماه 28, 1395 11:54 pm



غصه نخور تو خدایی داری
که بزرگ است,بزرگــــــ....
و به قول سهراب:در همین نزدیکیست
ای دل کوچک من....
بگذار که غم و غصه ببارد...
شاید این بار خدا میخواهد
که پس از بارش غم...
و پس از خواندن نامش هردم.....
آسمان دل تو صاف شود
و نگاهت به همه اهل زمین پاک شود
شاید این بار خدا میخواهد
که خودش چتر تو باشد...
که بمانی.... نروی
ودگربار نگویی:"سهراب,قایقت جادارد؟
ای دل کوچک من...
تو بمان و بگذار که در این
بارش بی وقفه ی غم
با نگاهت به خدا شاد شوی
و بخوانی هردم
که خدایی داری که بزرگ است
بزرگ است بزرگـــ......


نماد کاربر
bahar
مدیر انجمن
مدیر انجمن
 
پست ها : 3506
تاريخ عضويت: چهارشنبه آذر ماه 15, 1390 12:30 am
تشکر کرده: 5837 بار
تشکر شده: 5121 بار
امتياز: 33890

Re: ღ نجوای عاشقی ღ

پستتوسط bahar » شنبه فروردين ماه 28, 1395 11:57 pm


اگر تنهاترین تنها شوم باز خدا هست
او جانشین همه نداشتن هاست
نفرین ها و آفرین ها بی ثمر است
اگر تمامی خلق گرگهای هار شوند
و از آسمان هول و کینه بر سرم بارد
تو مهربان جاودان آسیب نا پذیر من هستی
ای پناهگاه ابدی تو می توانی
جانشین همۀ بی پناهی ها شوی


نماد کاربر
bahar
مدیر انجمن
مدیر انجمن
 
پست ها : 3506
تاريخ عضويت: چهارشنبه آذر ماه 15, 1390 12:30 am
تشکر کرده: 5837 بار
تشکر شده: 5121 بار
امتياز: 33890

Re: ღ نجوای عاشقی ღ

پستتوسط bahar » دوشنبه ارديبهشت ماه 5, 1395 12:51 am



پروردگارم....
برای نداده هایت شکرگزارم
چون میدانم خیر مرا تو فقط میدانی...

و برای داده هایت شکرگزارم.....

تو مرا انسان آفریدی...
و چه زیبا نعمتی است این نعمت...
مرا انسان آفریدی...
سرور کاینات جهان...
وهمه چیز درخدمت من

پروردگارم نگذار با ناسپاسی،
این داده ات را از یاد ببرم...

بگذار تمام امورم را به تو بسپارم...
سکان کشتی را تو بدست بگیر...
انسانیتم را از من پس نگیر..

پروردگارم بگذار شکرگزار
نعمتهای دیده و ندیده ات باشم
و طغیان نکنم به بهانه انسان بودنم...
بگذار همیشه تنها بنده تو باشم....


نماد کاربر
bahar
مدیر انجمن
مدیر انجمن
 
پست ها : 3506
تاريخ عضويت: چهارشنبه آذر ماه 15, 1390 12:30 am
تشکر کرده: 5837 بار
تشکر شده: 5121 بار
امتياز: 33890

Re: ღ نجوای عاشقی ღ

پستتوسط bahar » پنج شنبه ارديبهشت ماه 9, 1395 2:39 pm



خدایا تورامن زجان می پرستم
توراباتمام توان می پرستم

جهان را نباشدبه جزتو خدایی
تورا ای خدای جهان می پرستم

سراسرتوخوبی سرت پا تو مهر
به خوبی تورا مهربان می پرستم

سرا پا تو زیبا سراسر تو یکتا
تو را ای یگانه زجان می پرستم

تو بودی ازل را،توباشی ابدرا
تورا ای همه جاودان، می پرستم

به یادت خدایا،جوان می شود دل
تورا بادل نوجوان می پرستم

به هرسو که بینم به جز تو نبینم
تورا در زمین و زمان می پرستم


نماد کاربر
bahar
مدیر انجمن
مدیر انجمن
 
پست ها : 3506
تاريخ عضويت: چهارشنبه آذر ماه 15, 1390 12:30 am
تشکر کرده: 5837 بار
تشکر شده: 5121 بار
امتياز: 33890

Re: ღ نجوای عاشقی ღ

پستتوسط bahar » دوشنبه ارديبهشت ماه 13, 1395 12:33 pm


خدایا !
من همانم که گاه خندانم، و گاهی گریان.
گاه شکرگزارم، و گاهی در حال گله کردن.
گاه بنده توام، و گاهی بنده خویش!

خدای همیشگی ام!
من مبتلا به گاه و بی گاههای همواره ام.
بیماری که همیشه به نسخه
طبیب خویش عمل نمی کند!
اسیر خویشتنم؛
و گاه و بی گاههای اسارت گونه ام
مرا در برگرفته است...

معبودا!
بندهای گاهها و بی گاههای
زندان تنم را از هم جدا کن!
مرا به آغوش خویش دعوت کن!
که تشنه ترینم به آن ...
تمام این گاه و بی گاههای
مدامم را، ببخش ...
به حق بزرگی و مهربانیت
الهی امین


نماد کاربر
bahar
مدیر انجمن
مدیر انجمن
 
پست ها : 3506
تاريخ عضويت: چهارشنبه آذر ماه 15, 1390 12:30 am
تشکر کرده: 5837 بار
تشکر شده: 5121 بار
امتياز: 33890

Re: ღ نجوای عاشقی ღ

پستتوسط bahar » چهارشنبه ارديبهشت ماه 15, 1395 2:04 pm



من از عالم تو را تنها گزینم
روا داری که من غمگین نشینم
دل من چون قلم اندر کف توست
ز توست ار شادمان وگر حزینم
بجز آنچ تو خواهی من چه باشم
بجز آنچ نمایی من چه بینم
گه از من خار رویانی گهی گل
گهی گل بویم و گه خار چینم
مرا تو چون چنان داری چنانم
مرا تو چون چنین خواهی چنینم
تو بودی اول و آخر تو باشی
تو به کن آخرم از اولینم
بجز چیزی که دادی من چه دارم
چه می جویی ز جیب و آستینم

دیوان شمس


نماد کاربر
bahar
مدیر انجمن
مدیر انجمن
 
پست ها : 3506
تاريخ عضويت: چهارشنبه آذر ماه 15, 1390 12:30 am
تشکر کرده: 5837 بار
تشکر شده: 5121 بار
امتياز: 33890

Re: ღ نجوای عاشقی ღ

پستتوسط bahar » يکشنبه ارديبهشت ماه 19, 1395 1:50 pm



از آن زمان که متوجه عواقب نگرانی شده ام،
اگر همه ثروتم را نیز از دست بدهم
هرگز نگران نخواهم شد؛
آنچه را که می توانم انجام می دهم
و بقیه را به خدا می سپارم


نماد کاربر
bahar
مدیر انجمن
مدیر انجمن
 
پست ها : 3506
تاريخ عضويت: چهارشنبه آذر ماه 15, 1390 12:30 am
تشکر کرده: 5837 بار
تشکر شده: 5121 بار
امتياز: 33890

Re: ღ نجوای عاشقی ღ

پستتوسط bahar » دوشنبه ارديبهشت ماه 19, 1395 12:00 am



من نماز عشق را امشب به جا آورده‌ام
با تمام خویشتن رو به خدا آورده‌ام

چشم سر را به تماشای تو هرگز نداشتیم
این بار چشم دلم رو بر دعا آورده‌ام

دستهای تشنه‌ام بنگر چگونه در سبوست
تشنگی‌ام بر آب شفا آورده‌ام

جام اساس کلام مدتی خالی شده است

من دلم را در حضورت چون گدا آورده‌ام
چشمهای واژه‌ام در آتش هجر تو سوخت باز

هم من در فراقت گریه‌ها آورده‌ام

قدرت پرواز نبود در دل بیمار من
جسم زار خویش را بهر دوا آورده‌ام

دست من خالی شد و پای صبورت جای رفت
هر چه در خود داشتم بی‌ادعا آورده‌ام



نماد کاربر
bahar
مدیر انجمن
مدیر انجمن
 
پست ها : 3506
تاريخ عضويت: چهارشنبه آذر ماه 15, 1390 12:30 am
تشکر کرده: 5837 بار
تشکر شده: 5121 بار
امتياز: 33890

Re: نجوای عاشقی

پستتوسط bahar » پنج شنبه خرداد ماه 13, 1395 10:31 am



نماد کاربر
bahar
مدیر انجمن
مدیر انجمن
 
پست ها : 3506
تاريخ عضويت: چهارشنبه آذر ماه 15, 1390 12:30 am
تشکر کرده: 5837 بار
تشکر شده: 5121 بار
امتياز: 33890

بعدي

بازگشت به مقالات متنوع دینی

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: Majestic-12 [Bot] و 2 مهمان