یه سوال؟

در این بخش مطالب متفرقه مربوط به زمینه دینی قرار داده می شود

مديران انجمن: CafeWeb, Dabir, Noha, bahar

یه سوال؟

پستتوسط asra » سه شنبه آذر ماه 28, 1390 12:54 am

سلام پینوسی های بزرگوار
متاسفانه به کتب دینی دسترسی ندارم و از هیچ راهی هم نتونستم جواب سوالمو بگیرم :?
لطفا اگه میشه در مورد موضوع مطرح شدن و رواج صیغه در گذشته و نحوه ی اومدن این بحث در بین مسلمونا و مطرح شدن بحث بدعت بودنش، توسط حضرت عمر(رض) یا مباحث مربوط به این بحث در بین اهل تسنن و تشیع برام توضیحات روشنی بدین چون این مدت خیلی ذهنمو مشغول کرده؛ بنا به دلایلی.
البته ببخشید که تو یه صفحه جدا این بحثو باز کردم چون چیزی به ذهنم نرسید که چطور و کجای سایت مطرحش کنم
ممنون میشم با دلایل روشن و داشتن توجیهات از منابع موثق موضوع رو شرح بدین.
عارفان علم عاشق می شوند* بهترين مردم معلم می شوند* عشق با دانش متمم می شود*  هر که عاشق شد معلم می شود*
نماد کاربر
asra
کاربر ویژه
کاربر ویژه
 
پست ها : 134
تاريخ عضويت: چهارشنبه آذر ماه 1, 1390 12:30 am
تشکر کرده: 319 بار
تشکر شده: 191 بار
امتياز: 30

پستتوسط blook » سه شنبه آذر ماه 28, 1390 3:04 am

نماد کاربر
blook
کاربر نیمه فعال
کاربر نیمه فعال
 
پست ها : 32
تاريخ عضويت: پنج شنبه آذر ماه 23, 1390 12:30 am
تشکر کرده: 15 بار
تشکر شده: 34 بار
امتياز: 0

[color=darkblue]تجویز و تحریم نکاح متعه (ازدواج موقت) [/color]

پستتوسط Akam » دوشنبه دي ماه 12, 1390 10:41 am

تجویز و تحریم نکاح متعه (ازدواج موقت) :


بسم الله، والحمد لله، والصلاة والسلام على رسول الله ، وبعد:
مجموع روایت های تجویز و تحریم متعه (ازدواج موقت) به یک مقطع زمانی (یعنی سال هفتم تا نهم هجری) مربوط می باشند که در این سالها جنگ خیبر و جنگ مؤته و فتح مکه و جنگ حنین رخ داده اند و به اتفاق دانشمندانی که این روایتها را بررسی کرده و صحت و سقم آنها را تحقیق نموده اند. در این برهه زمانی تنها دو فقره آن هم در شرایط دشوار جنگی حکم جواز متعه صادر گشته1 و بعد از پایان جنگ بلافاصله بوسیله پیغمبر(ص) حکم جواز متعه الغاء گردیده است اول در اثنای جنگ خیبر که پیامبر(ص) بعد از پایان جنگ حکم جواز متعه را همراه خوردن گوشت خران اهلی، الغا و هر دو را تحریم کرد و دوم در اثنای فتح مکه که در آغاز امر، حکم جواز متعه را صادر و پس از پایان یافتن فتح مکه، حکم جواز متعه را برای همیشه و تا ابد الغا نمود و متعه را حرام ابدی اعلان کرد و در فاصله جنگ خیبر و فتح مکه هرگاه مناسبتی نه چندان اضطراری برای متعه پیش آمده پیامبر(ص) جواز متعه را صادر نکرده و بلکه بر تحریم آن در پایان جنگ خیبر تاکید کرده است و همچنین بعد از فتح مکه با اینکه مناسبتهای اضطراری پیش می آمد(مانند حنین، اوطاس و تبوک) پیامبر(ص) بر تحریم ابدی آن-که در پایان فتح مکه اعلان کرده بود- تاکیید می کرد به همین جهت در سالهای هفتم تا نهم هجری در مقابل دو فقره تجویز، پنج فقره تحریم روایت گردیده است 2.
این دو فقره تجویز چرا در سالهای هفتم و هشتم بوده اند:
با توجه به تواریخ معلوم می شود که سالهای هفتم و هشتم هجری سالهای ویژه ای بوده اند و از هر زمان دیگر بیشتر خطر امحاء و نابودی متوجه اسلام و مسلمین گشته است در حالی که دین اسلام؛ تنها در شهر مدینه و حومه آن مستقر شده بود و در داخل عربستان خطر تهاجم بت پرستان که مرکز آنها مکه و خطر تهاجم یهودیان که مرکز آنها خیبر بود، مدینه را به تخریب و اسلام را به نابودی تهدید می کردند. در همین حال وصول نامه های پیامبر(ص) به خسرو پرویز و هرقل آن دو امپراطوری عظیم روزگار را با اسلام وارد صحنه ی جنگ نمود و به تعبیر دیگر سال هفتم هجری سال آغاز یک جنگ جهانی بود که شامل مثلثی بود که یک ضلع آن عربستان(مکه) و دو ضلع دیگر آن شاهنشاهی ایران و روم بودند 3. و پیامبر(ص) در جهت قطع این خطر داخلی و استقرار اسلام در تمام عربستان، بسیج مسلمین را به حدی تام و عمومی اعلان کرد که همچنان در بین آنه افرادی بودند که در مقابل فشار گرسنگی تاب نیاورده و در اثنای جنگ خیبر گوشت خزان اهلی را خوردند و در مقابل فشار تشنگی تاب نداشته ودر جنگ تبوک شتران را ذبح و آب معده آنها را می آشامیدند 4 همچنین افراد افراطی هم شرکت کرده بودند که در مقابل فشار شدید غریزه ی جنسی در جنگ خیبر و فتح مکه؛ تاب مقاومت نداشته و از پیامبر(ص) اجازه خواسته که خود را آخته کنند و پیغمبر(ص) طبق حدیث زیر به خاطر جلوگیری از جنایت آخته کردن خودشان موقتا جواز متعه را برای آنها صادر کرده است.
صحیح مسلم از عبدالله روایت می کند5:

" كُنَّا نَغْزُو مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ لَيْسَ لَنَا نِسَاءٌ فَقُلْنَا أَلَا نَسْتَخْصِي فَنَهَانَا عَنْ ذَلِكَ ثُمَّ رَخَّصَ لَنَا أَنْ نَنْكِحَ الْمَرْأَةَ بِالثَّوْبِ إِلَى أَجَلٍ "
" همراه با پیامبر در جنگ (علیه مشرکان) بودیم و زنانمان همراه ما نبودند به پیامبر گفتیم آیا می توانیم خود را اخته کنیم؟ پیامبر ما را از این کار نهی کرد و به ما اجازه داد که با زنان نکاح متعه کنیم"
و در عرض این دو سال تنها برای فتح مکه و تسخیر خیبر این مشکلات به وجود آمد و بعد از فتح مکه و تسخیر خیبر و و رهایی اسلام از بت پرستان مکه و یهودیان خیبر برای ابد، حکم جواز متعه الغاء گردید.
و نیز صحیح مسلم : پیامبر(ص) فرمود6:

" يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي قَدْ كُنْتُ أَذِنْتُ لَكُمْ فِي الِاسْتِمْتَاعِ مِنْ النِّسَاءِ وَإِنَّ اللَّهَ قَدْ حَرَّمَ ذَلِكَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ فَمَنْ كَانَ عِنْدَهُ مِنْهُنَّ شَيْءٌ فَلْيُخَلِّ سَبِيلَهُ وَلَا تَأْخُذُوا مِمَّا آتَيْتُمُوهُنَّ شَيْئًا "
" ای مردم من شما را در متعه کردن با زنان اجازه داده بودم و تحقیقا بدانید که خدا متعه را تا روز قیامت تحریم کرده و از همین لحظه هر یک از شما یک چنین زنی را دارد او را از خودش دور کند و از چیزهایی که به آنها داده اید چیزی را پس نگیرید "
و بعد از فتح مکه و حومه هرگاه وضعیتهای اضطراری پیش می آمد مانند غزوه تبوک و حجة الوداع برخی انتظار آن را داشتند که متعه باز هم از طرف پیامبر(ص)جایز شمرده شود، اما باز هم در این شرایط پیامبر(ص) حکم تحریم را مکررا صادر می کرد و در نتیجه در تمام دوران جنگهای خونین در عصر ابوبکر و عمر رضی الله عنهما یک مورد از کسی روایت نشده است که یکی از فرماندهان یا یکی از سپاهیان (با وجود اضطرار) در این مسافرتهای جنگی با زنی عقد متعه را برقرار کرده باشد.اما در اواخر خلافت فاروق رضی الله عنه ناگاه در پشت جبهه های جنگی و در برخی محافل، بحث و روایتها درباره جواز متعه (البته در حالت اضطرار) شنیده شد و علت آن، اینگونه بود که همین چند نفر(مانند اسماء دختر ابوبکر و ابن عباس که در فتح مکه یازده ساله بود) یا در هنگام تحریم متعه در حضور پیامبر(ص) نبودند و یا برخی از شاهدان عینی همین جنگها نیز به اقتضای مناسبتهایی فقط بخش اول متعه یعنی صدور جواز آن را برای آنها نقل کرده اند و یا این که هر دو بخش فتوا هم صدور و هم تحریم را نقل کرده اند ولی این چند نفر بر حسب اتفاقاتی پس از شنیدن بخش اول از مجلس بیرون رفته و بخش دوم مطلب را نشنیده اند و به قول علمای اهل اصول و علم حدیث این چند نفر از نسخ  دائمی جواز متعه آگاهی نیافته بودند و کاملا آشکار و بدیهی است که هرگاه سه چهار الی پنج نفر در یک قضیه برخلاف پانزده هزار شهود عینی نظر بدهند جز ناآگاهی این چند نفر، هیچ برداشتی را نمی توان کرد.

حضرت عمر فاروق (رض) تحریم متعه را کی اعلام کرد:
حضرت عمر فاروق (رض) تا زمانی که سر و صدای این چند نفر در حد اظهار بود، چیزی نگفت اما هنگامی که شنید این گفته ها، عمل بر خود گرفته و عمر بن حُریث به هنگام مسافرت به کوفه با زنی عقد متعه، برقرار کرده است حضرت عمر، فورا آن دو را به مدینه احضار نموده و بعد از بازجویی از آنان و اعترافشان به عمل متعه، حضرت عمر اصحاب مهاجر و انصار و همه ی مسلمانانی که در جنگهای سالهای هفتم و هشتم به بعد شرکت کرده بودند و شهود عینی جریان حکم متعه و تحولات آن بودند، به مسجد دعوت نمود و در حضور آنها، بر بالای منبر رفت و حکم تحریم متعه را صریحا اعلان کرد و هیچکدام از حاضران در مسجد بر اعلان حضرت عمر اعتراض نکردند، بنابراین همین عدم اعتراض و سکوت عمومی دلیل  قاطع دیگری بر تحریم متعه و به اجماع مهاجرین و انصار و همه مسلمانان حاضر، تحریم متعه قطعی گردید7  و به دنبال این اجماع اصحاب مهاجر و انصار، حضرت عمر اعلان کرد که هر کس عقد متعه را با زنی برقرار کند و با او نزدیکی کند او را شدیدا مجازات خواهم کرد8.  


1-     امام نووی شرح مسلم هامش ارشاد الساری ج 6 ص: 119 و121  و امام ابن حجر شرح بخاری ج 8  ص43
2-     امام نووی شرح مسلم هامش ارشاد الساری ج 6 ص 119
3-     تاریخ کامل ابن اثیر ج 2 ص 210 تا 234  و تاریخ طبری ج 3  ص 1145 تا 1172
4-     تفسیر کشاف  ج 2  ص 61   تفسیر آیه 117 سوره توبه
5-     مسلم هامش ارشاد ساری  ج 6  ص 118
6-     مسلم هامش ارشاد الساری  ج 6  ص 127 و تفسیر کبیر  ج 10   ص 51
7-     تفسیر کبیر  ج 10 ص: 50 و فقة السنه  ج 2   ص 42
8-     فقة السنه  ج 2    ص: 50   به روایت ابن ماجه این تهدید را از ابن عمر رضی الله عنهما نقل کرده است:
" لَمَّا وَلِيَ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ خَطَبَ النَّاسَ فَقَالَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَذِنَ لَنَا فِي الْمُتْعَةِ ثَلَاثًا ثُمَّ حَرَّمَهَا وَاللَّهِ لَا أَعْلَمُ أَحَدًا يَتَمَتَّعُ وَهُوَ مُحْصَنٌ إِلَّا رَجَمْتُهُ بِالْحِجَارَةِ إِلَّا أَنْ يَأْتِيَنِي بِأَرْبَعَةٍ يَشْهَدُونَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ أَحَلَّهَا بَعْدَ إِذْ حَرَّمَهَا "
و شبیه این را عبارت را تفسیر کبیر  ج 10 ص51  از حضرت عمر نقل کرده است و در تفسیر کبیر همین جلد ص 50  و اکثر کتابها از حضرت عمر (رض) جمله ( اُعاقِبُ) روایت شده است.



منبع:
کتاب سیمای صادق فاروق اعظم ، عبدالله احمدیان

برای نویسنده این مطلب Akam تشکر کننده ها: 7
Hawre (سه شنبه ارديبهشت ماه 10, 1392 4:37 pm), SharakamPawa (يکشنبه ارديبهشت ماه 7, 1392 2:51 am), asra (يکشنبه ارديبهشت ماه 7, 1392 2:51 am), basireh (يکشنبه ارديبهشت ماه 7, 1392 2:51 am), bitajan (يکشنبه ارديبهشت ماه 7, 1392 2:51 am), saye (يکشنبه ارديبهشت ماه 7, 1392 2:51 am), shahrokh (يکشنبه ارديبهشت ماه 7, 1392 2:51 am)
رتبه: 50%
 
نماد کاربر
Akam
کاربر کوشا
کاربر کوشا
 
پست ها : 15
تاريخ عضويت: چهارشنبه تير ماه 22, 1390 11:30 pm
تشکر کرده: 144 بار
تشکر شده: 30 بار
امتياز: 10

پستتوسط asra » دوشنبه بهمن ماه 9, 1390 12:40 am

سلام کاربر Akam خیلی ممنون ، خیلی لطف کردین
اجرکم عند الله
بازم ممنون
عارفان علم عاشق می شوند* بهترين مردم معلم می شوند* عشق با دانش متمم می شود*  هر که عاشق شد معلم می شود*
نماد کاربر
asra
کاربر ویژه
کاربر ویژه
 
پست ها : 134
تاريخ عضويت: چهارشنبه آذر ماه 1, 1390 12:30 am
تشکر کرده: 319 بار
تشکر شده: 191 بار
امتياز: 30

Re: یه سوال؟

پستتوسط exit » دوشنبه آبان ماه 18, 1394 3:13 pm

سلام علیکم
باا در نظر گرفتن تاریخ سوال و گذشتن 4 سال از آن شاید پاسخ بنده به دست پرسنده ی سوال نرسد ولی از آنجایی که شاید این سوال برای دیگر بزرگواران هم پیش بیاید و ایشان این صفحه را ملاحظه کنند پاسخ خورد را درج میکنم.
در متن سوال از عقیده ی شیعه نیز سوال شده که در پاسخ های ارائه شده تنها نظر برادران اهل تسنن انعکاس یافته لذا این چند خط را نیز مکمل این جواب بدانید:

***************************
جنابعالی برای اثبات این مطلب که تحریم متعه از ناحیه ی شخص رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم صورت گرفته است، به حدیثی استناد کرده اید که باید کاملا مورد تجزیه وتحلیل قرارگیرد. در گام اول باید عرض کنم، روشن است که براساس پذیرش کتب اهل سنت، آیه ی شریفه دلالت بر جواز نکاح منقطع دارد؛ و این مطلبی است مقبول از ناحیه فرق مسلمین.
آنچه باید در این مورد عرض کرد این است که با پذیرش وجود چنین آیه ای، نوبت به این پرسش می رسد که آیا در مورد این آیه نسخ اتفاق افتاده است یا خیر؟

اگر دلیلی در دست داشته باشیم که دلالت بر نسخ آیه ی متعه بکند، کار تمام است؛ اما یک گروه مدعی هستند که دلیلی که صلاحیت برای نسخ آیه ی متعه داشته باشد، وجود ندارد و گروه دیگر مدعی هستند چنین دلیلی موجود است، چنان که جنابعالی دلیل را ذکر کردید.
پس باید تحلیل شود که آیا دلیلی که شما آورده اید، صلاحیت لازم برای نسخ آیه ی متعه را دارد و شرایط دلیل ناسخ در آن متوفّر است یا خیر؟به این منظور به بررسی دلیل اقامه شده از ناحیه جنابعالی می نشینیم.
آنچه روشن است این است که بنابر نقل صحاح اهل سنت خلیفه ی دوم گفته است:
دو متعه در زمان رسول الله ( صلی الله علیه وآله وسلم ) حلال بود، من آن دو را حرام می کنم و بر ارتکاب آن دو عقوبت قرار می دهم.
آنچه براساس گفتار عمر در این منابع ثابت می شود آن است که متعه در زمان پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم، جایز بوده است و گرنه خود عمر می گفت که ایشان از این عمل نهی کرده اند و نهی و تحریم را با کلمه " انا احرمهما " به خود نسبت نمی داد. این مطلب یک دلیل مهم است بر اینکه باید اندکی بیشتر بر حدیثی که نهی را به خود رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم نسبت می دهد، تامل نمود.
روشن است که گفتار عمر ثابت کننده ی این مطلب است که جواز متعه تا پایان زمان رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم ادامه داشته است و اگر غیر از این بود، عمر نمی گفت " کانتا محللتان فی زمن رسول الله". پس در این مرحله، روشن شد که به شهادت خلیفه ی دوم، جواز متعه در زمان پیامبر علیه و آله السلام وجود داشته است.
بررسی منابع نشان دهنده ی این مطلب نیز هست که در زمان خلیفه ی اول هیچ گونه نهیی از ازدواج موقت از ناحیه ی وی ثبت نشده است.
پس از زمان رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم تا زمان ابوبکر و قسمتی از خلافت عمر این جواز ادامه داشته است. از سوی دیگر به چنین روایات و احادیثی نیز برمی خوریم:
عمر بن خطاب بر منبر رسول الله ( صلی الله علیه وآله وسلم ) چنین گفت:
متعتان کانتا علی عهد رسول الله ( صلی الله علیه وآله وسلم ) عمل بهما علی عهد من بعده، انا انهی عنهما و اعاقب علیهما.
برای اطلا ع از این روایت که تصریح به این مطلب دارد که در عهد پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم،متعه جایز شمرده می شده و در زمان پس از ایشان نیز این گونه بوده است،بنگرید به؛
صحیح بخاری ج 3 ص 69 و ج 1 ص 180؛صحیح مسلم ج 4 ص 48؛ مسند احمد ج 4 ص 436 که در همین منبع آمده است: فلم تنزل آیة تنسخها و ینه عنها النبی ( صلی الله علیه و آله وسلم ) حتی مات. و سنن نسایی ج 5 ص 155
و بسیاری از منابع معتبر دیگر ....

همان گونه که روشن است، در مسند احمد نه تنها به نقل این مطلب اکتفا شده است، بلکه به وضوح ادعا شده که نه آیه ای بر نسخ آیه ی دال بر جواز متعه نازل شده است و نه خود پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم در این مورد تا زمان وفات ایشان نهیی فرموده اند.
برای جمع بندی مطالب این کامنت باید گفت: جایز بودن متعه تا زمان وفات پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم و حتی تا پایان زمان خلافت ابوبکر، مطلبی قطعی و انکار ناپذیر است، چنان که خود عمر بر این مطلب تاکید دارد و بزرگان از دانشمندان اهل سنت نیز بر این مطلب صحه نهاده اند.
تا کنون روشن شد که روایات وارده در مورد جواز متعه تا پایان زمان رسول گرامی اسلامعلیه وآله الصلاة والسلام و تا آخر خلافت ابوبکر به صورت قطعی این مطلب را ثابت می کند. این از یک سوی؛
از طرف دیگر می رسیم به دلیلی که شما برای اثبات نسخ آیه ی دال بر جواز متعه به آن استدلال نمودید.

دوست من یکی از قواعد مهم علمی این است که آیه ی قرآن نمی تواند توسط خبر واحد نسخ شود، خبری که شما آوردید وراوی آن " سبرة " است، خبر واحد است که علاوه بر مردود بودن به واسطه تعارض با اخبار متواتر جواز و حلیت متعه، توانایی نسخ آیه ی قرآن را ندارد.

علاوه بر اینکه خبر "سبرة" به خودی خود و صرف نظر از اشکال تعارض و عدم توفر شرایط برای نسخ کتاب عزیز، دارای اشکالات عدیده ی دیگری نیز هست که اگر تمایل داشتید و این چند کامنت ناقابل بنده را به پاسخ خویش مزین فرمودید متعرض خواهم گردید.
جمع بندی کل مطالب اینکه:
براساس آیه ی شریفه،جواز نکاح موقت ( متعه ) ثابت است و تنها راهی که وجود دارد این است که نسخ آن ثابت شود. برای اثبات نسخ، تنها یک خبر واحد آورده شد که علاوه بر وجود اشکالات فراوان در خود آن، روایت مبتلی به تعارض با اخباری که براساس آن خود عمر معترف است تا پایان زمان رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم و حتی پس از ایشان در زمان خلافت ابوبکر متعه امری جایز بوده است، می باشد و از صلاحیت استناد و استدلال ساقط است. پس:
یا ایها الذین آمنوا لاتحرموا ما احل الله لکم و لاتعتدوا ان الله لایحب المعتدین
ای کسانی که ایمان آوردید آنچه را خداوند برایتان حلال کردهاست حرام نکنید و از حد در نگذرید که خداوند از حد درگذرندگان را دوست ندارد .
مناسب است در این جا به داستانی اشاره کنم که علاوه بر استناد به آن کمی برای تنوع هم مفید باشد .
از پسر عمر ( عبدالله بن عمر ) در مورد متعه ی زنان سوال شد، پاسخ داد:
حلال است؛ به او گفته شد: پدرت از آن نهی کرد. جواب داد: ارایت ان کان ابی نهی عنها و صنعها رسول الله ( صلی الله علیه و آله وسلم ) انترک السنة و نتبع قول ابی ؟ صحیح ترمذی ، کتاب النکاح
به وضوح روشن است که هم سوال کننده و هم پاسخ دهنده که فرزند عمر بوده است، می دانسته اند و گفته اند که این کار در زمان پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم حلال بوده و سنت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم بوده است و کسی که از آن نهی کرده عمر بوده است نه پیامبرعلیه و آله الصلاة و السلام . جالب است که فرزند عمر می گوید آیا شما می خواهید من کاری را که پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم به عنوان سنت خویش دانسته اند، رها کنم و از کلام پدرم تبعیت کنم ؟


واضح است که این سنت نبوی در طول زمان حیاتشان نسخ نگشته و حتی در زمان ابابکر نیز رایج بوده است لذا اهل تسنن اگر پیروی از سنت عمر رض را برتر از سنت پیامبر نمیدانند مخالفتشان بیهوره است.


منبع : http://levaoshia.blogfa.com/post/10





exit
کاربر سایت
کاربر سایت
 
پست ها : 1
تاريخ عضويت: دوشنبه آبان ماه 18, 1394 3:05 pm
تشکر کرده: 0 دفعه
تشکر شده: 0 دفعه
امتياز: 0


بازگشت به متفرقه

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: MSN [Bot] و 0 مهمان